صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۱۷۹

مترجم: سحر دولتیان
طی 90 روز گذشته علی رغم مشغولیت ذهنی میلیون ها نفر به حوادث مصر و تونس و لیبی و نیز بالا گرفتن مطالبات مردمی در دیگر کشورها برای سقوط رژیم های حاکم، همچنان چگونگی رخ دادن این فرایند تغییر، به عنوان یک سوال محوری، بدون پاسخ مانده است. به عبارت دیگر، حقیقتاً چه نیرویی باعث سرنگونی رژیم تونس طی 23 روز و پس از آن رژیم مبارک طی 18 روز شد و سپس با نفوذ در لیبی، رژیم قذافی را به گونه ای به چالش کشید که با پیشرفت روزانه انقلاب، دیگر بسط سیطره خود را بر سراسر لیبی محال می داند و بالاخره با تحت تأثیر قرار دادن یمن، یک انتفاضه سیاسی را بر فضای آن حاکم کرده است.
پاسخ به این سوال نیازمند درکی درست از ماهیت فعالیت های سیاسی علیه رژیم های سیاسی حاکم است، این فعالیت ها با عوامل و وقایع جاری در رژیم ها ارتباط تنگاتنگی دارد و در این میان وجوه تشابه متعددی نیز میان اقدامات رژیم ها و واکنش های مترتب بر آنها مشاهده می شود. عوامل تشکیل دهنده خیزش مردمی در تمامی عصور و جوامع مختلف، یکسان بوده و هستند. با رویکردی تاریخی به این مسئله می توان دریافت که سه عامل اصلی با حرکتی سیال در ابعاد زمانی و مکانی به دور از سیطره و کنترل مطلق بشر، در شکل گیری هر حرکت انقلابی دخیل بوده اند: 1- سطح آگاهی فردی 2- سطح آگاهی جمعی و تبادل افکار 3- به فعل درآمدن آگاهی جمعی و انتقال از مرحله تبادل افکار به تحرک انقلابی.
افزایش آگاهی جمعی، منوط به کرامت و شخصیت بشری و انسانی است که متأسفانه توسط ایادی استبداد به حاشیه کشانده شده و اصولاً از اذهان پاک شده و به این ترتیب، تمامی معیارهای اصلاح اجتماعی نیز به تباهی کشیده شده است. گرچه با رشد آگاهی جمعی، تفکر به کارگیری ابزارها در جهت رسیدن به اهداف والا از جمله بازیابی کرامت انسانی، نوعی ابتکار و خلاقیت جمعی محسوب می شود، اما با این حال، حرف و حدیث های اخیر به ویژه بر سر نقش و تأثیر رایانه های گروهی و ارتباطی مثل اینترنت و توئیتر و غیره و اصالت قائل شدن برای آنها بسیار مبالغه آمیز به نظر می رسد زیرا، تمرکز صرف بر ابزارها و نادیده گرفتن اهداف و تحقیر آگاهی جمعی، نوعی سطحی نگری است که در نهایت به بازگرداندن استبداد و اندیشه های استبدادی منتهی می شود چرا که مستبدان با تلاش خود برای خاموش کردن شعله های بیداری و آگاهی مردمی از آن به عنوان ابزاری برای گسترش و تداوم ظلم های خود بهره برده اند. انقلاب های جوامع عربی به دنبال بازیابی گم شده ای به نام کرامت انسانی است که توسط مستبدین ریز و درشت، در پس پستوهای جهل و نادانی پنهان شده و از دسترس عموم دور نگه داشته شده است. این انقلاب ها حتی در صورت نبود رسانه های ارتباط جمعی نیز اتفاق می افتادند زیرا نهایتاً خلاقیت جمع آگاه، راه های بدیلی را برای رسیدن به اهداف خود پیدا می کرد. در پایان باید باز هم بر این نکته تأکید کرد که آگاهی جمعی، تنها عامل تضمین کننده تداوم و تکرار انقلاب ها است.

نام:
ایمیل:
نظر: