بصیرت :«بنلادن کشته شد» این خبر کوتاه کافی بود تا رسانههای استکبار و به تبع آن برخی از رسانههای عربی، عملیات انحرافیشان را که در چنین مواقعی با استادی کامل انجام میدهند، آغاز کنند و به افکار جهانی که در معرض این خبر تحریککننده قرار گرفتهاند، اجازه ندهند ابعاد موضوع را لحاظ کنند. با رفتاری که مسئولان آمریکایی از خود نشان دادهاند نباید در رد و قبول این خبر عجله کرد؛ اما میتوان با اندکی تأمل، به بخش ناچیزی از مسائل مهم نهفته در این حادثه که سابقه طولانی دارد، دست یافت. به این نقلقولها دقت شود که پس از انتشار خبر قتل «بنلادن» اظهار شده است:
1- اوباما: «پس از مرگ اسامه بنلادن، جهان امنتر و جای بهتری برای زندگی است.»
2- هیلاری کلینتون: «عدالت اجرا شده است.»
3- تونی بلر: «کسانی که مرتکب عملیات تروریستی علیه مردم بیگناه میشوند، سرانجام گرفتار عدالت خواهند شد.»
4- کامرون، نخستوزیر انگلیس: «بنلادن مسئول بدترین فجایع تروریستی بود که جهان شاهد آن بوده است... و به کشته شدن هزاران نفر منجر شد که بسیاری از آنان شهروندان بریتانیا بودند.»
کسانی اینگونه حکیمانه(!) و انساندوستانه(!) حرف میزنند که بنلادن را در دامن خود پرورش دادند و کشتهشدگان بیگناه را تقسیمبندی میکنند: کشتهشدگان بیگناهی که در عملیات تروریستی القاعده کشته میشوند و کشتهشدگانی که توسط حملات نظامی غیرقانونی و وحشیانه ارتشهای غربی به سرکردگی آمریکا به کشورهای اسلامی و غیراسلامی، کشته میشوند. از نظر آنها، کشتهشدگان گروه اول مظلوم هستند؛ که هستند و قاتل آنها باید مجازات شود، که باید مجازات شود؛ اما بحث اساسی و سؤال اصلی این است که تکلیف کشتهشدگان گروه دوم که تعدادشان صدها هزار نفر بیشتر از گروه اول است، چیست؟ و مهمتر اینکه، مردم جهان باید با قاتلان کشتهشدگان گروه دوم که پس از مرگ بنلادن برای کشتهشدگان گروه اول اشک تمساح میریزند و عمداً از جنایات خودشان و مرگ گروه دوم حرفی به میان نمیآورند، چه کنند؟! زهی بیشرمی و بیحیایی؟!