صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۹۰ - ۰۹:۲۹  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۰۳۳
اهمیت آبروی افراد از منظر امام خمینی(ره)

شیخ عارف ما (روحی فداه) می فرمود هیچ وقت لعن شخصی نکنید، گرچه به کافری که ندانید از این عالم [چگونه] منتقل شده مگر آنکه ولی معصومی از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زیرا که ممکن است در وقت مردن مومن شده باشد. پس لعن به عنوان کلی بکنید. یکی دارای چنین نفس قدسیه ای است که راضی نمی شود به کسی که در ظاهر کافر مرده توهین شود به احتمال آنکه شاید مومن شده باشد در دم مردن، یکی هم مثل ما است! (شرح چهل حدیث: 457)
انقلاب روی موازین اسلام باید باشد. نباید ما یک کلمه «انقلاب» بگذاریم و هر کاری دل مان می خواهد بکنیم، بگوییم که انقلابی است! ... مگر اسلام عوض می شود در انقلاب؟! اسلام همان اسلام است. ...احکام اسلام را می خواهید پیاده بکنید؛ باید با تمام احتیاطات لازم، با تمام دقتهای لازم، در این امور بررسی بشود. یک وقت یک بی گناهی خدای نخواسته، روی یک مقاصدی که یک کسی ممکن است داشته باشد بیاید تهمت به او بزند، خدای نخواسته یک آدم بی گناهی (توهین) بشود و امروز هم همین طور که ملاحظه می کنید روز تهمت است! من نمی دانم چه جور شده است که هر که به هر کس دلش می خواهد هر چی می گوید! نمی داند که تهمت زدن به مومن جزایش چه هست پیش خدا. نمی داند غیبت کردن از مومن چی هست. نمی داند که هتک حرمت مومن، هتک حرمت الله است، اینها را نمی دانند. هر که هر چه دلش می خواهد، حالا به هر کس، نه به یک نفر، نه به دو نفر، به اشخاص متقی تهمت می زنند! (صحیفه امام، 10: 276)
اگر فرضاً کسی در دیگری مناقشه دارد، ابراز آن و اظهار در بین مردم هیچ مجوزی ندارد و حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است و هتک مومن، چه رسد به مومن عال م، از بزرگترین گناهان است و موجب سلب عدالت است. (صحیفه امام، 17: 134) رسوا کردن و خوار نمودن مومن، اذیت کردن برادر ایمانی، گاهی جسارت کردن و هتک کردن از مومن، ... هر یک از آنها از موبقات و برای جهنمی کردن انسان خود مستقلند. (شرح چهل حدیث: 49)
حرمت افشای اسرار مردم
هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار شخصی کسی بدون اذن صاحب آنها وارد شود. یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه تعقیب و مراقبت نماید، و یا نسبت به فردی اهانت نموده و اعمال غیر انسانی- اسلامی مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگری به نام کشف جرم یا کشف مرکز گناه گوش کند و یا برای کشف گناه و جرم هر چند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارد و یا دنبال اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسراری که از غیر به او رسیده و لو برای یک نفر فاش کند. تمام اینها جرم [و] گناه است و بعضی از آنها چون اشاعه فحشا و گناهان از کبایر بسیار بزرگ است و مرتکبین هر یک از امور فوق مجرم و مستحق تعزیر شرعی هستند و بعضی از آنها موجب حد شرعی می باشد.
(البته) آنچه ذکر شد و ممنوع اعلام شد، در غیر مواردی است که در رابطه با توطئه ها و گروهک های مخالف اسلام و نظام جمهوری اسلامی است که در خانه های امن و تیمی برای براندازی نظام جمهوری اسلامی و ترور شخصیتهای مجاهد و مردم بی گناه کوچه و بازار و برای نقشه های خرابکاری و افساد فی الأرض اجتماع می کنند و محارب خدا و رسول می باشند که با آنان در هر نقطه که باشند و همچنین در جمیع ارگانهای دولتی و دستگاه های قضایی و دانشگاه ها و دانشکده ها و دیگر مراکز با قاطعیت و شدت عمل، ولی با احتیاط کامل باید عمل شود، لکن تحت ضوابط شرعیه و موافق دستور دادستانها و دادگاه ها، چرا که تعدی از حدود شرعیه حتی نسبت به آنان نیز جایز نیست، چنانچه مسامحه و سهل انگاری نیز نباید شود... و موکداً تذکر داده می شود که اگر برای کشف خانه های تیمی و مراکز جاسوسی و افساد علیه نظام جمهوری اسلامی از روی خطا و اشتباه به منزل شخصی یا محل کار کسی وارد شدند و در آنجا با آلت لهو یا آلات قمار و فحشا و سایر جهات انحرافی مثل مواد مخدره برخورد کردند، حق ندارند آن را پیش دیگران افشا کنند، چرا که اشاعه فحشا از بزرگترین گناهان کبیره است و هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهی از منکر به نحوی که در اسلام مقرر است عمل نمایند و حق جلب یا بازداشت یا ضرب و شتم صاحبان خانه و ساکنان آن را ندارند و تعدی از حدود الهی ظلم است و موجب تعزیر و گاهی تقاص می باشد. (صحیفه امام، 17: 142)
نتیجه
بندگان خاص خدا در بین بندگان مخفی هستند و معلوم نیست این دشمنی تو و هتک ستر و کشف عورت این مومن برگشت به هتک ستر خدا نکند. مومنین اولیاء حقند. دوستی با آنها دوستی با حق است و دشمنی آنها دشمنی با حق است. بترس از غضب حق و بر حذر باش از خصومت شفعاء روز جزا «ویل لمن شفعاوه خصماوه» «وای به حال کسی که شفاعت کنندگان او دشمنان او باشند.» قدری تفکر کن در این نتایج دنیویه و اخرویه این معصیت و قدری تأمل کن در آن صورتهای موحشه مدهشه که در قبر و برزخ و قیامت به آن مبتلا می شوی و مراجعه کن به کتب معتبره اصحاب (رضوان الله علیهم) و اخبار مأثوره از ائمه اطهار (سلام الله علیهم) که حقیقه کمرشکن است، پس، موازنه و مقایسه کن بین یک ربع ساعت هرزه گویی و بذله سرایی و قضای شهوت خیالی و هزاران هزار سال گرفتاری، در صورتی که اهل نجات باشی و با ایمان از این عالم بروی و الا مقایسه کن آن را با خلود در جهنم و عذاب الیم همیشگی نعوذ بالله منه. علاوه بر این، تو اگر دشمنی نیز داری با شخصی که از او غیبت می کنی، مقتضای دشمنی نیز آن است که از او غیبت [نکنی] اگر ایمان به احادیث داری، زیرا که در حدیث وارد است که حسنات غیبت کن منتقل می شود به نامه عمل کسی که از او غیبت کرده و سیئات این به نامه آن منتقل می شود. پس خواستی دشمنی با او کنی، با خود دشمنی کردی. پس بدان با خداوند نمی توانی ستیزه کنی. خداوند قادر است با همین غیبت تو آن شخص را در نظر مردم عزیز و محترم کند و تو را به واسطه همین در نظر آنها خوار و ناچیز کند و در محضر کروبیان نیز همین معامله را کند: نامه اعمال تو را از سیئات پر کند پس تو را مفتضح کند و نامه اعمال او را از حسنات پر کند، و او را معزز و محترم کند. (شرح چهل حدیث: 313)

نام:
ایمیل:
نظر: