صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۸۷۵

مهدى سعیدى
عوام فریبی، از ابزارهای کلیدی کودتاهای مخملی است که از همان ابتدای شکل گیری فتنه سبز برای ایجاد اختلال در افکار عمومی جامعه و کسب مقبولیت توسط جریان سبز به کار گرفته شد. این جریان از آنجا که به هیچ اصول اخلاقی پایبند نبود، در این مسیر از دروغ و اتهام و تحریف حقایق و استفاده ابزاری از نام بزرگان دینی نیز دریغ نورزید.
جریان نامشروع و بی پشتوانه سبز که در سوابق و پرونده آن نشانه های فراوانی از ضدیت با اسلام وجود داشت و به عنوان نمونه، پیش از این با نوشتن «بسط تجربه نبوی» بنیان ها و ارکان دین آسمانی از جمله وحیانی بودن قرآن کریم را مخدوش کرده و با تدوین «مانیفیست جمهوریخواهی» ماهیت سکولاریستی خود در حوزه سیاست را عیان کرده بود، برای موفقیت از عدم مشروعیت در نزد افکار عمومی به شدت رنج می برد، لذا تلاش کرد تا به هر نحو ممکن برای خود در جامعه اسلامی کسب آبرو کند.
یکی از سیاست های اتخاذ شده در این زمینه این بود که به گونه ای خود را معرفی کند که گویا رابطه تنگاتنگی با روحانیت و مرجعیت داشته و از منظری دینی به نقد حکومت و حاکمیت روی آورده است. در این میان سوء استفاده از مشی و سیره اخلاقی و عملی مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی در دستور کار جریان فتنه قرار گرفت.
فتنه گران تلاش کردند تا اینگونه القا نمایند که معظم له از مخالفان و منتقدان سرسخت حاکمیت بوده و از جریان سبز و فتنه پس از انتخابات حمایت کرده است. این جوسازی روانی تا بدانجا پیش رفت که تمامی اظهارات و سخنان ایشان زیر ذره بین فتنه گران قرار گرفت تا با تحریف و مصادره به مطلوب بخش هایی از اظهارات ایشان، به اغراض سیاسی خود دست یابند. البته طبیعی بود که در این ایام قسمتهای بسیاری از سخنان ایشان با بایکوت خبری مواجه شود و اظهارات صریح معظم له که برخاسته از منابع اصیل اسلامی است، خوشایند این جریان انحرافی ضددین قرار نگیرد.
این سناریو همانطور که انتظار می رفت مدت طولانی نتوانست دوام یابد چرا که بین مرجع عالیقدر شیعه و این جریان انحرافی سنخیتی وجود نداشته و هواداران سبز نمی توانستند نظرات فقهی - اعتقادی ایشان را تاب آورند! آنهایی که کمترین آشنایی با بیانات حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دارند به خوبی می دانند که مواضع فکری - اعتقادی ایشان بسیار قاطع و صریح بوده و کمترین قرابتی با عقاید نسبیت گرا و روحیه اباحی گرایانه روشنفکران غربزده ندارد.
فتنه گران سبز که در این ایام به خاطر سیاست مذکور، از هجمه به معظم له همچون دیگر مراجع عظام تقلید صرف نظر کرده بودند، سرانجام تاب نیاورده و افسار گسیختند و پرده دریدند و با عصبانیت تمام، مرجع عالیقدر شیعه را مورد هتک قرار دادند و ثابت نمودند که تعریف و تمجید از آقای وحید در برخی رسانه های این جریان جز فتنه گری و تفرقه افکنی خاستگاهی نداشته است. یکی از پیشگامان این عرصه آخوند فراری «محسن کدیور» بود که در آذرماه گذشته معظم له را متهم به پرداختن به ظواهر شرعی و مسئول بر باد دادن «باقیمانده ایمان جوانان» دانسته بود؟!
حال پس از آن اظهارات توهین آمیز، نوبت به عنصر معلوم الحالی چون اکبر گنجی رسیده است که با حمله به ساحت مقدس مرجعیت، زشت ترین تعابیر را در مورد آقای وحید به کار ببرد. این عنصر ضدانقلاب که توهین هایش به ساحت مقدس امام زمان(عج) وی را تا سرحد ارتداد پیش برده است، در مقاله ای به نظرات جدید آیت الله وحید درباره تناقضات دین تحریف شده مسیحیت و انحرافات فکری موجود در تعالیم پاپ و کلیسا، تاخته و آن را دروغ خوانده است. وی در ادامه فقیه عالیقدر شیعه را به هتاکی، دروغ گویی، سادگی و خودبزرگ بینی متهم ساخته است.
قلم کثیف گنجی - که متأسفانه از روحیه انحرافی اغلب روشنفکران غربزده ما در خودبزرگ بینی و اظهارنظر در همه حوزه ها بدون داشتن حداقل سواد لازم، به اندازه کافی برخوردار است - در بخشی از این مقاله بی شرمانه مدعی می شود: «شیعیان ایران هم هیچ اهمیتی به این مدعیات کاذب آیت الله وحید نمی دهند، چه رسد به پاپ و مسیحیان کل جهان.»
نقد و بررسی ادعاهای وی در دفاع از مسیحیت و یهودیت خارج از حوصله این نوشتار است، اما آنچه از کنار آن نباید گذشت جولان عناصر بی سوادی چون گنجی است که البته به خود جرأت و اجازه می دهند تا در ساحت مسائل دینی وارد شده و بی ادبانه و به دور از شناخت جایگاه مرجعیت بدان بتازند. به نظر می رسد چنین اظهارات توهین آمیزی نباید توسط دینداران و مریدان و علاقه مندان مرجعیت شیعه که نگهبانان حقیقی اسلام ناب محمدی(ص) هستند بی پاسخ بماند و بر همگان است تا خشم و نفرت خود را از این قلم به دستان مزدور که امروز به عمله های استکبار جهانی در جنگ نرم و هجمه به باورهای دینی - انقلابی جامعه اسلامی مبدل گشته اند، اعلام نمایند.
نباید فراموش کرد که این اظهارات هرچند روح و جان جامعه اسلامی را جریحه دار می کند، اما سند رسوایی دیگری است بر پیشانی جریانی که براندازی نظام اسلامی را هدف قرار داده و در این مسیر از حمله به تمامی ارزش های جامعه اسلامی دریغ نکرده است. اقدامی که بیش از پیش آنان را نزد ملت منفور خواهد نمود.

نام:
ایمیل:
نظر: