صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۰۷۵۵۵

على تتماج
افغانستان در حالی دهمین سال اشغال خود را سپری می کند که این کشور همچنان شاهد مجموعه ای از تحولات امنیتی و سیاسی می باشد.
هر چند که بیگانگان همچنان بر حضور بلندمدت در این کشور تأکید دارند اما روند تحولات از تلاش دولتمردان افغانستان برای دوری از نیروهای خارجی حکایت دارد. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند که سیاست های بیگانگان به ویژه عدم تحقق ادعاهای شان مبارزه با ناامنی ها و اهدای دموکراسی و آزادی مردم به افغانستان خشم و نارضایتی مردم را به همراه داشته است. این امر را در عملکردهای دولت افغانستان، می توان مشاهده کرد که تلاش دارد تا شرایط را برای دوری از نیروهای خارجی و رسیدن به استقلال فراهم آورد.
در این چارچوب چند مسئله قابل توجه است.
الف) در عرصه داخلی به رغم اعمال فشارهای آمریکا، کرزای رئیس جمهور افغانستان چند اصل را مورد توجه قرار داده است. اعتراض های گسترده به حملات نیروهای خارجی به مردم، تلاش برای تعطیل کردن شرکت های امنیتی خارجی، رویکرد به مذاکره با طالبان، همسویی با گروه ها و جریان ها برای آغاز به کار پارلمان افغانستان، تأکید بر لزوم تقویت ارتش افغانستان به دانش روز نظامی و کاهش وابستگی به نیروهای خارجی و... از جمله این اقدامات است که چندان مورد نظر اشغالگران نمی باشد.
ب) در عرصه منطقه ای و جهانی نیز «کرزای» مجموعه ای از روابط را آغاز کرده است. تلاش برای توسعه همکاری با جمهوری اسلامی ایران به عنوان اولین حامی ملت و دولت افغانستان در سه دهه گذشته، تأکید بر حل اختلاف ها با پاکستانی که آمریکا آن را عامل ناکامی های خود در افغانستان می داند، تأکید بر توسعه مناسبات با کشورهایی مانند هند و چین و ممالک آسیای مرکزی و قفقاز و... را در این چارچوب می توان مشاهده کرد. کرزای برای تکمیل این پروژه، روابط جدیدی را با روسیه آغاز کرده که سفر اول بهمن وی به مسکو، نشانه ای بر این رویکرد است. کرزای در حالی به روسیه روی آورده که به دلیل سابقه تاریخی منفی در روابط دو کشور، غربی ها انتظار چنین روابطی را بعضاً دور از ذهن می دانستند.
با توجه به شرایط می توان گفت که افغانستان مسیر دوری از آمریکا و ناتو را در پیش گرفته است که در سایه آن چند هدف را پیگیری می کند.
اولاً، کرزای با رویکرد به خواسته های مردمی از جمله مذاکره با طالبان و آغاز به کار پارلمان تلاش دارد تا وحدتی داخلی را بر کشور حاکم سازد تا بهانه اشغالگران مبنی بر ادامه حضور به دلیل چالش های سیاسی و امنیتی را از میان بر دارد. این روند مورد حمایت مردم افغانستان است که می تواند به تثبیت پایه های قدرت وی منجر شود.
ثانیاً، کرزای که از تحقق وعده های غرب ناامید شده با گرایش به کشورهای منطقه تلاش دارد تا به نحوی از ظرفیت های این کشورها برای برقراری امنیت و نیز تأمین نیازهای جامعه خود برخوردار شود به ویژه اینکه کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران همواره تمام امکانات خود را برای یاری رساندن به ملت رنج کشیده افغانستان به کار گرفته اند.
ثالثاً، رویکرد کرزای به روسیه را باید اوج ناامیدی وی از اشغالگران دانست. وی با رویکرد به این کشور، دو اصل عمده را پیگیری می کند. وی از یک سو تلاش دارد از ظرفیت های نظامی روسیه برای تشکیل و تقویت ارتش افغانستان برخوردار شود، چرا که ناتو و آمریکا در 10 سال گذشته اقدامی در این جهت صورت نداده اند، در حالی که از مولفه های خروج اشغالگران، تقویت ارتش افغانستان است. از سوی دیگر، رویکرد به روسیه می تواند محرکی باشد برای ناتو که به تعهدات خود در قبال افغانستان عمل کند تا به اصطلاح از ورود روسیه به این کشور جلوگیری به عمل آورد.
رابعاً، تمام تحرکات صورت گرفته توسط دولت افغانستان در عرصه داخلی، منطقه ای و بین المللی حول یک محور اساسی قرار دارد و آن ایجاد شرایط لازم برای اجرای اصل خروج اشغالگران از افغانستان تا سال 2014 است. کرزای می داند که در شرایط کنونی چنین روندی اجرایی نخواهد شد، لذا اجباراً باید مولفه های جدیدی را ایجاد کرد تا بهانه ای برای ادامه حضور بیگانگان باقی نماند. ایجاد ثبات امنیتی، تقویت توان اقتصادی و مقابله با فقر حاکم بر جامعه، تقویت ارتش افغانستان و... از جمله مولفه های لازم برای خروج اشغالگران است که کرزای با اقدامات داخلی، منطقه ای و جهانی به دنبال تحقق آنها می باشد.
به هر تقدیر می توان گفت که تحولات کنونی افغانستان نشانه ای بر بی اعتمادی شدید دولت این کشور به نیروهای خارجی است که عملاً کرزای را در مسیری مغایر با اهداف آنها سوق داده است، چنانکه نمود آن را در تعاملات داخلی و منطقه ای وی می توان مشاهده کرد، هر چند که اشغالگران برای توجیه ادامه اشغالگری خود برای ناکام گذاردن این اقدامات به هر ابزاری به ویژه تفرقه افکنی و ایجاد اختلاف های داخلی و منطقه ای متوسل می شوند.

نام:
ایمیل:
نظر: