صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۲۹۶۴

فتح‌الله پریشان
تصمیماتی که دولت و یا حکومتی در روابط خارجی خود، در برابر قدرت های خارجی و مسائل بیرون از مرزهای حاکمیت خود اتخاذ می کند نمایانگر اهداف آن دولت در عرصه بین المللی است. در سیاست خارجی حکومت اسلامی نیز دولت در تصمیم گیری هایش در سطح بین الملل اهداف معینی را پیگیری کرده، طبق اصول خاصی حرکت می کند. البته تقسیماتی چون سیاست داخلی و خارجی و ظهور و بروز آنها در عرصه های ملی، منطقه ای و بین المللی خیلی در گذشته دور مرز و تعریف روشنی نداشته است، اما مسلماً مطابق نوع دستورات اسلامی رگه های امروزین آن در اندیشه سیاسی اندیشمندان و فقهای شیعی قرون و اعصار گذشته قابل رصد و پیگیری است. از این رو، در تبیین سیاست خارجی حکومت اسلامی از منظر فقه سیاسی شیعه، به ویژه در دیدگاه شهید ثانی، ابتدا باید مشخص گردد که فقهای شیعی از جمله شهید ثانی مرزهای حاکمیت را چگونه تعریف کرده و از چه توصیفی برای تمییز داخل و خارج استفاده می کردند تا در تعاقب آن تصمیمات و سیاست های خارجی حکومت اسلامی مطرح شود. شهید ثانی و بسیاری از فقهای متقدم و حتی برخی از علمای متأخر، از واژگانی چون دارالاسلام و دارالکفر برای تبیین آنچه که امروزه از آن به سیاست داخلی و خارجی نام برده می شود استفاده می کردند. به عنوان مثال شهید ثانی، دارالاسلام را سرزمین و منطقه ای می داند که از یک طرف احکام و قوانین اسلامی در آن اجرا می شود و از طرف دیگر جمعیت مسلمان ساکن در آنجا اکثریت داشته باشد و کفار و غیرمسلمانان ساکن با دولت اسلامی معاهده داشته باشند. شیخ زین الدین عاملی همچنین در مسالک الافهام در تبیین حوزه دارالکفر یا کشورهای رقیب دارالاسلام معتقد است که دارالکفر قلمرویی است که احکام کفر و قوانین غیراسلامی بر آنجا حاکم بوده و هیچ فرد مسلمانی بدون پیمان صلح ساکن آن جا نباشد. به این فرد مسلمان مسالم گفته می شود.
پس از شناخت اجمالی از دیدگاه شهید ثانی درباره حوزه عملکرد سیاست خارجی به مبانی و اصولی می پردازیم که حکومت اسلامی در تمامی روابط خویش با این حوزه، بدان ها عنایت داشته و سعی وافری را در اجرای این مبانی برای نیل به اهداف عالی تر دارد. این اصول عبارتند از:
1- حفظ دارالاسلام؛ یکی از اصول جامعه شناسی سیاسی دولت ها، حفظ قدرت و تقویت حوزه های حاکمیتی است. این نگاه در فقه شیعه نیز برای حکومت اسلامی که به مراتب دارای اهداف والاتری است، توصیه و تجویز شده است. از این رو ملاحظه می شود نگاه شهید ثانی به عنوان یک فقیه، نگاه پاسداری از این حریم است و در مباحث متنوع خویش به این نکته اشاره دارد که باید مسلمانان در حفظ این پایگاه اسلامی کوشا باشند. این دغدغه تا جایی است که ترک جهاد ابتدایی مسلمانان را در صورت ضعف حکومت اسلامی و احتمال صدمه به دارالاسلام لازم و واجب می شمارد زیرا باعث تحریک میل و رغبت دشمن برای اشغال دارالاسلام می گردد. تأکید و اصرار بر احکامی چون؛ تحریم فروش اسلحه به دشمنان دین، مرابطه و مرزداری، عدم جواز تأسیس و احداث معابد غیراسلامی در دارالاسلام و تشویق و تحریض بر آمادگی نظامی در فقه سیاسی شیعه نشانگر رعایت این مبنای مهم است.
2- دعوت به اسلام؛ انگیزه و عامل اصلی اکثر سیاست های اسلامی مطابق آیه شریفه 125 سوره نحل جلب مردم و دعوت آنان به سوی دین حق از طریق حکمت و موعظه حسنه است. این امر در روابط خارجی و سیاست برون مرزی اسلام هم فریضه ای مستمر و اجتناب ناپذیر است.
3- نفی سبیل (استقلال)؛ این اصل که در اسلام به عنوان نفی سبیل کفار بر مسلمین مطرح شده، به انگیزه عدم تسلط کفار بر مسلمین و عزت آنان، در مبانی سیاست خارجی دولت اسلامی و رأس تمامی اهداف خارجی آن قرار گرفته است که در صورت تحقق این اصل و قاعده فقهی، کفار و بیگانگان، کم ترین راه نفوذ و تسلط سیاسی، نظامی و اقتصادی بر مسلمانان را نخواهند داشت. اهمیت قاعده نفی سبیل که در بین ملل و نحل اسلامی اجماعی است، به قدری می باشد که شهید ثانی برای اثبات موارد متنوعی از احکام فقهی چون: بلندتر نبودن منزل و ساختمان غیرمسلمانان از منزل همسایه مسلمان خویش، ممنوعیت ولایت و سرپرستی کافر بر طفل مجهول الهویه پیدا شده مسلمان، ممنوعیت وکالت کافر ذمی به نفع مسلمانی و بر ضرر مسلمان دیگر، عدم قصاص مسلمان به سبب قتل کافر و عدم ثبوت حق شفعه برای غیرمسلمان به این قاعده استناد می نماید.
4- اصل همزیستی مسالمت آمیز و عدم تجاوز هم از دیگر اصول و مبانی سیاست خارجی اسلامی است. شهید ثانی پس از طرح مسائل جهاد ابتدایی و دفاعی می نویسد که اسلام اصالت را به صلح و برقراری آرامش داده است، اما هرگاه متجاوزی قصد بر هم زدن این آرامش و زندگی مسالمت آمیز را داشته باشد با او مقابله خواهد شد.

نام:
ایمیل:
نظر: