صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۲۰۴۸

بصیرت ؛هفته نامه بصیرت:پاپ بندیکت شانزدهم چندی پیش در سخنانی در آلمان، با اشاره به محتوی کتابی مربوط به قرن 14میلادی با انتقاد شدید از اسلام و توهین به پیامبر اعظم(ص) در سخنانش بطور ضمنی از ارتباط بین اسلام و خشونت سخن گفت.

رهبر79ساله واتیکان مدعی شد که اسلام بر خلاف مسیحیت کمتر از منطق پیروی می کند؛ و مسیحیت را مبتنی بر منطق دانست؛ و اسلام را تابع منطق ندانست و در کلام خود با اشاره به کتاب امپراتوری بیزانس به پیامبر اسلام اهانت و از مفهوم جهاد در اندیشه های اسلامی انتقاد کرده بود؛ و در مورد پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) گفته است: پیامبر (ص) برای جهان اسلام ارمغانی جز خشونت نداشته است. وی همچنین در این سخنرانی پیرامون تفاوت فلسفی و تاریخی میان اسلام و مسیحیت در رابطه با ایمان و خشونت، به بیان نظرات امپراتور بیزانس اشاره و می افزاید:

" تفکر جهاد در اسلام ناشی از خشونت است و این تفکر مغایر با سنت الهی و فطرت بشری از بعد منطق است."

متأسفانه پاپ بندیکت شانزدهم رییس کلیسای رم با اظهاراتش باعث ایجاد یک التهاب مذهبی سیاسی در جهان اسلام شده و احیای روح جنگ های صلیبی و تحریک امت اسلامی گردید و علی رغم اظهار تأسف، نقدهایی بر این سخنان وارد است.

درابتدا وی مدعی شده است که اسلام از منطق بدور است اما نکته قابل توجه این است که فلسفه و منطق ابتدا توسط متفکران اسلامی در قرون وسطی وارد اروپای مسیحی شد. این حقیقتی است؛ تاریخ شکل گیری حیات فکری اصیل اروپایی در قرون وسطی حاصل شکوفایی تمدن اسلامی در اسپانیا بود. در طول 5 قرن، دقیقا از قرن8تا13 – تاریخ تمدن های جهان تاریخ تمدن اسلام بود و در مقایسه با تمدن مسیحی اروپا خصوصاً غرب آن، تمدن اسلامی بسیار پالوده تر و رشد یافته تر بود. امپراتور غرب طی قرون وسطی در حصار خرافات و جهل غوطه ور بود و کلیسای مسیحی باعث شده بود که مردم در فقر شدیدی روزگار را بگذرانند. از طرفی، امپراتوری شرق بیزانس، به دلیل نزدیک بودن با کشورهای اسلامی توانست با ایجاد ارتباط با حکومت اسلامی از فرهنگ غنی اسلام بهره مند شود. امپراتوری بیزانس توانست با برخورد تمدن اسلامی تقریبا حدود 200سال این تمدن را به سمت غرب ببرد و غرب توانست در   حوزه های فلسفه، پزشکی، ستاره شناسی، شیمی و ریاضیات غرب را از جهل و تاریکی قرون وسطی نجات دهد.

در واقع رنسانس غرب محصول برخورد تمدن غرب با شرق کشورهای اسلامی بود که توانست روشنگری را از دنیای اسلام به غرب ببرد.

مطلب بعدی راجع به خشونت است. پاپ مدعی شده که مسلمانان خشونت های اعمال شده را زیر لوای خداوند انجام میدهند و پیامبر عظیم الشأن اسلام را مروج خشونت نامیده است. حال این نکته قابل توجه است که وی خشونت های رخ داده در امپراتوری بیزانس را که مدتها علیه مسلمانان و دیگر عقایدانجام گردیده نادیده گرفته است.

مورخان اکثرا بر این مطلب اذعان داشته اند که مسیحیان بیشترین خشونت را مقابل مسلمانان عرضه داشتند. شروع جنگ های صلیبی از طرف مسیحیان برای غارت ثروت مسلمانان صورت گرفت و پس از دوران رنسانس در اروپا و امپراتوریهای پرتغال و اسپانیا در غرب و لشکرکشی پرتغالی ها به مناطق شرق و مسلمان نشین خاورمیانه و شروع دوران استعمار از طرف غربیها صورت گرفت.

پس از پرتغالی ها انگلیسی ها پرچم دار استعمار نو در ممالک اسلامی بودند و با اشغالگری و جنگ های متعدد در صدد غارت ثروتهای ممالک اسلامی برآمدند. در دوران معاصر پس از انگلیسیها، آمریکایی ها به عنوان مظهر امپرسیالیسم، مناطق مسلمان نشین و ممالک اسلامی را مورد هجوم خود قرار دادند. و جناب جرج بوش لشکرکشی به افغانستان و عراق را تحت عنوان جنگ مقدس مطرح کرد و این همان اصطلاحی است که در قرون وسطی نیز مسیحیان در جنگ علیه مسلمانان و اعراب بکار می بردند و جنگ مقدس  واژه ای است که سالها جزیی از دکترین کلیسای کاتولیک بوده است.

نکته بعدی طراحی حلقه فشار بر علیه جهان اسلام است که سال گذشته با ماجرای کاریکاتورهای اهانت آمیز یک نشریه دانمارکی آغاز و در حال حاضر با سخنان توهین آمیز پاپ بندیکت شانزدهم یک جریان سیاسی- مذهبی علیه جهان اسلام آغاز شده است که نشان از توطئه "راه اندازی جنگهای صلیبی" است و سخنان پاپ در واقع این حلقه را می خواهد کامل نماید.

متأسفانه دولت تفرقه اندازی مثل انگلیس با ایجاد نفاق و بدعتهایی در دین و بنیان نهادن مذاهب منحرفی چون"وهابیت" به نام اسلام (که این مذاهب افراطی که در واقع ساخته و پرداخته خود غربی ها می باشد)، سعی کرده اسلام را در وهابیت خلاصه کند و حملات تروریستی علیه برج های دوقلوی نیویورک در آمریکا و حوادث11سپتامبر را به عنوان مظهر خشونت جهان اسلام معرفی نمایند. اما پاپ بندیکت شانزدهم می تواند با کمی تعقل و منطق، اسلام واقعی را مطالعه کرده و بداند که اسلام خود منبع نور، منطق و تفکر است.

در این رابطه می توان به فرمایشات مقام معظم رهبری استناد کرد که ایشان در مورد سخنان پاپ اظهار داشتند:

«اتهام بی توجهی اسلام به عقل مانند انکار کردن نور خورشید است. چرا که هیچ کتاب آسمانی به اندازه قرآن، بر تعقل و تدبر تأکید نشده است و تمدن درخشان علمی امت اسلام نیز بر پایه توجه به توصیه های اسلامی در باب اهمیت تعقل و علم و تدبر شکل گرفته است.»

شاید پاپ اگر کمی بصیرت داشت،ریشه خشونت و ناامنیهای ایجاد شده در عراق و افغانستان را در مداخلات دول غربی به سردمداری آمریکا میدید.

با ظهور صهیونیست های مسیحی در دولت آمریکا تمام جنگ های صورت گرفته در این کابینه ریشه مذهبی دارد. حال از پاپ باید پرسید که مسیحیان جنگ طلب هستند یا مسلمانان؟

آیا حکم جهاد که در اسلام ریشه در دفاع از بلاد تمدن اسلامی دارد بوی خشونت       می دهد یا تفکرات مسیحیان صهیونیست نو محافظه کار که

سعی دارند جهان را زیر سلطه خود ببرند؟!
نام:
ایمیل:
نظر: