صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۶۸۷۸
وارسی رفتار و ادعاهای آل‌سعود

جواد رضایى
واکنش تند و منفی ایران در برابر حضور نظامی عربستان و امارات در بحرین و سرکوب خونین مردم این کشور برای عربستان و سایر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس کاملاً قابل پیش بینی بود، اما با این حال این دو کشور نیروهای سرکوبگر نظامی شان را به بحرین گسیل داشتند و آنها در کنار نیروهای نظامی و امنیتی بحرین با قساوت تمام با معترضینی که حقوق مسلم شان را مطالبه می کردند برخورد کردند. حضور اشغالگرایانه نظامیان عربستانی و اماراتی در بحرین و قلع و قمع وحشیانه مردم مظلوم و بی پناه این کشور موضع گیری وزیر خارجه ایران را در پی داشت. صالحی در این باره گفت: «سعودی ها راه درستی را در پیش نگرفتند، راه خطایی را در پیش گرفتند. ورود به بحرین یک امر باطلی بود. فکر می کنند مردم را سرکوب کردند، ولی این نارضایتی ها و ناخرسندی ها در دل مردم خواهد ماند و یقیناً به سهولت نمی توانند از این اتفاق که رخ داده عبور کنند. این اشتباه بزرگی است که آنها مرتکب می شوند. عربستان سعودی باید هر چه سریع تر خاک بحرین را ترک کند و تا مسائل بیش از این پیچیده تر نشده، کشورهای منطقه با هم رایزنی کنند و اگر ابهامات، سوءتفاهمات و عدم اعتمادهایی هست بنشینند و از طریق مجاری دیپلماسی این امور را حل و فصل کنند.» بیانیه مجلس شورای اسلامی که صریح تر و تندتر از اظهارات صالحی بود، ضمن آن که به عربستانی ها نشان داد ایران از این مسئله مهم دست برنمی دارد، آنها را به شدت عصبانی کرد و به موضع گیری علیه ایران و ایراد اتهاماتی واداشت. در رأس این اتهامات، دخالت در امور کشورهای حوزه خلیج فارس وجود دارد که در بیانیه پایانی شورای همکاری خلیج فارس و دستگیری چند جاسوس در کویت که به ایران نسبت داده شد، مشاهده گردید، اما در این میان مهم رسیدن به پاسخ این پرسش که: «چرا عربستان در قبال ایران چنین رفتاری را در پیش گرفته» و عوامل دخیل در آن است. نوشتار حاضر به شکل خلاصه، ابعاد پاسخ این پرسش را بررسی می کند.
الف- زنگ‌های خطر به صدا درآمدند: خروش معترضانه و بنیان کن مردم تونس همچون موجی ویرانگر پس از سرنگون کردن بن علی، مبارک و نزدیک کردن قذافی به لبه پرتگاه و پیشروی به سوی خاورمیانه و برانگیختن مردم اردن، بحرین و یمن با به صدا درآوردن زنگ های خطر برای حکام دیکتاتور منطقه، پایان ماه عسل حکومت ده ها ساله آنها را اعلام کرد. آنچه بر هول و هراس این حکام می افزود، موفقیت سریع مردم به پاخاسته در سرنگون کردن حکام دیکتاتور بود. کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس نیز که پس از اندکی، نشانه های اعتراض مردمی را در کشورهای شان دیدند هر یک به نوعی سعی کردند با گشاده دستی مالی و بعضاً وعده ها و اقدامات سیاسی، مانع شکل گیری کانون های اعتراضی شوند. این ترفند در یمن و بحرین افاده نکرده و کانون های معترض مردمی سریع شکل گرفت و اعتراضات، علنی و پرجمعیت شد.
ب- وابستگی متقابل: شکست ترفند حاکمان بحرین و یمن در راضی و اقناع کردن مردم شان که تداوم اعتراضات را در پی داشت تا حد زیادی از ارزش ترفندهای سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس در آرام کردن مردم شان کاست و سایه تهدید اعتراضات مردمی را بر سر این حکومت ها بازگرداند. این کشورها در مسائل بسیاری، از جمله مسائل و تحولات سیاسی اجتماعی نسبت به یکدیگر وابستگی متقابل دارند و در عرصه سیاسی، این وابستگی جدای از تأثیرگذاری قیام های مردمی در کشورهای عربی آفریقایی بر مردم این کشورها است. به عبارت روشن تر در حال حاضر مردم این کشورها از قیام مردم سایر کشورهای عربی متأثرند و چنانچه مردم یکی از این کشورها قیام و حاکم موجود را سرنگون کنند دومینوی آن با سرعت زیاد، تمامی این کشورها را در برمی گیرد و به نظر می رسد هیچ کشوری از این دومینو مصون نماند. از این رو در اوضاع کنونی وابستگی این کشورها نسبت به یکدیگر بسیار بیشتر از گذشته شده تا آنجا که سقوط هر یک از آنها سقوط همه آنها تلقی می شود و این با واقعیت همخوانی دارد و اعزام نیروهای نظامی عربستان و امارات به بحرین نیز در این راستا ارزیابی می شود.
ج- دور شدن عربستان از راه نجات: عربستان و به تبع آن سایر کشورهای حوزه خلیج فارس در برخورد با اقدامات حق طلبانه ملت های شان راهی را انتخاب کردند که آنها را از نجات دور می کند. آنها با این تصور که گوش دادن به مطالبات به حق مردم و گردن نهادن به آن یک نوع عقب نشینی محسوب می شود که معترضین را تشویق به افزایش خواسته های شان می کند و آنها آنقدر خواسته های شان را افزایش می دهند تا حاکمان را ساقط کنند، راه و روش پرمخاطره سرکوب را برگزیدند که یقیناً باید بابت آن هزینه های گزاف بپردازند.
د- عالم یا جاهل: مقامات عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس نسبت به دو گزینه کنار آمدن با مردم و یا سرکوب آنها عالم و آگاه بودند، اما دو عامل آنها را به سمت اقدام جاهلانه سوق داد: 1- هول و اضطراب ناشی از قدرت قیام مردمی که در زمان بسیار کوتاهی بن علی و مبارک را ساقط کردند، قذافی و عبدالله صالح را در آستانه سقوط و حاکم بحرین را مورد تنفر شدید عمومی قرار دادند. 2- امیدواری به حمایت غرب و به ویژه آمریکا: سران این کشورها می دانستند و یا حداقل امیدوار بودند به سبب اهمیتی که برای غرب دارند، از ناحیه آنها حمایت می شوند، حتی اگر دست به قلع و قمع خونین معترضین بزنند. غرب نیز تا به حال نشان داده حاضر است ننگ سکوت در برابر کشتار مردم بی گناه بحرین و حتی یمن را در حمایت از این کشور و برای منافع خودش بپذیرد. در این میان مهم، حدی است که غرب برای این حمایت مفتضحانه در نظر گرفته است. اعلام موضع «زلوت نمت» معاون وزیر خارجه مجارستان و نماینده اشتون در این باره بر اهمیت این موضوع می افزاید. وی چند روز پیش گفت: «کشورهایی همچون بحرین و یمن هوشیار باشند که احتمال دخالت نظامی مشابه آنچه که در مورد لیبی صورت گرفت در مورد آنان نیز وجود دارد.»
اینکه این موضع گیری چقدر ارزش و احتمال اجرایی شدن دارد، بماند، اما برای کمک به تبیین بحث می تواند نشانه و موید مناسبی باشد.
ه- جایگاه ایران در برنامه عربستان: عربستان و امارات که اقدام به اعزام نیروی سرکوبگر به بحرین کردند در مرتبه اول و سایر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در مرتبه ثانی می دانستند با توجه به وضعیتی که دارند میزان مقبولیت و مشروعیت شان در نزد مردم شان به حداقل رسیده و آنها این رفتار را نمی پسندند بلکه به شدت نسبت به آن معترض هستند. از طرفی هم، عربستان و شرکایش به این می اندیشند که چگونه می توانند تعهد غرب و خاصه آمریکا را در حمایت از خودشان بیشتر کنند. در این مرحله، غرب و عربستان و شرکایش به نقطه تلاقی رسیدند. هر دو گروه، ایران را حاضر کردند، با این تفاوت که بر خلاف گذشته شدت نیاز عرب ها به غرب باعث شد در برخورد با ایران تحفظ گذشته را از دست دادند و در برابر ایران بی پرواتر موضع گرفتند و بر شدت و حدت مسائل اختلافی افزودند تا با جلب رضایت غرب به توجیه لازم برای مردم شان هم رسیده باشند، پس از این فرایند تحلیلی بود که هجوم نظامی به مردم بحرین و هجوم تبلیغاتی به ایران آغاز شد.
و- میزان موفقیت عربستان و شرکایش: عربستان به سبب برخورداری از یک ساختار حکومتی و نظام سیاسی بسته و قبیله ای، ناراضی پرور بوده است و با افزایش سطح آگاهی عمومی بر میزان نارضایتی های داخلی افزوده شد و شهروند درجه دو محسوب کردن شیعیان شرق عربستان بر نارضایتی های پنهان در لایه های مختلف اجتماعی افزود. مداخله نظامی عربستان در جنگ دولت یمن با حوثی ها و قتل عام افراد غیرنظامی حوثی با بمباران های متوالی و پس از آن کشتار مردم بحرین، اعتباری برای عربستان در جهان اسلام و حتی مردم عرب باقی نگذاشت. این سابقه و لاحقه سیاه جنگ تبلیغاتی عربستان و شرکایش علیه ایران را با شکست مواجه کرد تا آنجا که افکار عمومی جهان اسلام تقریباً به شکل یکپارچه اقدامات عربستان را محکوم می کند و عربستان در این زمینه با تمام حمایتی که از ناحیه غرب می شود به توفیقی دست نیافت تا آنجا که «زلوت نمت»، نماینده اشتون گفت: «برخلاف آنچه عربستان و بحرین می گویند مدرکی وجود ندارد که ثابت کند ایران پشت اعتراض ها در این کشورها است.» مقامات عربستان متوجه شده اند با این وضعیت نمی توانند زمان زیادی در بحرین بمانند و جنایت کنند که اگر اینگونه شود باید منتظر اعتراضات فرامنطقه ای و حقوقی هم باشند. وضعیت متزلزل عربستان و شرکایش و ناموفق بودن برنامه های پرهزینه ای که برای امنیت داخلی شان طی سال های گذشته به اجرا گذاشتند، آل سعود را به فکر تشکیل کنفدرالیسمی با حضور کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به مرکزیت عربستان انداخت. به گزارش هفته گذشته شبکه العالم، بر اساس این طرح استعماری، در صورت موافقت این کشورها معاهده ای برای یکپارچه کردن سیاست های خارجی، دفاعی و امنیتی بین این کشورها امضا می شود. این در حالی است که روزنامه کویتی السیاسه به نقل از منابع خود تأکید کرد: «قرار است در این طرح نیروهای سپر جزیره به نیروهای واکنش سریع تغییر یافته، توانایی نظامی آنها با انواع سلاح های جنگی ارتقا یابد، به صورتی که این نیروها به قدرت نخست نظامی برای مقابله با تهدیدات تبدیل شوند.» با این همه برخی اخبار از مخالفت بیشتر کشورهای حوزه خلیج فارس با این طرح خبر داده اند.
ز- ایران هراسی همچنان در اوج: مقامات عربستانی از اینکه یک حکومت دینی قدرتمند به نام ایران اسلامی رقیب منطقه ای آنها است، بسیار ناراحت و عصبانی اند. آنها معتقدند قدرت جمهوری اسلامی ایران در همه ابعاد در حال افزایش است و کشور ایران در وضعیت پیشرفت فزاینده قرار دارد و بنیه های دینی و شعارهایش همچنان توان انگیختگی و سرمشق شدن دارد. این ایران اسلامی رشک برانگیز می تواند برای دیگر ملل مسلمان به ویژه مسلمانان منطقه حسرت افروز و تمناآور باشد تا آنجا که دیگران در مقایسه خودشان با این کشور احساس عقب ماندگی و تحقیر کنند. در منطقه همه صحبت از ایران می کنند؛ صحبت هایی که نقد ضمنی و بعضاً آشکار سایر حکومت ها از جمله و به طور خاص عربستان را نیز شامل می شود. حضور یک ایران ضعیف و وابسته و فاقد نفوذ معنوی در همسایگی عربستان تمامی رویاهای آل سعود را محقق می کند، اما وجود ایران موجود بزرگترین مانع تعبیر شدن خواب های خوش مقامات عربستان است. روند پیشرفت ایران اسلامی می تواند منجر به حادثه ای تلخ برای عربستان شود، یعنی تمایل تدریجی برخی از شرکای عربستان به ایران که بعضاً در مواردی کم و بیش مشاهده می شود. عربستان برای حفظ موقعیت فعلی اش در بین کشورهای منطقه و مهم تر از آن پس از دوره ای که جامعه جهانی ناچار خواهد شد مشروعیت و توانمندی فناوری صلح آمیز هسته ای ایران را بپذیرد، با غرب در پروژه ایران هراسی مشارکت می کند تا هر روزنه ای را با تبلیغات وحشت زا بر روی دیگر کشورها ببندد تا متمایل به ایران نشوند، غافل از آنکه، همانگونه که ملت ها را از دست دادند در آینده نه چندان دور، دولت ها را نیز از دست خواهند داد.
ح- تهدید یا تملیح: درگیر و دار نزاع لفظی ایران و عربستان، رجل دسته چندمی به نام «احمد القتان» که سفیر عربستان در مصر است برای دلداری دادن به اربابانش که این روزها آب خوش از گلوی شان پایین نمی رود و حمایت های آمریکا و غرب هم پشت شان را گرم نمی کند ،خون شهیدان مظلوم بحرین آرام شان نمی گذارد، در مصاحبه با شبکه الحیات سخنان ناپخته و تهدیدآمیزی علیه ایران گفت که با توجه به جایگاهش به نظر می آید این سخنان بیشتر تملیح است تا تهدید. وی پس از زیاده گویی و آسمان و ریسمان بافتن درباره ایران در حالی که تظاهر به شجاعت و بطلیت می کرد با تأکید بیشتر از سر عجز، نه دلیری گفت: «من به این چیزی که می گویم اعتقاد دارم، امیدوارم ایرانی ها قدرت ما را امتحان نکنند، آنها نباید قدرت ما را تست کنند. اگر آنها بخواهند کشورهای خلیج فارس را بی ثبات کنند، ان شاء الله، ما توانایی مقابله با ایران را داریم.» این ناپخته گوی بی خبر از عالم که می تواند برای دولت متبوعش دردسرساز باشد، شاید اگر به سابقه نظامی گری کشورش و ایران نگاه می کرد، دچار این خیالات و پریش گویی نمی شد.
آیا در سابقه دولت آل سعود به غیر از یورش ناجوانمردانه به زنان و کودکان بی دفاع حوثی و یا برخی درگیری های خرد و جزء با کشورهای ضعیف حوزه خلیج فارس،نمایش های شجاعانه! دیگری مشاهده می شود؟ کشور این سفیر چندبار برای دفاع از فلسطینیان مظلوم که در جنگ ها و غیرجنگ ها همواره با هجوم وحشیانه صهیونیست ها روبه رو بوده اند و تاکنون ده ها هزار نفر شهید داده اند، سینه سپر کرد و برای دلخوشی آنها تیری به سوی صهیونیستی شلیک کرد؟ پر معلوم است در بین مقامات عربستان کسی به رویارویی نظامی با ایران نمی اندیشد، چون چنین توانی را در خود نمی بیند. این خام مزاج اگر به پشتوانه اربابان غربی اش دهان به تهدید باز کرده هم باید در رفتار احتیاط آمیز آنها با ایران تأمل کند و اگر همه اینها را خوب درک کرد سری هم به حماسه آفرینی های فرزندان ایران اسلامی بزند،که حتماً رسم سخن گفتن به تناسب را خواهد آموخت.

نام:
ایمیل:
نظر: