قاسم غفورى
ژنرال مولن رئیس ستاد ارتش آمریکا در اظهاراتی قابل تأمل از دگرگونی در استراتژی نظامی آمریکا خبر داد. تغییراتی که از سال 2004 تاکنون گسترده ترین تغییرات در ساختار نظامی آمریکا بوده است. وی همچون سایر مقامات نظامی آمریکا در توجیه این طرح، امنیت بین الملل و مقابله با تروریسم در ابعاد مختلف را مطرح کرده و از اراده آمریکا برای حمایت از جهان در برابر تهدیدات خبر داده است.
بررسی مواضع مولن چند نکته اساسی را در قبال استراتژی نظامی آمریکا در سال 2011 آشکار می سازد.
اولاً، بر اساس مواضع وی، نظامی گری همچنان در اولویت سیاست خارجی آمریکا قرار دارد و ادعای اوباما مبنی بر رویکرد بر دیپلماسی امری واهی است. تصویب بودجه 725 میلیارد دلاری نظامی برای سال 2011 خود سندی بر این رویکرد است. افشاگری کرزای رئیس جمهور افغانستان مبنی بر تلاش آمریکا برای حضور بلند مدت در افغانستان بعد از سال 2014 خود سندی دیگر بر طرح های بلند مدت نظامی آمریکا است.
ثانیاً، استراتژی نظامی آمریکا نشانگر طرح آمریکا برای نظامی گری جدید در عرصه جهانی است که نمود آن را در تهدیدات اعمال شده علیه پاکستان، یمن و کشورهای آفریقایی می توان مشاهده کرد.
ثالثاً، در استراتژی نظامی جدید آمریکا، صراحتاً بر اقدام آمریکا برای یک جانبه گرایی تأکید شده است، چنانکه مولن تأکید کرده واشنگتن در کنار همگرایی به سایر کشورها از جمله ناتو حق اقدام یک جانبه را برای خود محفوظ می داند.
رابعاً، در این استراتژی، آمریکا بر رویکرد به متحدان جدید در شرق آسیا و آفریقا تأکید کرده است. آمریکا خواستار رویکرد کشورها به همگرایی با این کشور در عرصه نظامی شده است.
ریشههای تغییرات
هر چند که واشنگتن ادعا می کند تغییرات صورت گرفته در استراتژی نظامی این کشور برای کارآمد ساختن ارتش و حضور آمریکا در تأمین امنیت بین الملل است، اما روند تحولات حقایق دیگری را آشکار می سازد؛
1) ارتش آمریکا به دلیل جنگ افغانستان و عراق در شرایط بحرانی به ویژه از نظر روانی قرار گرفته است. بسیاری از سران ارتش تأکید دارند که نیروهای آمریکایی حتی یگان ویژه آن توانایی ادامه جنگ را نداشته و فرسوده شده اند.
با توجه به این روند می توان گفت که آمریکا برای حفظ ارتش جز ایجاد تغییرات در ساختار نظامی چاره ای در پیش روی ندارد.
2) مردم آمریکا به شدت از عملکرد دولتمردان شان ابراز نارضایتی کرده و سیاست های دولت را موجب تشدید ناامنی های حاکم بر کشورشان می دانند. از سوی دیگر اوباما برای ادامه جنگ طلبی در جهان به بهانه های جدید نیاز دارد. تدوین استراتژی جدید با ادعای رسیدن به امنیت و تقویت جایگاه بین المللی آمریکا می تواند توجیهی برای رسیدن آمریکا به هر دو هدف باشد. محور عملیات نظامی آمریکا را نیز آفریقا و شرق آسیا تشکیل می دهد.
3) از نکات مهم تغییرات در ساختار نظام بین الملل می باشد. بر خلاف ادعای آمریکا این کشور دیگر بازیگر اصلی در معادلات جهانی نبوده بلکه کشورهای جدیدی به این حوزه وارد شده اند که حتی در بعد نظامی نیز در برابر آمریکا قرار گرفته اند. تحرکات نظامی صورت گرفته از سوی روسیه، چین، هند و... نشانگر دگرگونی در ساختار نظام بین الملل می باشد. بر این اساس آمریکا با تغییر در ساختار استراتژی نظامی خود تلاش می کند به نوعی با تغییرات صورت گرفته در معادلات جهانی همسو گردیده تا شاید بتواند منافع خویش را حفظ کند.
4) از نکات مطرح شده در استراتژی نظامی آمریکا تأکید بر گرایش به متحدان جدید و نیز قرار دادن حق عملیات نظامی یک جانبه برای این کشور می باشد. این رویکرد در حالی صورت گرفته که تا پیش از این ناتو اصلی ترین متحد نظامی آمریکا را تشکیل می داد، لذا آمریکا چندان توجهی به متحدان جدید نداشته و برای عملیات نظامی نیز همواره رضایت ناتو را طلب می کرد. روند تحولات نشانگر عزم اعضای اروپایی ناتو برای دوری از آمریکا و رسیدن به استراتژی نظامی مستقل می باشد که تأکید بر خروج از افغانستان و نیز داشتن ارتش مستقل نشانه ای بر این روند است. در چنین شرایطی، آمریکا اجباراً استراتژی یک جانبه گرایی و نیز یافتن متحدان جدید به ویژه در شرق آسیا را در دستور کار قرار داده تا از میزان وابستگی به اروپا در قالب ناتو بکاهد. البته آمریکا با رویکرد به متحدان شرقی نظیر ژاپن، کره جنوبی، هند، ویتنام و... طرح محاصره چین را نیز پیگیری می کند، اما در نهایت این رویکردها نشانه ای بر عمق اختلاف ها میان آمریکا و اروپا در قالب ناتو است.
در جمع بندی کلی از استراتژی نظامی آمریکا برای سال 2011 می توان این رویکرد را بیش از هر چیز برگرفته از چالشهای داخلی و جهانی آمریکا و نیز تأکیدات این کشور بر ادامه نظامی گری در جهان دانست. این رویکرد یک اصل اساسی را آشکار می سازد و آن اینکه اوباما برخلاف ادعاهای گذشته خود همچون سایر روسای جمهور آمریکا نظامی گری را اصل اول سیاست های خود دانسته و استراتژی جدید دفاعی آمریکا برگ دیگری از خلف وعده های اوباما برای ایجاد تغییرات در سیاست های برجای مانده از دوران بوش می باشد.