حسین امیدى
با سقوط مبارک و بن علی و اوج گرفتن خیزش و بیداری اسلامی - مردمی در یمن، بحرین و لیبی، نگرانی آمریکا و وسوسه برای دست گذاشتن بر ثروت های نفتی لیبی که برای اروپایی ها هم یک شکار چاق تلقی می شد و نگرانی سعودی ها از فرو ریختن دیوار قلعه پیرامونی در بحرین و یمن، همه چیز برای یک رقص سیاسی جدید بین آمریکا و عربستان فراهم شد.
اوباما که در عرصه داخلی با ناکامی های زیادی روبه رو شده و برای دور دوم رقابت ریاستی خود نیاز به پیروزی خارجی دارد، عزم خود را جزم کرده تا تحولات کشورهای عربی را به شکلی مدیریت کند تا نتیجه آن حفظ منافع آمریکا و جلوگیری از ویرانی تلاش های دیپلماسی چند دهه گذشته باشد.
آل سعود اگرچه ابتدا در کنار وهابی ها توسط انگلیسی ها در عربستان به قدرت رسیدند ولی حداقل در هفت دهه گذشته هم پیمان و دنباله روی سیاست های آمریکا و مورد حمایت آنها بوده اند.
این خاندان پادشاهی دیکتاتور و فاسد اکنون با مشاهده خیزش های اسلامی - مردمی، به لرزه افتاده و نمی تواند شاهد شمارش معکوس سقوط خود باشد. لذا چراغ سبز حمله و حضور اشغالگرانه در بحرین را به عنوان یک نقش نیابتی از آمریکا دریافت می کند و در مقابل، با همراه کردن چند عضو اتحادیه عرب و عمرو موسی که برای دوره ریاستی در مصر، چشم نیاز به آمریکا دارد، به قطعنامه 1973 رأی موافق داده و حتی امارات، قطر و اردن در سازمان نظامی حمله کننده به لیبی و ائتلاف غربی مشارکت کردند. این پروژه نیازمند یک هماهنگی در ابزار رسانه ای هم بود که بوق های تبلیغاتی قطر، عربستان و کشورهای عربی در کنار امپراتوری رسانه ای غرب به کار گرفته شدند تا از یک سو مسائل لیبی برجسته و زمینه های افکار عمومی را در پذیرش تصویرسازی مطلوب غرب قرار دهد و از سوی دیگر به بایکوت خبری و تحریف ماهیت خیزش مردم بحرین اهتمام ورزد.
در واقع، حاصل نشست مشاوران سیاسی و امنیتی با اوباما در آمریکا و تلاش لابی های صهیونیستی بر این امر قرار گرفته که می توان با دیکتاتورهای منطقه کارکرد و آنان را حفظ کرد، چرا که در صورت رها شدن اوضاع در کشورهای به پا خاسته، ایران پیروز میدان خواهد شد و معادله منطقه ای به طور کامل تغییر خواهد کرد و رژیم صهیونیستی باید با کابوس های جدید، دست و پنجه نرم کند.
جالب اینکه همین اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس و عربستان و امارات و اردن، هنگامی که غزه و فلسطینی ها مورد هجوم وحشیانه نظامی و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی قرار گرفت، هیچ اراده و تصمیمی برای اعزام جنگ افزار و نیروهای نظامی برای دفاع از مردم فلسطین و سرزمین مقدس فلسطین اتخاذ نکردند، بلکه حمایت های آشکار و پنهان از رژیم صهیونیستی نیز از سوی همین کشورها به عمل آمد. حمایت از نظام های دیکتاتوری در عربستان، بحرین، یمن و اردن و لیبی و مصر و تونس که اطاعت از آمریکا و سیاست های آن را برای کسب حمایت آن ضروری می دانند و روابط پنهان و آشکار اطلاعاتی با موساد و رژیم صهیونیستی بخشی از شناسنامه سیاسی آنها شده، که فقط به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی است تا سلطه بر منطقه و ثروت های آن را استمرار بخشند. آمریکا هم فعلاً این رسوایی را پذیرفته و امیدوار است تا پس از سر و سامان دادن به اوضاع، مردم منطقه و جهان این معیار دوگانه و رفتارهای پست در حمایت و حفظ نظام های دیکتاتوری را فراموش کنند.
اگر در لیبی، حمایت از مردم برای آمریکا و غرب اهمیت دارد، چرا از مردم بحرین و یمن و اردن و سرکوب روزانه فلسطینی ها دفاع نمی کنند؟ جدال میان شعارهای زیبا و منافع، یک داستان قدیمی در غرب است که همیشه منافع آمریکا و غرب، پیروز آن هستند. در واقع آمریکا و غرب برای کشورهای منطقه یک طرح مارشال اقتصادی، سیاسی، امنیتی و رسانه ای آماده کرده و دنبال می کنند تا این انفجار خشم مردمی به قربانی کردن منافع غارتگرانه غربی و نظام های وابسته آن منتهی نشود.
پروژه کشتار مردم بحرین از حدود یک ماه قبل آغاز شد که طی آن ولیعهد بحرین به عربستان سفر کرد و با «نایف» وزیر کشور عربستان دیدار کرد. نایف امنیت بحرین را امنیت عربستان نامید و پس از آن، کلینتون و مقامات دیگر آمریکایی به بحرین و عربستان سفر کرده و مجوز نهایی را صادر کردند. با اینکه قیام مردم بحرین از همان ابتدا با شعار «سلمیه، سلمیه» و وحدت ملی برای همه اقشار دنبال می شد، اما با سرکوب خونین در میدان لولو (مروارید) روبه رو شد و سپس ولیعهد با عقب کشدن نیروهای نظامی و امنیتی از میدان مروارید، به امید پایان یافتن اعتراضات و تجمع مردم در این میدان، چند روزی را به سکوت سپری کرد، ولی پس از رایزنی با عربستان و آمریکا و ورود نیروهای نظامی عربستان و پلیس امارات، سرکوب خونین مردم آغاز شد. برای مقامات عربستان و بحرین و آمریکا مسئله این نیست که هیچ تجمع اعتراض آمیزی شکل نگیرد، بلکه خفه کردن هر گونه انتقاد از نظام فاسد پادشاهی بحرین مدنظر است. از همین رو، مجروحان از بیمارستان ها، زنان و دختران در ایست و بازرسی های خیابانی و جوانان از درون منازل خود ربوده و دستگیر می شوند و تمام کسانی که در تظاهرات شرکت کرده اند، از کار اخراج می شوند و ضرب و شتم مردم در روستاها و شهرها به فجیع ترین وضع در حال اجراست. حسینیه ها و مساجد مورد تعرض و رهبران مذهبی و گروه های سیاسی دستگیر می شوند. تعداد زیادی از مردم نیز ناپدید شده اند که به تدریج اجساد آنها در گوشه و کنار شهرها و روستاها پیدا می شوند. روزنامه های معترض بسته می شوند و مدیرمسئولان آن اگر شیعه باشند، تغییر می کنند. تعدادی از دستگیرشدگان حتی به زندان های عربستان منتقل شدند، اما نکته جالب این است که تمامی این اقدامات وحشیانه نیروهای بحرینی و سعودی با سکوت سیاسی، رسمی و رسانه ای غرب دنبال می شود.
با این حال، اعتراضات مردمی در بحرین با اشکال گوناگون و متنوع از تشییع شهدا و مراسم یادبود و وفاداری به خون شهدا تا تظاهرات با شمع و یا سردادن شعارهای شبانه تکبیر و «لبیک یا بحرین» و نصب پرچم های سیاه بر ساختمان ها و اعتراضات هماهنگ در سراسر بحرین، شهرها و روستاها و ارسال شکایت به مجامع بین المللی و سازمان ملل متحد و تظاهرات همبستگی بین المللی با مردم مظلوم بحرین همچنان ادامه دارد.
اعلام حمایت محکم مقام معظم رهبری از قیام های مردمی و نوید تحولات بزرگ تر و یکسان دانستن مردم بحرین و لیبی، امید وهابیون کینه توز و پادشاهی بحرین و عربستان را که به دنبال فتنه مذهبی در بحرین بودند، ناکام گذاشته است. حمایت و همبستگی مراجع عظام و مدارس حوزه علمیه در عراق و ایران و لبنان و کویت و تعطیل کردن دروس دینی مراجع و تجمعات در مقابل سفارتخانه های بحرین و عربستان در بسیاری از کشورها و حمایت مردم انقلابی یمن و مصر، لبنان و ایران و شهروندان عرب در کشورهای غربی که طی تظاهرات مختلف ابراز شده است، بر پایداری و دلگرمی مردم بحرین و قیام مطالبات آنها افزوده است. تجربه تلخ سازمان های منطقه ای، بین المللی و اسلامی که همواره ابزار قدرت ها و یا بازیگران فریبکار بوده، موجب شده تا حتی سازمان کنفرانس اسلامی از جنایاتی مانند مثله کردن بدن شهدای قیام مردم بحرین، فروش اعضای بدن آنها، سرکوب خونین زنان و مردان و پیران و جوانان و هتک حرمت از اماکن مقدس و مذهبی و... چشم پوشی کند. گناه مردم بحرین این است که بیشتر قیام کنندگان شیعه هستند و بیشتر گروه های سنی از وهابیون در هراسند و از ارعاب و وحشی گری آنها نگران می باشند. شیعه بودن بهانه ای است تا شیعه هراسی از سوی حاکمان فاسد در بحرین و عربستان به کار گرفته شود و مطالبات مردم به قدرت منطقه ای ایران مرتبط گردد. در حالی که حاکمان بحرین و مزدوران و نیروهای اشغالگر و متجاوز عربستان و امارات مشغول کشتار و سرکوب مردم این کشور هستند، اعلام حمایت و همبستگی دولت و ملت ایران با مردم بی دفاع بحرین از سوی حکام جانی این کشور مداخله در امور بحرین تصویر می شود، اما طراحی و برنامه ریزی توطئه های آمریکا و حضور نظامیان و پایگاه های نظامی آنها را در منطقه که در دو دهه گذشته بر عمق مداخلات و جنگ افروزی و کشتار مردم منطقه افزوده است، حضوری طبیعی قلمداد می شود. با اینکه مدارک منتشرشده توسط ویکی لیکس نشان می دهد که آل خلیفه در بحرین ضمن اینکه روابط نزدیک اطلاعاتی با رژیم صهیونیستی داشته و پادشاه این کشور با شمعون پرز دیدار داشته است، اما در عوض مواضعی کینه توزانه نسبت به سوریه داشته و بشار اسد را قاتل رفیق حریری می داند. مدارک به دست آمده و بازجویی از «بندر بن سلطان» در دمشق بر عمق کینه توزی و توطئه آل سعود علیه رهبران سوریه حکایت روشنی دارد، معلوم نیست که «ولید المعلم» وزیر خارجه سوریه با کدام منطق، حضور و اقدامات عربستان در بحرین را تأیید و توجیه می کند.
در حقیقت عربستان برای جلوگیری از رشد قیام های مطالبه گر در درون مردم خود و حفظ حکومت های وابسته به خود در بحرین و یمن، دست به جنایت علیه مردم بحرین می زند. «گیتس» نیز در آخرین دیدار از عربستان، فروش سلاح بیشتر به این پادشاه نشین را در دستور کار خود اعلام کرد و از پادشاهی فاسد و دیکتاتور و حکومت عصر حجری آن به دلیل تأمین منافع مالی و نفتی و امنیتی آمریکا، حمایت کرد. رفتار و مواضع مقامات سعودی حداقل در یک دهه گذشته به خوبی نشان می دهد که این خاندان فاسد و فرتوت تا چه حد نسبت به ایران و انقلاب اسلامی، حقد و کینه داشته و برای عقده گشایی تا چه حد پیش رفته اند. تشویق آمریکایی ها به حمله به ایران، همسویی با رژیم صهیونیستی برای نابودی مقاومت لبنانی و فلسطینی (حزب الله و حماس)، تلاش برای تخریب مناسبات قدرت ها و کشورها در تعاملات اقتصادی و سیاسی با ایران، مواضع علنی وزیر خارجه لرزان و نوسان کننده سعودی در مسائل عراق و مداخله گری های فراوان در سی سال گذشته در مناطق سنی نشین ایران، به ویژه در جنوب شرق ایران و کمک مالی به جریان های ضد امنیتی و یا اوباش و باندهای مواد مخدر و تقویت تفکر فاسد سلفی گری در بین اهل سنت ایران و حمایت مالی و سیاسی و رسانه ای گسترده از جریان فتنه در انتخابات سال 88 و بسیاری اقدامات ضدامنیتی از سوی عربستان تنها بخشی از خباثت های این رژیم علیه ایران است. با این حال جای این سوال است که برخی با کدام منطق مستحکم!! از سفر به اردن و عربستان سخن می گویند و یا از پادشاهان مارکدار و انگلیسی تبار و صهیونیست مذهب و آمریکا آیین برای سفر به ایران دعوت می کنند؟!
نظام دیکتاتوری - پادشاهی بحرین در تجربه ثابت کرده است که وعده های توخالی به مردم خود داده و نمی تواند با مردم بحرین همزیستی داشته باشد. در حالی که گروه های معارض روش مسالمت آمیز و گفتمانی را برای تحقق مطالبات خود دنبال کرده و می کند و وساطت کویت و ترکیه و قطر را پذیرفته اند، ولی حاکمان ریاض و واشنگتن، هر گونه تعامل سازنده با مطالبات مردم بحرین را آغاز فروریختن نظام فاسد و حامی منافع غرب و رژیم صهیونیستی در بحرین تلقی می کنند. ده ها شهید، صدها زخمی، ده ها مفقود، صدها زندانی که 13 زن در بین آنهاست، پاسخ پادشاهی بحرین و حامیان سعودی و آمریکایی به مردمی است که بحق انتخاب حکومت و نظام واقعی پارلمانی که منعکس کننده اراده اکثریت مردم باشد و نظام مشروطه و آزادی بیان و حقوق اجتماعی است، اصرار دارند. روش های سرکوب مردم در بحرین مشابهت زیادی با روش های رژیم صهیونیستی دارد که با توجه به روابط پنهان آل خلیفه در بحرین با رژیم صهیونیستی و همکاری اطلاعاتی با موساد، برگرفته از تجارب وحشیانه صهیونیست هاست. کشتار با بی رحمی تمام، سرکوب وحشیانه مردم، نادیده گرفتن مردم و حقوق آنها، شکنجه های غیرانسانی و تهدید به تجاوز جنسی به دستگیر شده ها از نمادهای رفتاری صهیونیست هاست که مربی عناصر آمریکایی مستقر در زندان ابوغریب عراق نیز بودند و رسوایی های آن عالمگیر شد.
همانگونه که اندیشکده روابط خارجی آمریکا و یا موسسه مطالعاتی کاتو(آمریکایی) و یا بسیاری از مراکز پژوهشی آمریکایی اذعان کرده اند، قیام مردم بحرین پیروز حتمی میدان است و تمامی مصائب و مظلومیت ها که از سوی جانیان وهابی و امکانات آمریکایی و روش های صهیونیستی بر مردم روا می شود، نتیجه ای جز شناخت عمیق تر از دشمنان اسلام و مردم در منطقه ندارد و بر عزم آنان برای ریشه کنی خانه های فساد، به نام نظام های پادشاهی و دیکتاتوری خواهد افزود. این جنایات، چهره واقعی آل خلیفه و آل سعود و تمامی حامیان آنها را برای مردم منطقه و جهان آشکارتر می کند که حاصل کاشتن باد، درو کردن طوفان خواهد بود.