بصیرت:نامه کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده 1+5 در مذاکرات بین ایران و شش قدرت جهانی، به علی‌اکبر صالحی، وزیر امورخارجه کشورمان، برای از سرگیری مذاکرات از چند جهت قابل ارزیابی است. 1. چرا مکاتبات مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که تا قبل با دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران صورت می‌گرفت، در این مرحله مستقیم با وزیر خارجه ایران انجام شد؟ اولین گمانه این است که اشتون پس از دیدار ماه فوریه سال 2011 با آقای علی‌اکبر صالحی در شهر بروکسل و در مقر اتحادیه اروپا، به این پندار رسیدند که کار با آقای صالحی بهتر می‌تواند مذاکرات را پیش ببرد. به عبارت دیگر به گمان آن‌ها، جلیلی از انعطاف کمتری نسبت به صالحی برخوردار است و علت بن‌بست مذاکرات نیز از این جهت است؛ از این‌رو،آن‌ها با مخاطب قرار دادن وزیر خارجه خواستند زمینه حذف جلیلی را فراهم آورند. دومین گمانه این است که غرب در سناریوی جدید خود سعی دارد به اختلاف‌افکنی در میان مسئولان دامن بزند و با توجه به برخی زمینه‌های موجود از این دست، موضوع مدیریت هسته‌ای را یک موضوع اختلافی بنمایانند. سومین گمانه این است که غرب با توجه به آخرین نشست گروه 1+5 با ایران دراستانبول و روبه‌رو شدن با منطق جمهوری اسلامی ایران از زبان آقای جلیلی از یک‌سو و تحولات خاورمیانه و شمال آفریقا از سوی دیگر به این نتیجه رسید که به نوعی نیاز به بر قراری ارتباط با ایران دارد؛ اما از آنجایی که واکنش گذشته این گروه به آقای جلیلی بستر پیش‌قدم شدن برای گشایش مذاکرات را بسته بود؛ از این‌رو، با خطاب قراردادن صالحی، وزیر خارجه ایران، به جای آقای جلیلی سعی دارند اوضاع جدیدی را برای شروع مذاکرات مهیا سازند. 2. پاسخ ایران از دو منظر به صورت آشکار پیام ایران را به سناریوی غرب داده است. در درجه اول، پاسخ نامه از سوی شورای عالی امنیت ملی و با امضای آقای جلیلی داده شد. این موضوع بدین معنا است که مسئول پرونده هسته‌ای ایران دبیر شورا است. محتوای پاسخ نیز نشان داد ایران همچنان بر دورکن اساسی مذاکره تأکید دارد و بدون این دو رکن، هر نوع مذاکره‌ای را بی‌نتیجه و خلاف حقوق ملت ایران می‌داند. این دو مسئله عبارت از «احترام به حقوق کشورها» و «خودداری از فشار» است. 3. در هر صورت، غرب با توجه به تحولات منطقه به دو نتیجه قطعی رسیده است: یکی اینکه، ایران با این تحولات از قدرت بیشتری برخوردار شده و موقعیت آن درآینده نیز افزون‌تر خواهد شد. دوم اینکه، غرب احساس می‌کند برای مدیریت تحولات با توجه به محتوای نامه‌های ایران به گروه 1+5 و پیش‌بینی‌ها و پیشنهادهایی که برای امنیت منطقه ارائه شده بود، باید از نقش و موقعیت ایران استفاده کند. انگیزه نامه اشتون از یک سو واصرارغربی‌ها برای پاسخ ایران به نامه‌ای که دراوایل ماه فوریه ارسال شده بود از سوی دیگر، همچنین موضع‌گیری مقامات غربی به پاسخ ایران و سفارش آن‌ها به اشتون درباره چگونگی پاسخ به نامه ایران، حاکی ازاین است که غرب وآمریکا به‌دنبال بهانه‌ای برای از سر گیری مذاکرات هستند. موضع مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه‌ آمریکا، در این رابطه قابل توجه است.