بصیرت:برخی خبرهای مربوط به سوءاستفاده و یا به عبارت دقیق‌تر، فساد اقتصادی باند انحرافی و حاشیه‌نشین قدرت در هفته‌های اخیرکه برخی تحلیل‌گران از آن به تکرار فساد و اشرافی‌گری دوران کارگزاران به‌شکل ناشیانه یاد می‌کنند، به نگرانی‌ها نسبت به عمق انحرافات این باند و پیامد‌های مخرّب و زیان‌بار آن برای دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران دامن می‌زند. چراکه این مفاسد از مصادیق ویژه‌خواری و سوء‌استفاده از قدرت و ترک حق و عدالت است که با فلسفه اصلی برپایی حاکمیت و مسئولیت در جامعه اسلامی به‌حساب می‌آید. چراکه در نگاه دینی به حکومت و مسئولیت - که حضرت امیرالمومنین علی(ع) مفسرآن است - قدرت و والی‌گری، طعمه‌ای برای جمع‌آوری ثروت نیست؛ بلکه امانتی بر گردن کارگزاران حکومتی است که باید حقش ادا شود همان‌گونه که خطاب به کارگزارشان مکتوب فرموده‌اند: «وان هذا عملک لیس لک بطعمه ولکنه فی عنقک امانه.» اخباری مثل واریز درآمدهای برخی مجموعه‌های سازمان گردشگری به یک کانون اتومبیلرانی و یا اختصاص منابع و مبالغی از شرکت‌ها و سازمان‌های دولت در قبال تأمین خدماتی جزئی به آن، توسعه قارچ‌گونه و حبابی برخی شرکت‌های سرمایه‌گذاری با حضور رهبران جریان انحرافی در آن، دستور مسئول دفتر رئیس‌جمهور به برخی مراکز مالی مبنی بر حل مشکلات کسانی که روزی رئیس‌جمهور از آنان به‌عنوان مصادیق مفسدان اقتصادی یاد کرده بود، اختصاصی‌سازی برخی شرکت‌های بزرگ و سودآور در پوشش خصوصی‌سازی و آن‌هم با سوء‌استفاده از بیت‌المال و... هرکدام به‌تنهایی تکان‌دهنده و حیرت‌برانگیز است؛ زیرا دولت فعلی حاصل رأی مردم به شعار‌های عدالت‌خواهانه و جسارت آقای احمدی‌نژاد به مقابله و در افتادن با مفسدان و رانت‌خواران بود که مردم را از پیامدها و نتایج اقداماتشان یعنی تبعیض و فاصله طبقاتی خسته کرده بود و احمدی‌نژاد را ناجی خویش از دست دنیاطلبان نفوذکرده در بدنه قدرت می‌پنداشتند؛ از این‌رو شاخص‌هایی چون ساده‌زیستی، پاکدستی و سلامتی و جسارت درافتادن با مفسدان و رانت‌خواران که گمشده مردم بود،آنان را به استقبال از کسی ترغیب کرد که تا پیش از این، در عرصه قدرت شهرتی نداشت و از سابقه سیاسی و حزبی چندانی برخوردار نبود. او مورد تأیید جریان اصولگرایی نیز قرار گرفت که گرچه از ابتدا گزینه‌ای غیر او را دنبال می‌کردند؛ اما پس از آنکه ویژگی‌های او را با خواست مردم همراه دیدند، از حمایت وی دریغ نورزیدند و برای تحقق شعارهای وی و خدمت بر مردم شیفته عدالت، کوتاهی نکردند. در این مسیر، رهبر انقلاب نیز با مردم و سایر قوا به نفع این معیار‌ها برای ترویج عدالت و خدمت به جامعه همراه بودند تا هیچ بهانه‌ای برای دولتی که در معرض برخی فشارها از جانب قدرت‌طلبان و رانت‌خواران و همچنین بیگانگان واقع شده بود، باقی نماند و زمینه تحقق شعارهای عدالت‌خواهانه آن فراهم آید. اما پیچیدن این‌گونه خبرها نه‌تنها حجتی برای ادامه حمایت‌ها باقی نمی‌گذارد، بلکه ادامه آن و اصرار به توسعه باند انحرافی در بدنه قدرت و تضمین استمرار آن در قدرت، دولت را در معرض انتقادات جدی حامیان و همراهان دیروز قرار می‌دهد. چراکه حمایت و همراهی آنان نه در پیمان با شخص، بلکه در تعهد به معیارهایی چون عدالت،پاکی و خدمت بوده است که با رویکرد و عملکرد تغییریافته از سمت عدالت‌خواهی و مردم‌گرایی به سوی تبعیض و باندگرایی قابل جمع و سازش نیست؛ بنابراین، موقع آن فرا رسیده که احمدی‌نژاد به‌جای عبور از واقعیت‌ها و یا اجازه جاری شدن فرافکنی‌های مورد نظر این باند انحرافی از زبان خویش (مثل آنچه در مراسم تودیع و معارضه در سازمان میراث فرهنگی گذشت) هرچه زودتر به بررسی این قبیل اخبار و موضع‌گیری در برابرآن بپردازد چراکه برخی انحرافات و مفاسد است که برخی اطرافیان و حاشیه‌نشینان قدرت را سیبل کرده نه ادای وظایف و مأموریت‌هایی که شاید بعضاً همراه خطا و اشتباه هم بوده باشد. راستی چرا خود ایشان به این جمع‌بندی رسیده‌اندکه رهبران این باند انحرافی امروز سیبل شده و در معرض انتقادهای تند قرار گرفته‌اند؟ آیا بهتر نیست رئیس‌جمهور محترم، به‌جای سپر قرار دادن خویش برای آنان یکبار هم که شده به شنیدن و بررسی تیرهای انتقادی رها شده به سوی این سیبل‌ها بپردازند و افکار عمومی و نصایح دیگران را هم به اندازه القائات این باند انحرافی جدی بگیرند؟ به‌نظر می‌رسد ادامه بی‌اعتنایی‌ها گرچه این باند را خشنود و خرسند می‌سازد؛ اما بر نگرانی‌های دلسوزان می‌افزاید و امید مردم به احمدی‌نژاد را به یأس تبدیل می‌کند. شاید هم این همان هدف نهایی این باند انحرافی و مشکوک باشدکه می‌خواهد احمدی‌نژاد را پل عبور قرار داده و گفتمان جمهوری اسلامی را نیز به‌نفع گفتمان حجتیه جدید کنار بگذارد. رسول سنایی‌راد