صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۱۷۱
نگاهی به برخی از عملکردهای انتخاباتی حزب منحله مشارکت ایران اسلامی (27- قسمت آخر)

عبدالله شمسى - دکتر صادق سلیمى‌بنى
در خلال بیست و شش شماره قبل سعی شد شناختی اجمالی از حزب منحله مشارکت ارائه شود.
محور و محک ارزش گذاری و قضاوت در مورد این حزب میزان تطبیق با گفتمان انقلاب اسلامی بود. این گفتمان دارای شاخص هایی است که رعایت و عدم رعایت آنها؛ دوری و نزدیکی و دشمنی و دوستی افراد، گروه ها و احزاب را مشخص می کند، این شاخص ها برگرفته از اسلام ناب محمدی(ص) حول محورهایی همچون خط و اندیشه امام خمینی(ره)، ولایت فقیه و تبعیت از رهبری، التزام به قانون اساسی و نهادهای برآمده از آن و مواردی از این قبیل است.
همان طوری که طی مباحث گذشته مشخص شد در بررسی پیشینه، انگیزه ها و دلایل راه اندازی و تأسیس حزب مشارکت، رگه هایی قوی از روشنفکری التقاطی دیده می شود که این موضوع اساساً حزبی مانند مشارکت را از جرگه احزاب برگرفته از گفتمان انقلاب اسلامی جدا می کرد، هر چند دلبستگی هایی به انقلاب نیز در بین اعضای آن مشاهده می شد، اما مکانیسم ها و نگرش های موجود و غالب در حزب، موجب نفوذ و جولان بیشتر افکار، افراد و گرو ه های فرصت طلب و کج اندیش و ارتباط با کشورهای غربی و در نتیجه اقدام به براندازی گردید.
حزب منحله مشارکت خواسته یا ناخواسته، نمونه بارز حزبی است که نقش کاتالیزور را جهت نفوذ افکار براندازانه به درون نظام ایفا می نمود و سرپل بسیاری از اقدامات ضد نظام بود که ضمن همنوایی گفتاری و اقدام عملی با مهاجمان خارجی، در عمل نوعی اشتراک در هدف با دشمنان را در پرونده خود به ثبت رسانید که قله و اوج این فعالیت های براندازانه را در وقایع قبل، حین و بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری می توان مشاهده نمود.
تحرکات فراتر از انتخابات در سال 88، فعالیت های اپوزیسیون خارج و داخل کشور، تحرکات بی سابقه کشور های غربی اعم از بخش رسانه ای و سفارت خانه ها، اعترافات سران کشورهای غربی در حمایت از آشوب طلبان، اسناد به دست آمده از برخی ستادهای اصلاح طلبان، اعترافات سران بازداشت شده اصلاح طلب و ... همه نشانه هایی غیرقابل انکار از عملیاتی شدن مرحله ای از جنگ نرم دشمنان علیه نظام جمهوری اسلامی با کمک عناصر اصلاح طلبی همچون حزب مشارکت بود که در آن نه فقط نفی احمدی نژاد بلکه تضعیف ولایت فقیه و تغییر در برخی ساختارها و نهاد های نظام هدف قرار گرفته بود و این عیان ترین فعالیت براندازانه حزب مشارکت بود که ناچاراً به انحلال آن انجامید.
در مجموع حزب مشارکت در طول فعالیت هایش از تأسیس تا انحلال رفتارهایی بروز داد که هرکدام به تنهایی ادعاهای فوق را تأیید می کند. رئوس این رفتارها عبارتند از:
1- تبلیغ گسترده و دامنه دار مبنی بر وجود انسداد سیاسی در نظام حاکم بر ایران.
2- در پیش گرفتن مقاومت و نافرمانی مدنی و تبلیغ آن به همراه دشمنان خارجی به ویژه آمریکا.
3 - تبلیغ، ترویج و تهدید به خروج از حاکمیت نظام.
4 - تبلیغ به وجود بحران مشروعیت در نظام.
5 - تبلیغ، ترویج و تهدید به انجام رفراندوم و همه پرسی به همراه دشمنان خارجی نظام.
6 - ترجیح منافع حزبی بر منافع ملی و ایدئولوژیک در جریان رد صلاحیت نامزدها در آستانه هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی و تحصن جمعی از مشارکتی ها در درون مجلس ششم در دفعات متعدد و تحریم انتخابات دوره هفتم مجلس شورای اسلامی.
7- توجیه و تبرئه عملکرد همسویان مختلف نظیر عباس عبدی و نوارسازان موسسه نظرسنجی
8- جناح گرایی و سیاست زدگی غیر عقلایی.
9- دفاع افراطی از برخی متهمان سیاسی و براندازان نظام نظیر ملی ـ مذهبی.
10- حرمت شکنی افراطی از شخصیت های نظام و انقلاب همانند حضرت امام و مقام معظم رهبری.
11- ساختارشکنی و تبلیغ و ترویج اندیشه سکولاریستی جدایی دین از سیاست و تلاش برای محدود ساختن و سرانجام حذف جایگاه و اختیارات ولایت فقیه در نظام.
12- نگاه به بیرون و غرب آرمانی.
13- تهدید به استعفای دسته جمعی از سوی استانداران، معاونین وزرا، فرمانداران، برخی از وزرا و اکثریت نمایندگان مشارکتی مجلس ششم.
14- بسترسازی برای رخنه فرصت طلبان و دلجویی از معاندان از طریق طرح شعار ایران برای همه ایرانیان.
15ـ تضعیف ارکان نظام همانند قوه قضائیه، مجلس هفتم و دولت نهم، حمله به نهادهای انقلابی همانند سپاه، بسیج، شورای عالی انقلاب فرهنگی، دادگاه ویژه روحانیت و دیگر نهادها.
16- کجروی مدیران فرهنگی و سیاسی مشارکتی.
17- حمله مداوم به نهادهای نظارتی همانند شورای نگهبان و زیر سوال بردن آن.
18- تبلیغ و ترویج تن دادن به انتخابات آزاد بدون اعمال نظارت استصوابی و حتی درخواست ناظران خارجی برای نظارت بر انتخابات.
19- توهم خواندن بحث خودی و غیرخودی و پوزیسیون و اپوزیسیون.
20- ائتلاف و اتحاد با اپوزیسیون داخلی در پروژه تشکیل جبهه دموکراسی خواهی.
21- تبلیغ قانون گرایی در عین حال نقض قانون در صحنه عمل.
22- حمایت و پشتیبانی از برخی نویسندگان و فیلم سازان دگراندیش، روزنامه نگاران و بزرگ نمایی برخی از دگراندیشان نظیر شیرین عبادی.
23- تبلیغ، ترویج و حمایت از راه اندازی تشکل های سیاسی و NGOهای ساختار و حرمت شکنی که تبلیغ نقض حقوق بشر نظام در ایران می کنند.
24- ایجاد شبکه های اجتماعی با کمک امکانات سایبری بیگانگان جهت تغییر نظام.
25- تشکیل جلسات و اتاق های فکر و تصمیمات ضد امنیت ملی.
26- شرکت در پروژه جنگ نرم دشمن.
27- زمینه سازی برای ایجاد توهم تقلب برای اقدامات آشوب طلبانه.
28- تساهل و تسامح و مدارای بی تقید در عرصه تولیدات فرهنگی.
29- خوش بینی و شیفتگی به دشمنان خارجی نظام همانند آمریکا و خوش بینی به اپوزیسیون خارج نشین.
30- بزرگ نمایی تهدیدات و اقدامات خصمانه و رفتارهای برتری طلبانه و مداخله جویانه آمریکا و اروپا و مرعوب شدن در برابر آنها.
31- نقش آفرینی در ایجاد و گسترش بحران ها و اغتشاشات داخلی همانند غائله کوی دانشگاه تهران، غائله خرم آباد و آشوب های بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری.
32- شرکت در پروژه براندازی نرم با تأسی از نظرات تئوریسین های غربی و تقلید از انقلاب های رنگین.
و موارد بسیاری از این قبیل که از حوصله این بحث خارج است.
نهایتاً حزب منحله مشارکت به همراه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به دنبال اقدامات غیر قانونی و ساختار شکنانه و نقش آفرینی در فتنه سال 1388 با رأی شعبه 15 دادگاه انقلاب در مهر 1389 بعد از حدود یازده سال فعالیت منحل گردید. پیش بینی می شود با توجه به سازماندهی مناسب حزب منحله مشارکت و رفتار اعضای بلندپایه آن، فعالیت های گروهی هرچند به صورت ضعیف در قالب جلسات پوششی دیگر و یا در قالب فضای سایبری با هدایت مخفی داخلی و یا هدایت از خارج کشور تا مدتی ادامه یابد.

نام:
ایمیل:
نظر: