القای تقلب و کمیته صیانت از آرا
طی ماه های منتهی به انتخابات حزب مشارکت همراه با دیگر اصلاح طلبان در خط تبلیغاتی خود مباحثی همچون؛ جانبداری صدا و سیما از کاندیدای خاص و القای شرایط نابرابر برای نامزدها در رسانه ملی(1)، دخالت نیروهای نظامی در انتخابات و برنامه ریزی دست اندرکاران جهت تقلب گسترده را مطرح می کردند.(2)
در مورد انجام تقلب ادعا این بود که روند برگزاری انتخابات در ایران مخدوش است، در حالی که اصلاح طلبان با همین سیستم نظارتی و اجرایی، انتخابات هایی را برگزار و حتی در آن به پیروزی رسیده بودند و این را می دانستند که در چنین سیستمی جابه جایی موثر آرا امکانپذیر نیست. حتی بر اساس نظرسنجی و ارزیابی فضای حاکم بر کشور آنها به این نتیجه رسیده بودند که احمدی نژاد برنده انتخابات خواهد بود.
متعاقب طرح تقلب، موضوع تشکیل کمیته صیانت از آرا برای جلوگیری از تقلب نیز مطرح و اجرا گردید. اصلاح طلبان برای نخستین بار در کنار مکانیسم های رسمی نظارت بر انتخابات از جمله حضور ناظران بر سر صندوق های رأی که طبق قانون انتخابات بود، کمیته ای را تأسیس کردند که قرار بود در جریان برگزاری انتخابات به عنوان یک ناظر غیر رسمی عمل نماید. مبدعین این کمیته از ابتدا سعی داشتند نوعی هویت حقوقی برای آن تعریف کنند، اما به خاطر مغایرت با قانون و مخالفت نهادهای قانونی با آن، این کمیته به عنوان بخشی از ستاد انتخاباتی موسوی اما در واقع مستقل از آن ستاد شکل گرفت. مجریان این پروژه، شبکه ارتباطی نیز طراحی کرده بودند که روز انتخابات ناظران مرتبط با کمیته از طریق تلفن همراه خود با آن ارتباط گرفته و با وارد کردن کدهایی خاص تخلفات ادعایی خود را به بانک اطلاعاتی آن منتقل کنند.
علی اکبر محتشمی (وزیر اسبق کشور) و مسئول کمیته صیانت از آرا، با تأکید بر این که موسوی دغدغه صیانت از آرا را دارد، اظهار داشت : «صیانت از آرا یک اصل اساسی است ... این بار نامزد های انتخاباتی به خواب اصحاب کهف نمی روند.»(3)
وی همچنین در مصاحبه ای با «سایت کمیته مستقل مردمی صیانت از آرا» به صورت واضح هدف از تشکیل چنین کمیته ای را تقابل با شورای نگهبان اعلام و اظهار می دارد:
«تجربه گذشته ما و عملکرد گذشته شورای نگهبان است که در دوره های سابق باعث شد ما کمی بیشتر مراقب باشیم و شکاف هایی را که ممکن است در آن ها برای آرای مردم مشکلاتی پیش آید، مسدود کنیم. بر این اساس کمیته ای متشکل از تعدادی شخصیت ها و چهره های انتخاباتی، حقوقدانان و قانون شناسان تشکیل دادیم و راهکارهایی را برای سلامت انتخابات اندیشیدیم.» (4)
تشکیل کمیته صیانت از آرا از سوی بسیاری از شخصیت های سیاسی و حقوقی، تشکیلاتی موازی با دستگاه های قانونی نظارتی و شورای نگهبان خوانده شد. عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان نیز در واکنش به تشکیل کمیته صیانت از آرا، تشکیل نهادهایی از این دست را بدون اعتبار خواند و تأکید کرد: «تشکیل این گونه نهادها و مراجع مشابه دارای هیچگونه اعتبار حقوقی و قانونی نخواهد بود.»(5)
طرح تقلب و لزوم صیانت از آرا در حالی دامن زده می شد که طی سی سال عمر انقلاب به غیر از اشکالات جزیی، کلیه انتخابات ها در سلامت کامل برگزار شده بودند. بسیاری از صاحب نظران و حتی برخی بزرگان اصلاح طلب نیز به این موضوع اذعان داشتند که امکان بروز تقلب تأثیرگذار در انتخابات ایران منتفی است. سید محمد خاتمی در گفت وگو با نشریه آمریکایی «نیوزویک» در ارتباط با احتمال تقلب در انتخابات ایران گفت: «فکر نمی کنم در انتخابات ایران تقلب به معنای خاص کلمه وجود داشته باشد یا بتواند تأثیرگذار باشد ... اگر چنین چیزهایی هم وجود داشته باشد در مقابل نتایجی که مردم در آن نقش دارند متفاوت و ناچیز است.»(6)
حاصل آن که کمیته صیانت از آرا گامی بود جهت القای بحث تقلب در انتخابات که موجب ایجاد شبهه در ذهن عده ای از مردم شد و برخی نیز باور کردند که گویا قرار است در انتخابات آتی تقلبی صورت پذیرد. احزاب اصلاح طلب مانند مشارکت با تبعیت از فرمولی خاص که ریشه در نظریات جنگ نرم تئوری پردازان غربی داشت، در گسترش چنین تردید و شبهه ای از حمایت و پشتیبانی وسیع رسانه های خارجی هم بهره مند بودند و در این مدت حجم انبوهی از مقالات و اظهارنظرها از جانب منابع غربی را می توان یافت که مستقیماً گفتمان تقلب را تأیید و تکمیل می کرد.
مشارکتی ها و دیگر اصلاح طلبان که به خصوص در هفته های منتهی به برگزاری انتخابات به شکست خود پی برده بودند، ادعای تقلب را تدارک پیشاپیش خود برای توجیه هواداران و مقدمه ای برای اردوکشی های خیابانی به هنگام شکست قرار دادند. در این میان نقش کمیته غیر قانونی صیانت از آرا تأمین شبه مستندات برای اقدامات غیر قانونی بعدی آنها بود.
تخریب دولت نهم
بی شک انتخابات دهم ریاست جمهوری به لحاظ نوع، شیوه و حجم تبلیغات، در مقایسه با تمامی انتخابات گذشته نادر و منحصر به فرد بود. در این دوره تخریب دولت نهم و نفی کامل خدمات آن و شخص رئیس جمهور، به عنوان پاشنه آشیل، مورد هدف مشارکتی ها، هم پیمانان اصلاح طلب و حامیان خارج نشین آنان قرار گرفته بود؛ آنان در یک ائتلاف بزرگ، بی سابقه ترین تبلیغات را از طریق به کارگیری تمامی امکانات داخلی و خارجی جهت عدم تکرار دولت نهم به کار بردند.
در داخل تمامی رسانه ها، اعم از روزنامه ها و سایت های موجود به کار گرفته شد و صدها وبلاگ و سایت جدید نیز ایجاد گردید. در خارج نیز با استفاده از عناصر فراری مشارکتی و اصلاح طلب نظیر: مهاجرانی، گنجی، سازگارا، کدیور، سروش، فاطمه حقیقت جو، نوری زاده و تعداد زیادی از عناصر سکولار و ضد انقلاب، پلی ایجاد شد که وظیفه آنها هجوم آزادانه به خط قرمزهای انقلاب و ارتباط بین اصلاح طلبان داخل و کشورهای معاند غربی و اپوزیسیون خارج نشین بود.
حزب منحله مشارکت همچون دیگر گروه های اصلاح طلب این خط تخریبی را به شدت دنبال می کرد. اعضای حزب به صورت برنامه ریزی شده و گسترده مطالب تخریبی خود را تبلیغ می کردند که در ادامه به برخی از آنها اشاره می شود:
1- محسن امین زاده عضو برجسته حزب منحله مشارکت در دیدار اعضای انجمن اسلامی دانشگاه تهران گفت: «دومیلیارد تومان از بودجه شهرداری میان مردم تهران توزیع شد و باعث پیروزی احمدی نژاد در انتخابات نهم گردید.»(7)
2- امین زاده در جایی دیگر می گوید: «دولت نهم 270 میلیارد دلار را تبدیل به فساد و تورم کرده است.»(8)
3- سید صفدر حسینی: «حاصل 270 میلیارد دلار درآمد نفت در دولت نهم گرانی بود.»(9)
4- مصطفی تاج زاده: «دولت نهم با شعار عدالت محوری می خواست که چهره محرومیت را از جامعه بزداید، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد فاصله طبقاتی بین فقیر و غنی بیشتر شد.»(10)
5- فخرالسادات محتشمی پور: «دیگر اجازه نمی دهیم عده ای کوچک برای ملت تصمیم بگیرند.»(11)
6- معصومه ابتکار: «ای کاش احمدی نژاد به ساختارهای قوی دوران اصلاحات برمی گشت و طبق آمار سازمان بازرسی 3200 تخلف انجام نمی داد.»(12)
علاوه بر موارد فوق که به عنوان نمونه اشاره شد، ماشین تبلیغاتی این حزب و متحدینش در سطح عمومی از طریق رسانه های رسمی و غیررسمی به شدت بر روی القای «دروغگو بودن دولت» در سطح وسیعی از جامعه مانور می دادند.
پینوشتها در دفتر نشریه است.