صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۱۷۷۴۲

احمدرضا هدایتى
با مطالعه و دقت در احادیث و روایات و به ویژه کتب ارزشمندی مانند نهج البلاغه و سایر منابع در خواهیم یافت که ائمه معصومین(ع) نیز پیوسته بر لزوم نظارت و بازرسی، به کارگزاران خود تأکید داشته اند. در این رابطه امام رضا(ع) می فرماید: «رسول خدا هرگاه لشکری را اعزام می کردند و فرماندهی و مسئولیت آن را به عهده می گرفت، یکی از افراد مورد اعتمادش را با او می فرستاد تا کارهایش را به پیامبر(ص) گزارش دهد.»
نامه های امیرالمومنین علی(ع) در نهج البلاغه نیز موید این موضوع است که آن امام همام(ع)، دائماً خطاب به والیان ، استانداران و سایر کارگزاران خود تأکید بر اهتمام جدی در مورد نظارت و بازرسی بر امور اداره جامعه داشته اند و در عهدنامه مالک اشتر این نکته را این گونه متذکر می شوند:«سپس رسیدگی به کارهایشان و فرستادن ناظران امین و راستگو برایشان را وامگذار، چرا که این نظارت، کوشش آنها را در آبادانی و مدارا با مردم و دوری از ستم و مراقبت از یاران افزون می کند.» و در جای دیگر به مالک اشتر می فرمایند: «مراقب کارکنان خود باش، اگر یکی از آنان دست به خیانت آلود و گزارش همه بازرسان آن را تأیید کرد، باید به آن اکتفا کنی.»
آن امام بزرگوار(ع) برای این موضوع اهمیت فوق العاده ای قائل بوده و افراد معتمدی را برای نظارت بر کار والیان، استانداران و کارگزاران خود می گماردند و خود نیز در هر فرصتی بر کار آنان نظارت می کردند.
برای نمونه، هرگاه ایشان لشکری را برای مأموریت می فرستادند به مردمی که در مسیر عبور این لشکر قرار داشتند، چنین خبر می دادند: «من پشت سر سپاه هستم، پس شکایت هایی که دارید به من برسانید و ...»
همچنان که اشاره شد، حضرت علی(ع) به جز نظارت مستقیم از کمک بازرسان و ناظران معتمد که برای این منظور تعیین می نمودند، یاری می جستند و از گزارشات آنان برای نظارت و کنترل بیشتر جامعه استفاده می کردند. برای نمونه زمانی که «شریح بن الحارث» از جانب امام(ع) برای قضاوت انتخاب شده بود، خانه ای به قیمت بالا خریداری کرد که حضرت بلافاصله پس از اطلاع او را خواست و فرمود: «درباره تو به من خبر داده اند که خانه ای به هشتاد دینار خریده ای و سندی برای آن نوشته ای و گواهانی برای آن گرفته ای و ...»
در جای دیگر، هنگامی که به امام(ع) خبر می رسد «عثمان بن حنیف» در مجلس یکی از ثروتمندان شهر شرکت کرده، طی نامه ای او را توبیخ نموده و می فرمایند: «ای پسر حنیف! به من خبر رسیده است که مردی از جوانان بصره تو را به سفره ای دعوت کرده و تو به آنجا شتافته ای، در آن میهمانی، غذاهای رنگارنگ و قدح های سرشار برای تو آورده شده، گمان نمی کردم میهمانی مردی را بپذیری که نیازمندانشان را به جفا رانده و توانگران را خوانده اند.»
تمامی این موارد و ده ها مورد مشابه دیگر در نهج البلاغه، همگی موید اهمیت موضوع نظارت و بازرسی در نزد ائمه(ع) است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز این موضوع را مورد توجه قرار داده است و براساس اصل یکصدوهفتادوچهارم این وظیفه را در کل کشور به عهده قوه قضائیه نهاده است، در قانون مذکور چنین آمده است: «براساس حق نظارت قوه قضائیه نسبت به حسن جریان امور و اجرای صحیح قوانین در دستگاه های اداری، سازمانی به نام سازمان بازرسی کل کشور زیر نظر رئیس قوه قضائیه تشکیل می گردد. حدود و وظایف این سازمان را قانون معین می کند.»

نام:
ایمیل:
نظر: