بصیرت:گروه ترجمه-پایگاه اینترنتی اکسپرسبز 15 می 2011 (25 اردیبهشت) در مقالهای مدعی شده است: آمریکا، اسرائیل و ایران، اهداف و منافع مشترکی دارند و تمام آنها در پی کنترل کشورهای عربی و جلوگیری از اتحاد آنها هستند. پرسش این است که آیا ایران واقعاً دشمن اسرائیل و آمریکا و متحد طبیعی جهان عرب است؟ رقابت ایرانیها و اعراب به 1400 سال پیش یعنی زمان گرویدن ایرانیها به اسلام باز میگردد. در حال حاضر، ایرانیها با پرچم اسلام در پی رهبری کشورهای اسلامی هستند، در حالی که نوروز زرتشتی همچنان در این کشور جشن گرفته میشود. ایرانیها دوستان اعراب به شمار نمیروند، زیرا از تکلم زبان عربی یا ساخت مساجد سنیها جلوگیری میکنند. به علاوه، ایران همچنان جزایر امارات متحده عربی را در اشغال خود دارد و از خودمختاری عربهای خوزستان جلوگیری میکند.
نویسنده در ادامه آورده است: ایران نسبت به بحرین ادعای ارضی دارد و خطوط هوایی را تهدید میکند از نام «خلیجفارس» استفاده کنند. ایرانیها در درجه اول از مذهب خود برای دسترسی به اعراب از طریق اقلیتهای عرب شیعه استفاده میکنند. به علاوه، در مورد اسرائیل و ایران باید گفت سابقه همکاری ایران، اسرائیل و آمریکا به پیش از انقلاب اسلامی باز میگردد. در کتاب «ائتلاف خطرناک» نوشته تریتا پارسی، به این موضوع اشاره شده است که حمایت ایران از آرمان فلسطین پس از انقلاب به منظور نفی ملیگرایی عربی و تقویت عربهای شیعه بود.
در پایان مقاله، نویسنده با ارجاع به کتاب تریتا پارسی مدعی شده است: ایران در سال 1981 حمله اسرائیل به رآکتور هستهای عراق را تسهیل کرد و در طول جنگ هشتساله ایران و عراق، ایرانیها از اسرائیل با حمایت کاخ سفید تسلیحات خریداری کردند. در سال 1986، رونالد ریگان، رئیسجمهور سابق آمریکا توافقی محرمانه برای فروش تسلیحات به ایران به امضا رساند که به رسوایی ایرانکنترا منتهی شد. پس از توافق اسلو در سال 1993 نیز ایران از آن به عنوان اهرمی برای تسلط بر جهان عرب استفاده کرد و از آن هنگام حمایت جدی از گروههای اسلامگرا به منظور مانعآفرینی در روند صلح آغاز شد. حمله آمریکا به عراق و افغانستان نیز مطابق منافع ایران بود. به علاوه، در حال حاضر نیز کنار رفتن رهبران قدرتمند عربی پس از خیزشهای مردمی نتیجهای جز کشمکش فرقهای، تقویت سازمانهای افراطگرا و جنگ داخلی ندارد که این هرج و مرج، مطابق منافع ایران است. همچنین دولت مصر پس از مبارک با دادن مجوز به عبور ناوهای جنگی ایرانی از کانال سوئز و عادیسازی روابط با ایران، به تقویت اهداف این کشور کمک کرده است. به علاوه، ایران از شعارهای ضداسرائیلی برای افزایش جایگاه خود در جهان عرب بهره میبرد و آمریکا نیز به بهانه تهدید ایران بر حضور نظامی خود در خلیج فارس تداوم میبخشد.
بصیرت: مقاله حاضر، سراسر تناقض، اعوجاج، ادعاها و نسبتهای دروغ است. از ابتدای مطلب که ادعا شده آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران اهداف و منافع مشترک دارند تا آنجا که آمده: ایران نسبت به بحرین ادعای ارضی دارد و سابقه همکاری پیش از انقلاب ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا را به پس از انقلاب میکشاند و بحث خرید سلاح از رژیم صهیونیستی را مطرح میکند و... . بسیاری، با دیدن مقاله به تناقضات و... پی میبرند؛ اما آنچه قابل تأمل است اینکه چرا در این اوضاع و احوال، چنین مطلبی نگارش میشود. پاسخ کوتاه این است که آمریکا و رژیم صهیونیستی از آنچه که در حال حاضر در بخش عربی جهان اسلام میگذرد، بهشدت ناراحت و نگران هستند و چون نمیتوانند آینده این تحولات را پیشبینی کنند و به پیشبینیهای ارائه شده هم اطمینان ندارند، پرداختن به وضع موجود را انتخاب کردهاند که براساس آن، ایجاد اختلاف شدید بین ایران و کشورهای عربی تا حدودی خیال آمریکا و رژیم صهیونیستی را آسوده میکند و آنها از بستر فراهم آمده ناشی از این اختلافافکنی، میتوانند سیاستهای ضدایرانیشان را به عربها تحمیل کنند. در چنین وضعیتی کسی به ادعای نویسنده که آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی جلوگیری از اتحاد عربها و دشمنی با آنها هستند، اعتنا نمیکند؛ چرا که خلاف آن را میبیند. اما همین ادعا در باره ایران زمینه پذیرش دارد؛ زیرا از سالها پیش، دستگاه تبلیغاتی غرب به این موضوع دامن زده و این روزها این تبلیغات بهشدت افزایش هم پیدا کرده است.