صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۲۹۴
خبرگزاری «النخیل» برای نخستین بار طی گزارشی، جزئیات سفر محرمانه «شیخ خالد بن احمد آل خلیفه» وزیر امورخارجه بحرین به واشنگتن و حضور در لابی آیپک مقر صهیونیستهای افراطی در آمریکا را فاش کرد.

خبرگزاری «النخیل» برای نخستین بار طی گزارشی، جزئیات سفر محرمانه «شیخ خالد بن احمد آل خلیفه» وزیر امورخارجه بحرین به واشنگتن و حضور در لابی آیپک مقر صهیونیستهای افراطی در آمریکا را فاش کرد.
اکنون تردیدی برای افکار عمومی در خصوص ارتباط آل خلیفه با صهیونیستها باقی نمانده است. این کشور مسلمان در حالی ادعای یک کشور اسلامی را دارد که تاکنون مصداقهای فراوانی را می توان در اثبات رابطه خاندان پاپدشاهی بحرین با حاکمان رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی عنوان نمود. افزون بر حضور وزیر امور خارجه در نشست لابی آیپک، سفیر این کشور در آمریکا، با وجود برخورداری از ترکیب جمعیتی 99 درصد مسلمان - که از این رقم، شیعیان 80 درصد آن را تشکیل داده اند - یک یهودی طرفدار صهیونیستهاست که برای یک کشور اسلامی با غالب جمعیتی شیعه، توجیه پذیر نیست. وجود روابط ویژه میان حاکم بحرین با «شیمون پرز» رئیس رژیم صهیونیستی و همچنین وجود روابط اقتصادی میان رژیم صهیونیستی و دولت بحرین، سبب ورود شرکتهای صهیونیستی در این کشور با نامهای جعلی گردید که این روابط اقتصادی از دید چشمان تیزبین مردم بحرین مخفی نمانده است. پادشاه بحرین از مقامهای کشورش خواسته است از به کار بردن الفاظی مانند «رژیم صهیونیستی» و «دشمن» در سخنان رسمی درباره اسرائیل، اجتناب کنند.
از افشا شدن این رابطه می توان نتایج زیر را استنتاج نمود:
حوادث بحرین و نوع برخورد حاکمیت این کشور با معترضانی که از طریق راهپیمایی مسالمت آمیز خواستار حقوق از دست رفته خویش بودند، بیانگر این حقیقت است که این گونه رفتار وحشیانه در یک کشور اسلامی با وجود برخورد خشونت آمیز با معترضان، از وجاهت قانونی، اخلاقی و انسانی نمی تواند برخوردار باشد، بلکه این نوع حرکات ننگین، مختص رژیمهایی است که مبانی انسانی و اجتماعی حقوق افراد را زیر پا گذاشته و با تمسک به جعلیات و اوهام، بستر سرکوب مردم را فراهم می کنند.
بیشترین ضرر از بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، متوجه رژیم صهیونیستی است؛ لذا دولتمردان تل آویو تلاش می کنند برای سرکوب قیامها، مشاوره و آموزشهای امنیتی و نظامی برای سرکوب مخالفان به رژیمهای همسو بدهند. برای اثبات این ادعا، می توان به سفر سیف الاسلام قذافی به تل آویو اشاره نمود. از سوی دیگر، شباهتهای فراوانی بین آنچه در سرزمینهای اشغالی در برخورد با مسلمانان بی دفاع می گذرد، با رفتار حکومت منامه، می توان احصا نمود.
تخریب مساجد و حسینیه ها و همچنین تخریب میدان لولو به عنوان نماد ضدیت با حاکمیت، بیانگر شباهت برخورد اسرائیل غاصب با مردم مظلوم فلسطین است و این آموزه ای از رهنمودهای صهیونیستها به آل خلیفه است که باید نمادهای بیداری اسلامی را از بین ببرند تا از این رهگذر بتوانند از گسترش موج اعتراضها جلوگیری کنند، ولی حضور رو به افزایش مردم در خیابانها و نهراسیدن از اقدامهای ضد انسانی در بحرین، مطالبات حداقلی را به سقوط پادشاه بحرین، تبدیل نموده است.
رسانه ای شدن موضوع مذکور، از روابط دیگر کشورهای منطقه نیز با رژیم جعلی پرده برمی دارد که تاکنون با لطایف الحیل تلاش می کردند ارتباطهایشان با مقامهای صهیونیست را انکار و ساخته و پرداخته ذهن مخالفان داخلی و خارجی عنوان کنند. اکنون لشکرکشی عربستان و امارات نشان می دهد آنها در اقدامی پیشدستانه، آموزشهای امنیتی افسران تل آویو را در خارج مرزها توسط نظامیان خویش برای سرکوب مردمشان تمرین می کنند. به عبارت دیگر، اذعان به این واقعیت که صحنه رویارویی در منامه مرزبندی دو جبهه اراده مستقل ملتها و اراده زمامداران وابسته به صهیونیسم بین الملل می باشد اغراق نبوده، بلکه تعبیر منطقی از رخدادهای میدانی بحرین است.
اطلاع مردم، نه تنها در این کشور بلکه در دیگر کشورها که خیزشهای اسلامی را تجربه می کنند، این نوید را می دهد که در وابستگی حاکمان به صهیونیستها تردید نکنند، لذا برای دستیابی به اهدافشان تا سقوط کامل زمامداران وابسته به جبهه امپریالیسم و صهیونیسم از پای ننشینند که مقاومت سرسختانه مردم بحرین، یمن، لیبی و دیگر کشورهای عربی با وجود تشدید برخوردهای ضد انسانی حاکمان ادامه دارد و خروج بخشی از سرمایه شیخ حمد، عقب نشینی حاکم یمن و جمع آوری اسناد از سوی آمریکاییها در کشورهای اسلامی، بر تزلزل حکومتهای وابسته مهر تأیید می زند.
آنچه مسلم است، غرب بازنده اصلی بیداری اسلامی در حوادث کنونی است، به نحوی که با سقوط دیکتاتورها پایگاه های آمریکا یکی پس از دیگری در اختیار جبهه مخالفان بلوک غرب قرار گرفته و موازنه قوا در قالب و ساختار جدید، بدون انگاره های آمریکایی تبیین می گردد. تلاشهای غرب و ولیده نامشروع آن یعنی رژیم صهیونیستی، نتوانست خاورمیانه بزرگ و خاورمیانه جدید را بر اساس طراحی و سناریوی اتاقهای فکر واشنگتن عملیاتی نمایند، لذا پس از ناکامی آنها، خاورمیانه اسلامی در حال شکل گیری است. روند اعتراضها و وعده کناره گیری علی عبدا... صالح در یمن به عنوان رفتنی شدن سومین دیکتاتور، این مفهوم جدید را با مختصات اسلامی و مردمی در جغرافیای گذشته این منطقه، نوید می دهد.
بنابراین، آل خلیفه و آل سعود بدانند شرایط کنونی بیداری ملتها یادآور قیامهای دهه 50 است که بساط استثمارگران انگلیس و فرانسه را برچید، اگرچه دهه یاد شده آغاز تولد بحرین بود. رژیم بحرین فراموش نکند که اقدامهایی نظیر اخراج معلمان، کارگران، تخریب مساجد و سوزاندن قرآن، حمله به عزاداران در دهه فاطمیه، قتل پزشکان و پرستاران، شکنجه بازداشت شدگان تا سر حد مرگ، محرومیت ورزشکاران و.... هیچ کدام نمی تواند مردم معترض را به خانه هایشان بازگرداند. با افشای روابط گسترده با صهیونیستها، قطعاً عزم مردم مصمم تر شده و تا سقوط این دین ستیزان، از پای نخواهند نشست.
قدس غلامرضا قلندریان


 

 

 


 

نام:
ایمیل:
نظر: