صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ - ۱۲:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۲۰۸۶۱۸

بصیرت: در خبرها آمده بود که دولت مصر برای مقابله با ناآرامی به وجود آمده، دسترسی به اینترنت را محدود و رهبران مخالفین را بازداشت یا در خانه محصور کرده و شبکه تلفن همراه را از کار انداخته است. در تصاویر تلویزیونی هم پیداست که مخالفان و انقلابیون مصر با حضور گسترده در خیابان، جریان طبیعی زندگی را مختل کرده، تصاویر مبارک را سوزانده و به ساختمان های دولتی حمله کرده اند. رودربایستی چرا؟ میان نوع کنش و واکنش های دولت مصر با مخالفانش، «به لحاظ صوری» (فرم) با کنش و واکنش نظام جمهوری اسلامی و شورشیان سال 88، شباهتهای قابل توجهی وجود دارد. آن چنان که «به لحاظ صوری«، ماجرای سال گذشته ما به کنش و واکنش نظام و منافقین محارب در سال 60، شباهت زیادی داشت. کما اینکه، این هر سه، «به لحاظ صوری»، به نوع کنش و واکنش رژیم پهلوی و انقلابیون سال 57، بی شباهت نیستند. نگارنده، از چنین قیاسهای غریب و -کم و بیش- گستاخان های چه نتیجه ای می خواهد بگیرد؟!
حالا که باب گستاخی باز شد، اجازه دهید جلوتر هم برویم. اگر بنا بر «شکل» و «صورت» باشد، نوع مواجهه کفار قریش با رسول اکرم (ص) شباهت قابل ملاحظه ای با نوع مواجهه مسلمین با افراد «متنبّی» (پیامبران دروغین) در سال های پس از رحلت پیامبر دارد. درست است که فکر کردن به این هم برای ما سخت است، ولی «به لحاظ صوری» نوع کنش و واکنش حضرت امیر المؤمنین (ع) در نبرد با فتنه گران جمل، صفین و نهروان، از برخی جهات، خالی از شباهت با نوع کنش و واکنش حکومت اموی (یزید) در مقابل نهضت حضرت اباعبدالله (ع) نیست. البته روشن است که این «خالی از شباهت نبودن»، به معنی مشابهت تام و تمام، حتی «به لحاظ صوری» نیست. به این موضوع بر خواهم گشت. ولی پیش از آن، باید از این سخن گفت که نگارنده، از چنین قیاس های غریب و گستاخانه ای، به دنبال کدام نتیجه است؟!
نتیجه، همان قدر که در فضای اندیشه دینی آشنا و بدیهی است، تعیین کننده و سرنوشت ساز نیز هست: آنچه که «اصالت» دارد و نهایتا تکلیف یک عمل یا رخداد را تعیین می کند، «صورت» یا «شکل» (فرم) نیست، محتواست. و اینجا محتوا یعنی نسبت با خوب و بد؛ به تعبیر دینی و قرآنی، نسبت با حق و باطل. از این منظر، هر گونه و فهم و داوری یک عمل، فارغ از نسبت آن با خوب و بد یا حق و باطل، عقیم و بی حاصل است. و چه بسا، رهزن و گمراه کننده. طرفه این جاست که این دقیقا همان چیزی است که علوم اجتماعی و پیشگام آن، اندیشه سیاسی مدرن، در طلب آن شکل گرفته است؛ یعنی فهمیدن و معنادار ساختن «امر انسانی» مستقل از اخلاق و فراسوی نیک و بد. از این جهت، «فرمالیسم»، خصلت عمومی اندیشه سیاسی و علوم اجتماعی مدرن (از ماکیاولی به بعد) است و مثلاً اختصاص به زیمل که مشخصاً از «جامعه شناسی صوری» سخن گفته، ندارد.
البته این اصلا به بدان معنا نیست که در نگاه دینی شکل یا صورت اهمیت ندارد. اصالت داشتن محتوا (ارزش) به این معنا نیست که فرم چیزی خنثی باشد. صورت عمل انسانی برای فهم و داوری آن، اصالت ندارد ولی اهمیت دارد. محتوا و جهت درست یا همان حق، با هر قالب و شکلی جمع نمی شود. به تعبیر مشهور، «هدف، وسیله را توجیه نمی کند.» در تلقی دینی، شکل هم قواعدی دارد که بعضا خیلی هم مهم است و باید رعایت شود. از همین روست که در بسیاری از موارد تاریخی که پیشتر اشاره شد، با تدقیق و تأمل بیشتر، می توان در کنار شباهت های شکلی، تفاوت های شکلی بعضا سرنوشت سازی را نیز دید. به عنوان مثال، می توان صورت تعامل کریمانه حضرت امیر با «سوار شتر سرخ مو» در پایان جنگ جمل را با صورت برخورد اشقیای دشت نینوا با اهالی حرم سیدالشهدا قیاس کرد و تفاوت های شکلی را نیز در طول تفاوت محتوایی دید. گاهی همین تفاوت های شکلی می تواند مددکار رسیدن به بصیرت های درست محتوایی باشد. اینکه ما به لحاظ شکلی با کشاکش دو نیروی اجتماعی یا منازعه میان دو بخش از جامعه مواجهیم (آن چنان که در ماجرای پس از انتخابات 88 آشکارا چنین بود) یا با صحنه نبردی که در آن تقریباً «همه بخش ها و پاره های یک جامعه» در برابر یک «دستگاه سیاسی» قرار گرفته اند (آن چنان که در انقلاب اسلامی 57 و نیز قیام این روزهای مردم مصر، در قالب دوگانه نمادین مردم/تانک مشاهده می کنیم)، چیزی فراتر از یک تفاوت صوری را به ما نشان می دهد.
به طور خلاصه، آنچه که در باب امر انسانی اصالت دارد و تکلیف را تعیین می کند، محتوا (ارزش) است. شکل هم در طول محتوا اهمیت دارد ولی از بیراهه «فرمالیسم» باید حذر کرد.
سجاد صفار هرندی ¤ دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه تهران
 

نام:
ایمیل:
نظر: