ایرنا:خبرگزاری مرکزی و رسمی کره شمالی بامداد روز دوشنبه اعلام کرد که این کشور نخستین آزمایش اتمی خود را در "منطقهای به نام "هوادایری" در نزدیکی "کیلجو" با موفقیت انجام داده است . انتشار این خبر بسیاری از دولتهای منطقه پاسیفیک و جنوب شرق آسیا را بهت و حیرت مواجه کرد. "پیونگ یانگ" بلافاصله اعلام کرد که این آزمایش بدون خطر و با موفقیت انجام شده و هیچ نوع نشت رادیواکتیوی را نیز در پی نداشته است. آنچه که از شواهد امر بر میآید آثار و تبعات این آزمایش هستهای بیش از آنکه در ابعادانسانی آن ایجاد نگرانی کند، در ابعاد سیاسی و امنیتی ایجاد نگرانی کرده است. این نگرانی به حدی است که در همان ساعات اولیه روز دوشنبه ارتش کره جنوبی به حالت آماده باش در آمد و موجی از نگرانیها نیز در کشورهای توسعه یافته منطقه از جمله ژاپن و چین ایجاد شد . گرچه وضعیت ژاپن را نمیتوان با کشور چین که همواره بزرگترین حامی اقتصادی ،سیاسی و نظامی کرهشمالی در دو دهه گذشته بوده مقایسه کرد،اما این موضوع را نیز نمیتوان انکار کرد که شرایط امنیتی چین نیز با این آزمایش تا حدودی تحت تاثیر قرار خواهد گرفت . صرف نظر از آثار منطقهای که آزمایش اتمی کره شمالی به خصوص برای چین و ژاپن در پی خواهد داشت، میتوان گفت که این آزمایش دلیل محکمی برای دستیابی پیونگ یانگ بهسلاح هستهای است و عمده تاثیر خود را بر سیاستهای فرامنطقهای آمریکا خواهد گذاشت. براین اساس به مواردی که احتمال میرود موجب تغییر رویکرد کاخ سفید در شود، به اختصار اشاره میگردد. پس از روی کارآمدن "جورج واکر بوش" و رسمیت یافتن آن در بیستم ژانویه سال ۲۰۰۰میلادی به زودی مشخص شد که دولت وی قصد دارد تا سرمایهگذاریهای سنگینی را در ابعاد نظامی و سیاست خارجی این کشور در مناطق بحرانی و بحران خیز صورت دهد. در دو دهه گذشته واشنگتن گزینههای متعددی را برایمقابله با برنامههای پیونگ یانگ به اجرا درآورد، اما هر بار با عهد شکنی و اتخاذ مواضع خصمانه قابل پیش بینی، سعی در "مدیریت بر روابط و مذاکرات" و نه تعامل به ویژه در جریان مذاکرات شش جانبه کره شمالی کرد. اینک و با انجام آزمایش هستهای کره شمالی، جورج بوش میبایست در قبال کره شمالی، یکی از دو گزینه "تعامل و کنار آمدن با واقعیتی به نام کره شمالی" و یا " تشدید فشار سیاسی و خصمانه" یکی را انتخاب و برگزیند. چندی پیش هفته نامه تایم در یکی از مقالات خود به قلم "تونی کارن" ( (Tony Karonبه این موضوع اشاره کرد که تهدید کره شمالی در خصوص انجام آزمایش بمب هستهای از یک سو و خودداری ایران از تعلیق غنیسازی اورانیوم، از سوی دیگر موجب شده تا سیاست خارجی دولت بوش به "نقطه تقاطع" رسیدهاست. این نویسنده تایم، معتقد است که بوش تاکنون کوشیده است تا به گونهای عمل کند که مجبور نشود بین سیاست "تغییر رژیم! و تعامل دیپلماتیک" یکی را انتخاب کند بلکه ترجیج داده تا با انتخاب یک سیاست ابهامآمیز به واقع ترکیبی از این دو سیاست را به نمایش گذارد. گرچه به نظر میرسد کارن تحلیل مناسبی را در خصوص رفتارهای سیاسی کاخ سفید ترسیم کرده است ، اما چون اعمال هرکدام از این انتخابها هزینههای خاص خود را در بر خواهد داشت و واشنگتن نیز تمایل زیادی دارد تا عمده بار این هزینهها را بر طرفهای دیگر تحمیل کند، لذا به نظر میرسد بر خلاف تحلیل کارن راه سومی نیز وجود دارد که میتواند مورد توجه قرار گیرد و آن هم "پذیرش واقعیت موجود در کره شمالی " است. شاید این موضوع نیز اغراق نباشد که انجام آزمایش اتمی کرهشمالی موجب تشدید فشار طیفهای رایکال و تندرو در ایالات متحده و تاثیر آن بر سیاست خارجی این کشور در رویارویی با شرایط جدید در منطقه پاسیفیک و خاورمیانه شود . تجارب جنگی آمریکا در چند سال اخیر به خصوص تجربه عراق بیانگر این واقعیت است که آمریکا نمیتواند اینک به تغییر حکومت در کرهشمالی بیاندیشد و با استفاده از زور و یا اعمال فشار در شرایط نابرابر مذاکرات بینالمللی توسط متحدان خود،سیاستهای پیشین را ادامه دهد و باید به راه حل سومی که اشاره شد، بیشتر بیاندیشد. هر چند برخی از گروهها و اشخاص ذی نفوذ به ویژه لابی صهیونیستها نیز پس از جنگ ۳۳روزه اسراییل علیه مردم و حزب الله لبنان نیز به ناتوانی نظامیان در مدیریت بر بحران اذعان داشتهاند و همین موضوع نیز دلیل محکمی است که کاخ سفید را برخلاف میل خود وادار کند تا از نوعی تعامل دیپلماتیک در قبال کره شمالی متفاوت با آنچه که تاکنون وجود داشته، حمایت کند. تغییر این سیاستها در پاسیفیک همانگونه که پیونگ یانگ نیز اعلام کرد و درخواست سه کشور چین ،ژاپن و کره جنوبی نیز بر آن استوار بود، ورود مسقیم آمریکا به مذاکره مستقیم با کره شمالی است، که انجام آزمایش هستهای در آن کشور میتواند تا حدودی چشم انداز آینده این در خواست را مشخص سازد. ادامه روند کنونی و اصرار واشنگتن بر پیشبرد سیاستهای کنونی موجب خواهد شد تا در آیندهای نزدیک فشارهای بینالمللی به ویژه از سوی متحدان اروپایی این کشور برای آغاز مذاکرات (در آیندهای نه چندان دور) افزایش باید که در راستای این استنتاج از هم اکنون باید نشست و به انتظار بسیاری از تحولات در دو منطقه مهم و استراتژیک خاورمیانه و حوزه پاسیفیک بود.