صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۰۵۶۹۷

عبدالله حسینى
در تحلیل جامعه شناسانه از انقلابات، ریزش ها نیز به مانند رویش ها کاملاً طبیعی ارزیابی می گردد. چرا که در سیر تاریخی و ورود انقلاب به دوره های جدید با مخالفت و انتقاد طیفی از همراهان مواجه می گردد. اگر نخستین مرحله انقلاب را نفی وضع موجود بدانیم، در این مرحله، وفاق بیشتری از جانب افراد جامعه صورت می گیرد و آنگاه که به مرحله ایجابی رسیده و از جایگزین وضع سابق سخن به میان می آید، به صورت کاملاً عادی اختلافات جدی بر سر مولود جدید پدید می آید.
در خصوص انقلاب اسلامی ایران، ریزش های متعدد، نه تنها دلیلی بر غیر اسلامیت و عدم حقانیت آن نمی باشد، بلکه گواه حرکت آن بر صراط مستقیم می باشد که با پافشاری هر چه بیشتر اسلام خواهان بر اصول خویش صورت می گرفت. از همین رو وقتی امام عظیم الشأن(ره) بر جمهوری اسلامی تأکید فرمودند، کسانی به خاطر همین نام، راه خود را جدا کردند و با تصویب اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، زاویه ها بیشتر شد و اگر این ریزش ها صورت نمی گرفت جای سوال داشت؟
لذا با اشغال لانه جاسوسی (انقلاب دوم) موجی از ریزش غرب زده ها که مایل نبودند انقلاب اسلامی را حرکتی مقابل آمریکای جهانخوار قلمداد کنند، صورت گرفت. مقابله نظام با جریان لیبرالیسم و زیاده خواهی های بنی صدر، چهره تعداد دیگری از ناهمراهان انقلاب را نشان داد و منافقینی که انقلاب را با نیات خود می خواستند، در مقابل نظام قرار گرفتند. هر چه بر خلوص انقلاب افزوده می شد تعدادی دیگر از دنیاطلبان و انقلابیون دروغین به صف ریزش ها می پیوستند البته در این بین افرادی هم بودند که اصلاً جزیی از انقلاب نبودند که بخواهند ریزشی به حساب آیند.
ریزش ها هم همچون رویش ها بیانگر رشد و نمو درخت تنومند انقلاب اسلامی می باشد. چنانچه غرس نهالان، برای درخت شدن ضروری است. اگر ریزشی صورت نگیرد و کسانی راه خودشان را جدا نکنند دیگرانی هم در اعتقاد خویش به انقلاب راسخ نمی شوند.
اما به هر صورت، تعداد ریزش ها زمانی افزایش یافت که انقلاب اسلامی در مرحله انقلاب فرهنگی و اجتماعی قرار گرفت و الزاماً باید دولت اسلامی متشکل می شد که در این مرحله، ریزش بزرگ لائیک ها و سکولارها و همه کسانی که انقلاب فرهنگی یعنی مهمترین مرحله انقلاب را بر نمی تابند، رخ می دهد.
به نظر می رسد در مرحله کنونی که نظام اسلامی می خواهد عقلانیت بومی (اسلامی - ایرانی) را جایگزین عقلانیت غربی نماید با ریزش های بیشتری نسبت به مرحله انقلاب سیاسی مواجه باشد که در مرحله اول، تحول مربوط به ساختار و شکل اداره جامعه بود، اما در مرحله انقلاب فرهنگی، تغییرات به محتوای نظام فکری و جغرافیای اندیشه می باشد که باید مرزها را مشخص ساخت و استقلال سرحدات فکری را حفظ کرد. از این رو، باید گفت: اگر چه ریزش انقلابیون در هیچ انقلابی از جمله انقلاب اسلامی خوشایند نیست، اما ریزش انقلابیون نادم و دنیاطلب نه در گذشته، نه حال و نه حتی در آینده برای انقلاب و نظام جز خیر و برکت به دنبال نداشته و نخواهد داشت، چرا که معمولاً در این ریزش ها آن کسانی از انقلاب جدا می شوند که وجودشان مضر به حال نظام و انقلاب است و لذا غربال این انسان های ضعیف و خطرناک و ناخالص قطعاً برای انقلابی که پویا و ماناست، فرایندی مفید بوده و به نفع کشور و انقلاب خواهد بود.

نام:
ایمیل:
نظر: