سیامک باقری
نشست گروه 1+5 در لندن برگزار شد. محور گفتگو در این نشست نتایج مذاکرات دو روزه سولانا و لاریجانی در آنکارا بود. این نشست دارای چند ویژگی بود از جمله:
1- حمایت از تداوم گفتوگو بین سولانا و لاریجانی
2- لحن ملایم آمریکا و همراهی با سایر اعضای گروه 1+5
3- درخواست از ایران پیرامون اجرای قطعنامههای صادره شورای امنیت سازمان ملل
4- فضاسازی تبلیغاتی محدود و برگزاری یک نشست آرام و بدون سروصدا
چرا این نشست برخلاف اجلاسهای گذشته گروه 1+5 دارای ویژگیهای برشمرده فوق بود؟ چند احتمال در این ارتباط قابل گمانهزنی است احتمال اول انتظاری است، که کشورهای آمریکا و اروپایی از جمهوری اسلامی ایران در شرایط کنونی دارند. نشست گروه 1+5 درست در زمان برگزاری اجلاس شرمالشیخ پیرامون مسایل عراق رخ داد، اجلاسی که از نظر مقامات آمریکایی و انگلیسی حضور ایران در آن بسیار حیاتی بود.
اکثر تحلیلگران رسانهای در این ایام بر این نکته تاکید داشتند که تغییر لحن مقامات آمریکایی عمدتا ریشه در نیاز این کشور به ایران جهت کمک در حل مسئله عراق داشته است. در این رابطه «پرودی» نخستوزیر ایتالیا اعلام کرد که موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران است و آمریکا به کمک ایران میتواند در ثبات و آرامش منطقه کاری انجام دهد.
علاوه بر این نشست گروه 1+5 در شرایطی برگزار شد که کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر اساس طرحهای ارائه شده تصمیم بر بازنگری معاهده NPT را دارد. در این میان مخالفت ایران به یک موضوع کلیدی تبدیل شده است، لذا دول غربی در صدد نشان دادن رفتار ملایم با ایران جهت کسب نظر ایران در این عرصه هستند. بر اساس این احتمال، در صورت عبور از شرایط ترسیم شده موضع گروه 1+5 نیز تغییر خواهد کرد و مجددا لحن هشدارآمیز را اتخاذ خواهند کرد.
احتمال دوم به شرایطی سیاسی که در سه کشور غربی (آمریکا، فرانسه و انگلیس) وجود دارد، برمیگردد.
جامعه سیاسی آمریکا بواسطه نزدیک شدن به انتخابات بسوی یک جامعه منازعهگرا در حال حرکت است. دمکراتها درصددند از ضعفها و شکستهای نومحافظهکاران بهره گرفته تا به حیات سیاسی این جریان در کاخ سفید پایان دهند. مسئله عراق، لبنان، فلسطین و ایران چهار کانون چالشساز سیاست خارجی بوش است. عدم راهحل مناسب برای توفیق در چهار کانون فوق پاشینهاشیل تیم بوش میباشد.
فرانسویها نیز درگیر انتخابات ریاست جمهوری هستند. سارکوزی و رویال در رقابت انتخابات برای پیروزی تاکنون مواضع متزلزلی در خصوص ایران گرفتهاند. حل مسئله هستهای ایران به صورت مسالمتآمیز و القای این مطلب که موضوع هستهای ایران در حال حل شدن است نقش موثری در مبارزه انتخاباتی دو حزب موصوف در فرانسه خواهد داشت.
انگلیسیها نیز مانند فرانسه و آمریکا از التهاب سیاسی ویژهای برخوردار است. «بلر» طبق وعدهای که داده بود باید بزودی از قدرت کنارهگیری کند. لاینحل ماندن پرونده هستهای ایران در کارنامه بلر پایگاه حزب کارگر را بشدت دچار آسیب خواهد کرد.
بر اساس احتمال فوق میتوان نتیجه گرفت که اعضای غربی گروه 1+5 به این نتیجه رسیدند که یکسری امتیازات جدیدی را که احتمالا در گفتوگوی سولانا و لاریجانی مطرح شده بود، به ایران پیشنهاد نمایند.
احتمال سوم به ارزیابی گروه 1+5 به رابطه ظرفیت اهرمهای فشار و اثرپذیری ایران از آن و استنباطی که از گرایش سولانا به گروه 1+5 داشتهاند، مربوط میشود.
مقاومت ایران در برابر فشارها و اقدامات تقابل طرفین دورنمای مایوس کنندهای را برای اعضای گروه 1+5 نشان داده است. آنها به این نتیجه رسیدند که ایرانیها بسیار سخت و مقاوم بوده و در عین حال دارای مولفههایی از قدرت ملی است که «چانهزنی» آنها را در برابر گروه 1+5 بشدت افزایش داده است. بدینسان نه پکیج تشویقی گذشته کارآمد است و نه اهرم قطعنامهای سازمان ملل، باید رویکرد جدیدی را انتخاب کرد.
بر اساس احتمال سوم به نظر میرسد رویکرد جدید یک برش جدید برخواستهای زیاده خواهانهشان باشد. به عبارت دیگر همانطور که آمریکا و کشورهای اروپایی در نیمه دوم سال 84 جهت راضی کردن ایران برای تعلیق، طرح پذیرش پروژه ucf اصفهان را مطرح و غنیسازی در خاک روسیه را پیشنهاد کرده بودند، اکنون با یک گام به عقب مسئله پذیرش نطنز با تعریف جدید را در نظر دارند. همانطور که در سال 84 متوسل به طرح منسوب به روسیه شده بودند اکنون متوسل به طرحی منسوب به سوئیس شدهاند.