فرامرز پارسا
مقامات آمریکایی همچنان در مواضع نخ نما شده خود یک اصل را تکرار می کنند و آن ترساندن کشورهای منطقه از جایگاه منطقه ای و جهانی ایران است. مواضع هیلاری کلینتون وزیر خارجه و رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا در سفر به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ادعاهای کنگره آمریکا برای تدوین راهبرد نظامی در برابر قدرت بازدارندگی ایران، مواضع رسانه های آمریکایی برای ترساندن کشورهای عربی از توان دفاعی ایران و... نشانه هایی از استمرار پروژه واهی ایران هراسی در منطقه است. هر چند این اقدامات امری تکراری می باشد، اما تشدید این روند در آغاز سال 2011 یعنی درست در پایان دومین سال حضور اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید، برگرفته از نکاتی خاص می باشد که می تواند برگرفته از کارنامه دو ساله اوباما باشد. اوباما از زمان حضور در کاخ سفید وعده های بسیاری به کشورهای عربی داده در حالی که در لوای آن اهدافی را پیگیری می کرده است.
نخست آنکه؛ اوباما از ابتدا مدعی بود که فعالیت هسته ای ایران تهدید امنیت منطقه است و برای مقابله با آن تلاش می کند. پس از دو سال جهانیان واهی بودن ادعاهای اوباما مبنی بر غیر صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای صلح آمیز جمهوری اسلامی ایران را دریافته اند، چنانکه گروه 1+5 نیز سرانجام با کنار نهادن آمریکا به مذاکره با ایران روی آورد. اوباما در مسئله ایران کاملاً رسوا شده که هزینه های سنگینی برای این کشور در کشورهای منطقه داشته که با ادعای واهی به دنبال فریب آنها بوده است.
دوم آنکه؛ آمریکا به هیچ کدام از وعده های خود به اعراب در قبال فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی عمل نکرده است. این امر تخریب جایگاه مردمی و جهانی دولت های عربی را در پی داشته است که همواره با اتکا به آمریکا به دنبال حل مسئله فلسطین بوده اند. اعراب با همراه شدن با آمریکا هزینه های بسیاری پرداخته اند در حالی که دستاوردی برای آنها در بر نداشته است.
سوم آنکه؛ آمریکا که نتوانسته اهداف خود را در عراق محقق سازد با ادعای تحقق خواسته های کشورهای عربی به مداخله در امور عراق ادامه داده که وحدت عراقی ها این پروژه را نیز با شکست مواجه ساخته است.
چهارم آنکه؛ طرح آمریکا برای به چالش کشاندن جبهه مقاومت با محوریت ایران، عراق، ترکیه، سوریه، لبنان و فلسطین ناکام مانده است، به گونه ای که بسیاری از خاورمیانه جدید با مولفه مقاومت سخن می گویند.
با توجه به آنچه ذکر شد به صراحت می توان گفت که آمریکا از یک سو در اجرای اهداف خود در منطقه ناتوان بوده و از سوی دیگر وعده های خود برای اعراب را اجرایی نساخته است. در چنین شرایطی، آمریکا که دیگر مولفه ای برای بازیگری در منطقه و فریب اعراب ندارد، تک مضراب ایران هراسی را تکرار می کند تا به زعم خود بر ناکارآمدی های خود سرپوش گذارد. آمریکا می داند که توان همسو ساختن منطقه با اهداف ضد ایرانی خود را ندارد، لذا با جنگ تبلیغاتی سعی دارد تا این شکست و همگرایی گسترده منطقه و جمهوری اسلامی ایران را پنهان سازد.
به هر تقدیر، روند تحولات منطقه به ویژه تأکیدات منطقه بر لزوم همگرایی با جمهوری اسلامی به عنوان مولفه ای برای مقابله با دشمنان منطقه، بی صدا شدن تک مضراب های آمریکا را که با پروژه ایران هراسی نواخته شده در پی دارد، چنانکه بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که واشنگتن تمام مولفه های خود برای تحت الشعاع قرار دادن ایران را از دست داده و ادعاهای آنها نیز صرفاً تبلیغاتی برای فریب افکار عمومی آمریکا و دوستان سران کاخ سفید در رژیم صهیونیستی می باشد.