صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۸:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۰۴۰۷۹

مهدى سعیدى
نامه جدید «مصطفی تاج زاده» عضو دوزیست احزاب غیرقانونی مشارکت - مجاهدین به «علی مطهری»، سند دیگری است که فرآیند استحاله فکری جریان فتنه را آشکار می سازد.
وی در بخشی از این نامه ضمن نقد اظهارات علی مطهری که از «اباحه گری» جریان دوم خرداد نسبت به مسئله حجاب و ترویج سبک زندگی سکولار سخن گفته بود، به دفاع از بی حجابی و ضرورت به رسمیت شمردن آن در ایران اسلامی پرداخت. وی برای ادعای خود کشور لائیک ترکیه را شاهد مثال آورده و در نهایت مدعی می شود: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه اونیفورم واحد پوشاند»!
این نامه مطول حاوی مطالب دیگری نیز هست که پرداختن به آن از حوصله این نوشتار بیرون است، اما در مورد مسایل مطرح شده در دفاع از بی حجابی توجه به چند نکته ضروری است:
1- مسئله حجاب و ضرورت رعایت آن در جامعه اسلامی و وظایف نظام اسلامی برای مقابله با بی حجابی و برهنگی، موضوعی نیست که حدود و ابعاد آن در متون دینی و آموزه های شیعی مورد غفلت واقع شده باشد. کافی است در این زمینه به نظرات مشهور مراجع عالی قدر شیعه از جمله حضرت امام خمینی(ره) مراجعه شود تا حدود و ثغور بحث مشخص شود، آنگاه دیگر نیازی به خیال بافی های منورالفکرانی چون تاج زاده باقی نخواهد ماند.
2- تاج زاده در این نامه اقدام نظام اسلامی در مقابله با بی حجابی را «یکسان کردن پوشش زنان» می خواند که «چه با تبلیغ و کار فرهنگی و چه با اجبار ممکن نخواهد شد»! معلوم نیست آقای تاج زاده چگونه به این کشف جدید رسیده که رعایت حجاب اسلامی را مساوی «یکسان سازی پوشش زنان» گرفته اند. به واقع مشکل وی آن است که با نگاهی مطلق انگارانه تصور می کند پوشش زنان تنها دو حالت دارد: «یا باحجاب و یا بی حجاب» در این صورت اگر در جامعه ای بی حجابی اقدام غیرقانونی خوانده شد، نوعی یکسان سازی صورت گرفته و آزادی انسان ها سلب شده است! این در حالی است که با محور قرار دادن حجاب اسلامی و نفی برهنگی نیز انواع و اقسام تنوع پوشش را می توان تصور نمود.
3- تاج زاده مدعی است: «حتی اگر از بهترین روش های فرهنگی، آموزشی و تبلیغاتی در دنیای کنونی و در ایران امروز بهره ببریم، نخواهیم توانست همه زنان را به رعایت حجاب اسلامی قانع کنیم.» در این باره باید گفت این مسئله موضوعی نیست که محل اختلاف باشد، اما نتیجه گیری که وی از این مسئله می کند مصداق آن تعبیری است که امیرالمومنین(ع) در قبال رفتار خوارج به کار برد: «کلمه الحق یراد بها الباطل» !
اینکه در جامعه هستند کسانی که با انواع و اقسام روش های فرهنگی و غیرفرهنگی باز هم دوست داشته باشند تا برهنگی را بر حجاب ترجیح دهند، دلیل نمی شود تا نظام اسلامی حکم خداوند را زمین گذاشته و این خواسته غیرانسانی را به رسمیت شمرده و به اسم آزادی، اجازه حضور برهنه این افراد را در جامعه فراهم آورد.
مبتنی بر این نوع استدلال کردن آقای تاج زاده، ما باید از سویی تا مرز آزادی تمامی فحشا و منکرات پیش رویم و از دیگر سوی اجازه فعالیت آزاد ملحدان و مشرکان و بت پرستان جدید و دیگر فرق انحرافی را نیز فراهم آوریم، چرا که در نگاه آقای تاج زاده حدود آزادی فرد در جامعه را «خواست و سلایق» افراد مشخص می کند نه دین! و نظام اسلامی هم نمی تواند یک سلیقه و الگوی خاص را بر دیگران تحمیل کند!
لذا خطاب به تاج زاده که مدعی است: «جامعه پادگان نیست که بتوان به تن همه اونیفورم واحد پوشاند.»! باید گفت: «آقای تاج زاده! جامعه باغ وحش هم نیست که عرصه جولان هوسران ها شود!»
4- تاج زاده در بخش دیگری از اظهاراتش مدعی می شود: چرا اجرای قوانین اسلامی برای مقابله با بی حجابی در دیگر کشورها و توسط گروه های اسلامی از جمله حماس در فلسطین، حزب الله لبنان، افغانستان و عراق دنبال نمی شود! و چرا آنها حاضر نیستند همچون ما رفتار کنند؟
در پاسخ به این ادعای سخیف نیز باید گفت کدام عقل سلیمی است که وضعیت بی ثبات عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین را با جمهوری اسلامی ایران مقایسه کند! آیا این کشورها که هنوز از تأمین حداقل امنیت ناتوانند، الگوی ایران اسلامی در مسائل فرهنگی هستند یا این جمهوری اسلامی است که به آمال و آرزوی مبارزان جهان اسلام تبدیل شده است؟ آیا کشور شیعی و همگونی چون ایران باید الگوی حجاب خود را از دیگر جوامع اسلامی ناهمگونی بگیرد که هنوز موفق به تشکیل حکومت اسلامی نشده اند!
5- نکته دیگر آنکه تاج زاده در این نامه اینگونه به مخاطب القا می کند که گویا ادعاهایش بر آرا و نظرات استاد شهید مرتضی مطهری در باب آزادی استوار است! این در حالی است که اگر کسی اندک آشنایی با آثار استاد داشته باشد کذب گزافه های تاج زاده را خواهد فهمید. مروری گذرا بر آثار باقی مانده از استاد به خوبی تعارض این دو دیدگاه را آشکار می سازد. به عنوان نمونه مطهری با صراحت در باب اعتبار و ارزش آزادی می گویند: «آزادی برای انسان، کمال است؛ ولی «کمال وسیله ای» است نه «کمال هدفی». هدف انسان این نیست که آزاد باشد؛ ولی انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خویش برسد.»(انسان کامل، ص 346)
ایشان در جایی دیگر در باب حدود آزادی می فرمایند: «اراده بشر تا آن جا محترم است که با استعدادهای عالی و مقدسی که در نهاد بشر است، هماهنگ باشد و او را در مسیر ترقی و تعالی بکشاند؛ اما آن جا که بشر را به سوی فنا و نیستی سوق می دهد و استعدادهای نهانی را هدر می دهد، احترامی ندارد.»(اخلاق جنسی، ص 39)
6- هر چه می گذرد بیش از پیش آشکار می گردد که آنچه به بهانه انتخابات 22 خرداد 88 اتفاق افتاد چیزی فراتر از مسئله سلامت انتخابات و نتایج آن بود. به واقع فتنه 88 صحنه رویارویی تمام عیار انقلاب اسلامی با جریانی بود که در دو دهه گذشته در مسیر استحاله فکری - سیاسی گام برداشته و در انتخابات دهم ریاست جمهوری به قصد براندازی نظام وارد عمل شده بود که با نصرت الهی و بصیرت و آگاهی ملت به محاق رفت.

نام:
ایمیل:
نظر: