صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۰۱۴۴

علیرضا میرزایى / کارشناس ارشد فلسفه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مولود مبارک انقلاب و یکی از نهادهای اسلامی و مردمی است که در کوران حوادث پرفراز و نشیب تاریخ انقلاب به درختی پرثمر و فولادی آبدیده تبدیل شده است و امروزه توانمندی های آن چشم جهانی را به خود معطوف نموده است. تلاش های فکری و روشنگرانه سپاه با ظرفیت بسیج مردمی در سال های اخیر موجب گردیده جریان استحاله شده گرفتار تطور دگردیسی، از آن به حزب پادگانی تعبیر نماید که اعترافی است روشن، اما با تعبیر گزنده به میزان تأثیرگذاری سپاه در عرصه های سیاسی و تحولات فرهنگی.
سپاه به دلیل وظیفه ذاتی دفاع از انقلاب و دستاوردهای آن، متناسب با تهدیدات نظامی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و ... توان مقابله ای خود را سامان می دهد و با گذر از بسیاری از تهدیدات و خنثی سازی آن، امروز به نقطه چالش برانگیزترین تهدید، یعنی تهدید نرم رسیده است.
از آنجایی که شاکله نظام سیاسی اسلام و هرم سازمان حکومتی آن مبتنی بر مبانی فرهنگ دینی است هر نوع تلاش ضد فرهنگی به منزله تهدید جدی و بنیادی برای براندازی نظام است و وظیفه سازمانی سپاه مقابله جدی و همه جانبه با آن است.
تئوریسین ها و استراتژیست های غربی به این نتیجه رسیده اند که فتح و تسخیر سنگر فرهنگی مقدمه تسخیر و فتح در زمینه های نظامی، اقتصادی و ... است، لذا تهاجم فرهنگی یک تلاش عمده و بنیادی در مقابله با اسلام سیاسی به مرکزیت ایران تلقی می شود.
تلاش های نرم دشمن که با تعابیر تهاجم، شبیخون و ناتوی فرهنگی از آن یاد می شود، به معنای استفاده روشمند و سیستماتیک و پرجاذبه از ابزار تبلیغات (پروپاگاندا) صوتی و تصویری و نوشتاری و ... برای تأثیرگذاری در باورها و بنیان های فکری و روانی و فرهنگی گروه و جامعه هدف، به منظور تغییر پایدار در رفتار آنان است.
نتیجه تهاجم، تهی و بیگانه شدن از فرهنگ خودی و اصیل و جایگزینی فرهنگ مهاجم است.
نمونه بارز آن در اندلس(اسپانیا) پس از 800 سال حاکمیت مسلمانان اتفاق افتاد. گسترش مفاسد اخلاقی و فاصله گرفتن جامعه اسلامی اسپانیا از فرهنگ دینی موجب پیروزی و غلبه دشمنان و خارج شدن آن از حوزه جغرافیای اسلامی گردید. همچنین فرایند فرهنگی که در کشورهای انگلوساکسون(کشورهای انگلیسی زبان) همانند کانادا، آمریکا، استرالیا، زلاندنو و بندر هنگ کنگ و ... شکل گرفت گویای این اتفاق ناگوار است. بریتانیای مهاجم و غارتگر در سرزمین های استعماری به جای برانگیختن مقاومت های مردمی با ابزار تطور فرهنگی، سرزمین های مورد تهاجم را کاملاً تسلیم کرد و فرهنگ و زبان انگلیسی را جایگزین زبان و فرهنگ بومی نمود.
در تهاجم فرهنگی با لطایف الحیل اقدامات انگیزشی و رفلکس و عکس العملی و مقابله ای خنثی می شود و به جای آن با ایجاد جاذبه کاذب فروپاشی و استحاله فرهنگ با پذیرش و مقبولیت و میل درونی جامعه و گروه هدف تحقق می یابد.
الزامات تهاجم فرهنگی
برای اینکه فرهنگی به صورت مهاجم و با روش های پروپاگاندایی (تبلیغات فریب کارانه) در آید باید دارای الزاماتی باشد که به دو شاخصه مهم آن اشاره می شود:
1- خودبرتربینی و احساس هژمونیک فرهنگ مهاجم: یکی از اندیشمندان غربی مدعی است تنها فرهنگ غرب است که قابلیت جهانی شدن دارد و چون تنها فرهنگ جهانی است، دیگران نیز باید تابع آن باشند.
2- واهمه و ترس از پتانسیل و ظرفیت های آلترناتیوی (جایگزینی) فرهنگ‌های رقیب و موازی: با توجه به موقعیت ممتاز فرهنگ اسلامی خصوصاً در بعد سیاست و مدیریت، چالش جدی برای فرهنگ مدعی و تمامیت خواه غرب برای اداره بهتر جهان و جامعه بشری ایجاد شده است. انقلاب اسلامی مدعی مدل و سیستم حکومتی بدیع و جدیدی است مبتنی بر آموزه های دینی که نافی دستاوردهای سکولاریزم و ماتریالیسم غربی و شرقی است. ماتریالیسم با هر دو جلوه مادیگرایی دیالکتیکی و سکولاریستی غربی به چالش و تحدی طلبیده شده و روح معنوی اسلام سیاسی با مرکزیت ایران اسلامی در تمام جهان پژواک داشته است. پیام انقلاب اسلامی در تمام دنیای اسلام و نیروهای ترقی خواه و آزادی طلب عالم مورد اقبال جدی واقع شده است و فلسطین و لبنان و عراق و الجزایر و شبه جزیره بالکان به منزله دروازه اروپا تنها جلوه ای از تأثیرات غیرقابل انکار آن می باشد.
قدرت دشمن آزاری انقلاب اسلامی در فرا مرزهای جغرافیایی و اعتراف جهان غرب به قدرت ستیزه جویی و تأثیرگذاری آن در معادلات منطقه ای و جهانی مبین جایگاه فاخر و ممتاز اسلام سیاسی به مرکزیت ایران اسلامی است که آنان را به شدت نگران کرده است.
عوامل ناتوی فرهنگی
1- عوامل ستادی که متشکل از فلاسفه و دانشمندان و تئوریسین های رده بالای غربی برای تبیین راهبردهای این تهاجم است. متفکرینی همانند هانتینگتون، کارل پوپر و فوکویاما پیشقراولان ستادی این فرایند می باشند.
ساموئل هانتینگتون مبدع نظریه جنگ تمدن ها معتقد است چند فرهنگ زنده همانند غربی، چینی، اسلامی و ... وجود دارد که چالش برانگیزترین نقطه آنها بعد فرهنگی است و ممکن است منجر به جنگ های جهانی و منطقه ای شود. «جنگ تمدن ها در نقاط گسل فرهنگی خونین خواهد بود.»
فرهنگ که جنبه نرم هر تمدن است عنصر بسیار پایداری است. مثلاً به فردی می توان تابعیت دوگانه (مضاعف) داد همانند نیمه فرانسوی و نیمه ایرانی، اما نمی توان فردی را نیمه مسیحی و نیمه مسلمان اطلاق کرد.
«کارل ریموند پوپر» نویسنده کتاب معروف جامعه باز و دشمنان آن که به منزله مانیفست جوامع لیبرال دموکراسی است معتقد است، تنها یک راه برای زیست انسانی وجود دارد و آن ورود به جامعه باز است و بس، لذا هر راهی برای زیست غیر از مدل جامعه باز غربی غیرانسانی است.
«فرانسیس فوکویاما» نویسنده آمریکایی ژاپنی الاصل کتابی نوشته به نام پایان تاریخ و انسان نهایی که در آن تلاش می کند القا نماید تلاش برای اصلاح روش های حکومتی در جوامع لیبرال دموکراسی غربی به نهایت رسیده و راهی غیر از آن وجود ندارد.
این متفکرین تلاش می کنند به صورت بنیادی جامعه غیر غربی را غیرقابل تجربه و تبعیت معرفی نمایند.
2- عوامل صفی که تلاش می کنند راهبردهای عوامل ستادی را عملیاتی نمایند.
«ریچارد نیکسون» از رئیس جمهور های اسبق آمریکا که در ماجرای واترگیت و تقلب در انتخابات، ریاست جمهوری اش نیمه تمام ماند و به یکی از تئوریسین های سیاسی در مراکز آکادمیک تبدیل شد کتابی دارد به نام «پیروزی بدون جنگ» و در آن متذکر می شود: «نسیم های تغییر در جهان سوم وزیدن گرفته و تبدیل به طوفان شده است ما قادر به توقف آن نیستیم ولی می توانیم جهت آن را تغییر دهیم.»
و در فراز دیگری می نویسد: «از شمال آفریقا تا اندونزی، بنیادگرایی اسلامی برای تغییر خشونت آمیز جایگزین کمونیسم شده است.»
«دیوید کیو» یکی از عوامل و مدیران سابق سیا معتقد است: «مهمترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم.»
همچنین استفاده از گروه های غرب زده و جریان روشنفکر بیمار و دنباله های داخلی آنان و گروه های ژورنالیستی واگرا با جریان انقلاب و هنر مبتذل هالیوودی همانند فیلم 300 پوستردام، آخرالزمان و بدون دخترم هرگز و تعدادی از فیلم های تولیدی در داخل از ابعاد صفی فعالیت های دشمنان برای عملیاتی نمودن تهدید نرم است.
مولفه‌های تهاجم، تهدید و ناتوی فرهنگی
این جریان به لحاظ ماهوی دارای ویژگی هایی است که آن را از هجمه های دیگر متمایز می کند.
1-پر جاذبه و زرق و برق دار است.
2-خزنده و بدون سیگنال های هشدار دهنده است. ( استفاده از غفلت گروه و جامعه هدف)
3-تأثیرگذاری عمیق و ماندگار به دلیل تغییر بنیادهای فرهنگی و فکری.
4-پروسه ای است تدریجی و زمان دار.
بایسته‌های مقابله
1- استفاده از ابزار فرهنگی برای بیان نقاط ضعف فرهنگ مهاجم به عنوان فرهنگی که فرجام آن به دلیل ماده گرایی به پوچی و نیهیلسم ختم می شود.
2- استفاده از ابزار فرهنگی برای بیان نقاط قوت فرهنگ خودی و دینی به عنوان فرهنگ تضمین کننده سعادت مادی و معنوی به دلیل ابتنا بر فطرت انسانی.
3- بصیرت افزایی و آگاه سازی نسل مورد هدف خصوصاً جوانان و بانوان.
4- دفاع تئوریک و آکادمیک به روز از مبانی دینی و خودی.
5-بازگشت به فرهنگ اصیل دینی و ایجاد مصونیت فرهنگی پایدار با گسترش فرهنگ قرآنی و خودسازی در بستر یک جامعه پارسا و فاضله.
سپاه پاسداران با توانمندی ها و نیروی انسانی تحصیل کرده و کارآزموده می تواند در مقابل هجمه دشمن اقدامات ذیل را به عنوان راهبرد دفاع از دستاوردهای فرهنگ انقلاب مدنظر قرار دهد:
1-افشای جنبه های پنهان و خنثی سازی فعالیت های دشمن در نبرد سایبری.
2-تبیین مبانی دینی و چالش های نرم در بعد فکری با استفاده از شبکه نمایندگی ولی فقیه و هادیان سیاسی با توجه به بستر گسترده بسیج مردمی.
3-ایجاد فرهنگ پایدار دینی در مراکز آموزشی و پادگان ها برای نسل جوان و سربازان و بسیجیان.
4-تولید محصولات فکری متناسب با رشد تحصیلات اعضا و مرتبطین و خانواده ها.
5-همیاری و مساعدت با دستگاه های ذی ربط در برخورد و مواجهه نهایی با عوامل ناتوی فرهنگی.

نام:
ایمیل:
نظر: