صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۰:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۲۰۹۶۵۹

یدالله جوانی
در برخی از تقسیم بندی و دسته بندی ها دو طرف بیشتر وجود ندارد. انسان یا موحد و خداپرست است یا مشرک و کافر. یک مطلب یا درست است یا نادرست. یک حزب، جریان، گروه و فرد سیاسی، یا انقلابی و یا ضدانقلاب است. از قدیم بر همین اساس گفته اند: «نمی توان رفیق دزد بود و شریک قافله». مسائلی که طی سالیان اخیر در کشور به وقوع پیوست و به ویژه فتنه سال 88، نشان داد در درون خانواده انقلاب، یک جریان ضد انقلابی به دلایل گوناگون شکل گرفته است. این جریان به دلیل همین ماهیت ضد انقلابی اش، با جریان ضدانقلاب شناسنامه دار از اول انقلاب تاکنون مانند سلطنت طلب ها، منافقین، توده ای ها، وهابی ها، بهایی ها و... از یک طرف و با دشمنان خارجی انقلاب که در رأس آنان مثلث شوم آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی قرار دارد از طرف دیگر پیوند خورده است. حمایت پنهان و آشکار دشمنان خارجی و جریان ضدانقلاب خارج نشین از جریان فتنه و سران آن، نشان می دهد که سران فتنه نه تنها دیگر نیروهای انقلاب نیستند، بلکه به گونه ای استحاله و دارای ماهیتی کاملاً ضدانقلابی شده اند. بنابراین وقتی موسوی و کروبی برای 25 بهمن اعلامیه فراخوان به هواداران می دهند، اهداف و اغراضی کاملاً ضدانقلابی و ضد نظام جمهوری اسلامی و برخلاف منافع و امنیت ملی را دنبال می کنند. به همین دلیل همه مردم مشاهده کردند که چگونه دو جریان دشمنان خارجی و ضدانقلاب خارج نشین با تمام توان بسیج شده و پشت این فراخوان قرار گرفتند تا شاید بتوانند با کشاندن عده ای فریب خورده و مزدور به خیابان های تهران در روز 25 بهمن، سناریوی مشغول سازی و بی ثبات سازی جمهوری اسلامی را پیاده کنند. حال که گرد و غبار فتنه فرو نشسته و فضای سیاسی کشور کاملاً شفاف شده، انتظار می رود تمامی خواص و نخبگان دینی و سیاسی که در ماه های اول پیدایی فتنه سکوت کردند و یا بعضاً موضع گیری های دوپهلوی آنها، شادمانی را در اردوگاه دشمنان به ارمغان برده بود و این چنین می پنداشتند که نقشه آنان گرفته و حتماً موفق می شوند، به میدان آیند و علیه فتنه موضع گیری قاطع و واضح داشته باشند. حوادث رخ داده در طی این مدت و واکنش مردم ایران به این حوادث نشان داد که دشمنان و جریان های ضد انقلابی و حتی منافقین جدید که همان ریزش های انقلاب هستند، تحلیل درستی از قبل نسبت به رفتار مردم مسلمان، انقلابی و ولایتمدار ایران نداشتند. آنان چنین تصور می کردند که وقتی مجموعه ای از نیروهای با سابقه انقلابی و دارای مسئولیت در نظام اسلامی بر روی موضوعی چون تقلب در انتخابات، ضرورت ابطال انتخابات و ضرورت اصلاح نظام تمرکز پیدا می کنند و خود را در خط امام(ره) معرفی می نمایند، حتماً مردم آنان را همراهی کرده و آنان با پشتوانه مردم می توانند به مقاصد خود برسند. در واقع براساس تجربه تاریخی، دشمنان و منحرفان این اطمینان را داشتند که می توانند انقلاب اسلامی را سرقت کرده و با ایجاد انحراف در مسیر آن، ختم آن را اعلام نمایند. نکته ای که دشمنان و منحرفان به آن توجه نداشتند بصیرت مردم ایران بود. تجارب تاریخی گویای این واقعیت است که انقلاب ها و نهضت های اصلاحی، هنگامی به دلیل انحراف و انحطاط برخی از خواص انقلاب به شکست می انجامد که سقوط این خواص با بی بصیرتی مردم و توده ها گره بخورد. خواص سقوط کرده و منحرف شده به راحتی از جهل و نادانی و بی بصیرتی مردم نهایت سوءاستفاده را کرده و با همراه ساختن مردم موفق می شوند انقلاب را به مسیر دلخواه خود کشانده و اهداف خود را حتی در پوشش آرمان و اهداف آن انقلاب محقق سازند.
موسوی و کروبی در فتنه سال 88 تمرکز بر روی آرمان های الهی انقلاب اسلامی و آرا و اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) داشته و به ویژه موسوی در سخنرانی ها، مصاحبه ها و بیانیه های خود بر این نکته تأکید داشت که من آمده ام که جمهوری اسلامی را براساس همان نسخه اصلی که حضرت امام(ره) نوشتند پیاده ساخته و اداره کنم. بر همین اساس عده ای تصور کردند که موسوی واقعاً خط امامی است و در این گفتار خود صداقت دارد. لکن توده های میلیونی مردم به دلیل برخورداری از یک بصیرت نافذ انقلابی و تبعیت کامل از ولایت فقیه و گم نکردن مسیر اصلی انقلاب، از به نتیجه رسیدن این توطئه بزرگ جلوگیری کردند. باید شورای محترم نگهبان مسیر دزدان را برای شراکت در قافله سیاسی کاملاً مسدود نماید. کسانی که در قبال فتنه و سران آن موضع حتی سکوت اتخاذ کرده اند، آیا صلاحیت ورود به ساختار قدرت سیاسی و تصدی مسئولیت در نظام اسلامی برخاسته از انقلاب را دارند؟ سکوت و نداشتن موضع مشکل را حل نمی کند، آنچه مهم است، اتخاذ موضع در قبال انقلاب و ضدانقلاب است، زیرا طرف سومی وجود ندارد.

نام:
ایمیل:
نظر: