صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۵۳۱

مترجم: سحر دولتیان
وقایع تونس باعث شد که ما تجربه مهمی را در زمینه ابهام موجود در رابطه غرب و دموکراسی کسب کنیم. ضمن اشاره به این نکته که منظور ما از غرب در این مجال، نه یک مفهوم جغرافیایی و اقتصادی بلکه کشورهای اروپایی، آمریکا، کانادا و استرالیاست که مدعی برخورداری از سیستم حکومتی لیبرال دمکراتیک می باشند. باید گفت که این مدعیان، دموکراسی را به صورت تابعی از ملاحظات سیاسی برخاسته از منافع خود در سطح جهانی تعریف می کنند که نه تنها هیچ تناسبی با منافع بخش اعظم انسانهای ساکن بر روی این کره خاکی ندارد، بلکه در مقابل بشریت قرار می گیرد. از همین رو مفهوم دموکراسی برای آنان کارکردی ابزاری برای باج خواهی از دشمنان شان دارد و در عین حال هرگاه که منافعشان محفوظ باشد، دموکراسی و دموکراسی طلبان را نادیده می گیرند.
طی ملموس ترین موارد قابل اشاره، غرب در ارتباط با کشورهای دارای حکومت های استبدادی همواره در نقش حافظ ثبات آنها ظاهر شده و این حکومت ها را مقدمه ای گریزناپذیر برای هر پیشرفتی از جمله دموکراسی می داند!
از نظر آنها ثبات به معنای «سکوت مرگ» و عدم انتقاد ملت ها از حکومت هایشان است و هر کس که خواهان ثبات است، عملاً در پی تداوم وضعیت موجود می باشد و وارد شدن هر عنصر جدید برای بر هم زدن این معادله به ویژه اگر این عنصر نیروی انکار ناشدنی یک ملت باشد، مردود و غیر قابل پذیرش است. چنین تعریفی از ثبات، تا کنون علیه ملت ها و به نفع حکومت های مستبد در جریان بوده است این در حالی است که در قاموس سیاسی غرب، ملت اصل اساسی و مبنای دموکراسی است و اینک حوادث منطقه بار دیگر افشاگر این دوگانگی در معیارهای غربی و میزان ارتجاع سیاست های آن شده است.
در این میان سیاست فرانسه بسیار قابل توجه است. نیکلا سارکوزی درست همان سیاست ژاک شیراک را دنبال می کند که خطاب به رهبران کشورهای فرانسه زبان آفریقایی گفت: آنچه که به درد شما می خورد، نظام تک حزبی است نه کثرت گرایی حزبی! با این حساب تعجبی ندارد که مقامات فرانسه این همکار امنیتی نظام «بن علی» مثل وزیر امور خارجه و سپس رئیس جمهور این کشور از ضرورت حفظ ثبات در تونس سخن می گویند!
با این حال، نکته تمسخر آمیز تلاش غربی ها برای به وجود آوردن تغییری سطحی و نه بنیادی در رژیم «بن علی» است که اظهارات نخست وزیر تونس و توجیهات او برای چسبیدن به کرسی قدرت در همین راستاست. وی می گوید که باقی ماندنش در رأس قدرت به دلیل تمایلش برای کمک به انقلاب طی یک مرحله انتقالی است! گویی این مرحله، نه یک مقطع انتقال قدرت تمام عیار، بلکه تداوم همان نظام قبلی است! به همین دلیل ملت نباید طی این مرحله با نمایندگان رژیم قدیمی سازش کنند و باید تلاش خود را صرف ریشه کن نمودن آن سازند وگرنه همین پسمانده ها با کمک کشورهای غربی، آنها را محاصره و نابود خواهند کرد.
به علاوه، نکته جالب توجه اینجاست که همین غرب سینه چاک دموکراسی، با معطوف کردن افکار عمومی به خطرات ناشی از خلأ قدرت در صورت طرد سیاستمداران سابق، از تونسی ها می خواهد آرامش خود را حفظ کنند. غرب بر آن است تا خیزش مردمی برای تغییر سیستم حکومتی را به تلاش برای طرد بن علی و خانواده اش مبدل کند و جنبش ملتی را که قصد دارد حکومتی دمکراتیک با مشارکت تمام طیف های جامعه تشکیل دهد به حرکتی برای بالا بردن دستمزدها تبدیل نماید. غرب هم اکنون تاوان اشتباهات گذشته خود را در حمایت از مستبدین و دیکتاتورها به دلیل وحشت از روی کار آمدن اسلام سیاسی پرداخت می کند. قدرت اسلام گرایان مرهون سیاست های ظالمانه حاکمان مستبد و به حاشیه راندن ملت بوده است و اگرچه طی انتخاباتی آزاد، راه برای ابراز وجود آنان فراهم می شود ولی با این حال راه برای مخالفانشان بسته نخواهد شد و غرب که خود را حامی فضای دموکراتیک معرفی می کند باید در مواجهه با شروع یک عصر جدید عربی، مواضع خود را در قبال حکومت های مستبد و جوامع سرکوب شده اصلاح نماید.

نام:
ایمیل:
نظر: