صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۴۹۲
مصطفى نظرى مقدمه: متخصصان و کارشناسان علوم سیاسی و مسائل بین المللی هر کدام به نحوی و با نگاه ویژه خود در پی تحلیل تحولات اخیر کشورهای اسلامی هستند. اما بی شک هیچ کس نمی تواند ادعا کند که به گفتمان حضرت روح الله(ره)رجوع کرده و ریشه های اصلی این حوادث را در نیافته است. آنان که با این گفتمان مأنوسند به خوبی می دانند که وقوع انقلاب های مردمی منطقه، به دور از مرزبندی های سیاسی و فرهنگی رایج بوده و چیزی جز به واقعیت تبدیل شدن پیش بینی حکیمانه امام خمینی(ره) در بیداری ملت های اسلامی نیست. آنجا که ایشان فرمودند: «ما با اعلان برائت از مشرکین، تصمیم بر آزادی انرژی متراکم جهان اسلام داشته و داریم و به یاری خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزی این کار صورت خواهد گرفت و ان شاءالله روزی همه مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات کنند که ابرقدرت ها و نوکران و جیره خواران شان از منفورترین موجودات جهان هستند.» (1) البته باید گفت این آینده نگری حضرت روح الله مسبوق به سابقه است و ورق های کتاب تاریخ سیاسی جهان معاصر بارها پیش بینی های سیاسی امام خمینی را در روزشمار خود ثبت کرده است. آنجا که ایشان در نامه تاریخی خود به میخائیل گورباچف، آخرین رئیس جمهور اتحاد جماهیر شوروی، بر زوال و سقوط کمونیسم اشاره کرده و جست وجوی آن را در موزه های تاریخ سیاسی جهان پیش بینی می کند. با توجه به اینکه امروز بیداری اسلامی در کشورهای عربی منطقه رشد فزاینده ای به خود گرفته است و حرکت هایی همچون اقامه نمازجماعت و جمعه در جریان تظاهرات سراسری ملت های عربی و سردادن شعارهای ضد استکباری نشان از تأثیر انقلاب اسلامی در گفتمان مردم منطقه دارد، به خوبی می توان فهمید که گفتمان انقلاب اسلامی ایران و بینش سیاسی امام خمینی(ره) در رأس هرم بیداری و آگاهی ملت های عربی قرار دارد، به طوریکه به جرأت می توان گفت؛ «قرن خمینی» آغاز شده است و این تعبیر نه یک شعار سیاسی، بلکه حقیقتی است که بیش از سه دهه از آن می گذرد و اگرچه فوکویاما «پایان تاریخ» را با استیلای همه جانبه لیبرال دموکراسی بر سراسر جهان پیش بینی کرده بود، لکن «آغاز تاریخ» جدید بشریت را باید به نظاره نشست و تحولات این روزهای جهان عرب بهانه ای است برای بازخوانی وعده های صادق حضرت روح الله(ره) که گذر زمان، بیش از پیش مصدق آنها بوده است و اراده تاریخ نیز به سرعت در این جهت در حال حرکت است. بنابراین، از آنجایی که در شرایط کنونی نوع مدیریت بی نظیر امام در رویارویی با قدرت ها، به پیروزی نشاندن یک انقلاب و راهبری موج بیداری اسلامی و مواجهه با مسائل آن، از اهمیت بسیاری برخوردار است، لذا تبیین بیداری اسلامی و همچنین تحلیل و بررسی موانع و مشکلات این پدیده از دیدگاه آن بزرگمرد تاریخ به عنوان دستاوردی گران سنگ برای اسلام خواهان، صاحب نظران و رهبران جنبش های اسلامی ضرورت پیدا می کند. در ادامه این نوشتار به این مسئله مهم پرداخته خواهد شد.

ضرورت بیداری ملت‌ها از منظر امام خمینی(ره)
امام خمینی در دکترین سیاسی خود فضای کنونی جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسی تقسیم کرده اند که در بخش آزاد جهان قائل هستند: این ابرقدرت ها هستند که هیچ مرز و حد و قانونی نمی شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگی ملت ها را امری ضروری و کاملاً توجیه شده و منطقی و منطبق با همه اصول و موازین خودساخته و بین المللی می دانند. اما در بخش قرنطینه سیاسی، رهبر کبیر انقلاب اسلامی معتقدند: «هیچ حق حیات و اظهارنظری وجود ندارد. همه قوانین و مقررات و فرمول ها، همان قوانین دیکته شده و دلخواه نظام های دست نشاندگان و در برگیرنده منافع مستکبران خواهد بود.»(2)
با این فرض، حضرت امام تنها راه رهایی جهان اسلام و سایر ملت ها از یوغ استعمار را بیداری اسلامی و قیام همه جانبه دانسته و در این خصوص می فرمایند: «اگر امروز قشرهای مختلف ملتها، از علمای دینی تا گویندگان و نویسندگان و روشن بینان متعهد، قیام همه جانبه نکنند و با بیدار کردن توده های عظیم انسانی- اسلامی به داد کشورها و ملتهای تحت ستم نرسند، کشورهای شان بی شک به نابودی و وابستگی همه جانبه بیشتر و بیشتر خواهد کشید و غارتگران ملحد شرقی و بدتر از آنان ملحد غربی شیره حیات آنان را می مکند و شرافت و ارزشهای انسانی آنان را به باد فنا می سپارند.» (3)
بر این اساس، در گفتمان ضد استکباری خمینی کبیر ضرورت بیداری ملت ها در رأس قرار گرفته و سرفصل همه حرکت ها و جنبش های آزادی خواهانه در جهان اسلام و در سراسر دنیا قلمداد می شود. ایشان در این باره معتقدند: «باید با ملتها در میان گذاشت؛ همان طوری که در ایران، ملت ایران بود که فاجعه ای که برای اسلام به دست آمریکا و سرسپردگان او- که رژیم منحوس پهلوی است- پیش می آمد، همین جوانهای ایران بودند و همین ملت ایران بود و همین ارتش ایران بود و همین نیروهای دریایی و هوایی و زمینی ایران بود و همین سپاه پاسداران ایران بود و همین جوانهای بسیج و عشایر ایران بودند که با هم وظیفه فهمیدند، بیدار شدند و با هم مشتها را گره کردند و با مشت، تانکها را از صحنه بیرون کردند. تا ملتها یک همچو بیداری پیدا نکنند و تا ملتها یک همچو انسجامی پیدا نکنند، باید بدانند که محکوم به حکومتهای فاسد و محکوم به آمریکای جنایتکار و سایر ابرقدرتها هستند. با داشتن آن همه ذخایر، آن همه امکانات.» (4)
البته در گفتمان سیاسی امام زمانی بیداری اسلامی وقتی منجر به پیروزی می شود که متکی بر قدرت اسلام و ایمان و توأم با اقدامی فراگیر باشد. در این خصوص خمینی کبیر می فرمایند: «کشورهای اسلامی و مستضعفان جهان قدرت اسلامی خود را بیابند و از عربده های شرق و غرب و وابستگان و تفاله های آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان به پاخیزند و دست جنایتکاران را از کشورهای خود کوتاه نمایند.»(5) «ما از همه کشورهای زیر سلطه برای به دست آوردن آزادی و استقلال، کاملاً پشتیبانی می نماییم و به آنان صریحاً می گوییم که حق گرفتنی است، قیام کنید و ابرقدرت ها را از صحنه تاریخ و روزگار براندازید. من بارها گفته ام و هم اکنون هشدار می دهم که اگر شرق ستم کشیده و آفریقا به خودشان متکی نباشند، تا ابد گرفتارند.»(6)
موانع بیداری اسلامی در اندیشه امام خمینی(ره)
رهبر کبیر انقلاب اسلامی عدم تحقق بیداری اسلامی در جهان اسلام در دو سده اخیر را برگرفته از موانع و مشکلاتی می داند که تحلیل و بررسی آن دستمایه مهم و راهبردی برای جنبش های اسلامی و جهان اسلام خواهد بود. در ادامه به مهم ترین آنها اشاره می شود.
1- تحریف اسلام و وارونگی مفاهیم دینی
امام در اندیشه سیاسی خود، دور شدن تدریجی جوامع اسلامی از مفاهیم و آموزه های اصلی و اصیل اسلامی و دگرگون شدن پیام اولیه عدالت خواهانه اسلام و ورود افکار، اندیشه ها و فرهنگ غیراسلامی، الهام گیری از آموزش و جهان بینی غربی در جوامع اسلامی را از موانع اصلی و اولیه عدم تحقق بیداری اسلامی در جهان اسلام می دانند. ایشان در این خصوص اظهار می دارند: بیشتر تحصیل کرده ها، غافل از داشته ها و اندوخته های غنی فرهنگ اسلامی خویش، کلید توسعه و حتی نجات جامعه را در اتخاذ علوم، ارزش ها و فلسفه غربی دیدند. امام در دیداری که با برخی مسئولان دارند به این نکته اشاره می کنند: «دشمنان راه نجات خود را در این دیده اند که یا اسلام در این کشورها نباشد و یا لااقل محتوا نداشته باشد. هرچند در بخش اول توفیقی نداشته اند، اما نسبت به بی محتوا کردن اسلام موفق بوده اند.» (7)
2- حکام سرسپرده کشورهای اسلامی
امام حکومتهای منحرف اسلامی را عامل قدرتهای شیطانی دانسته و آن را یکی دیگر از موانع فراروی نهضت بیداری در جوامع اسلامی می دانند. رهبرکبیر انقلاب اسلامی در این رابطه می فرمایند: «مشکل مسلمین حکومت های مسلمین است. این حکومت ها هستند که مسلمین را به این روز رسانده اند....» «کارنامه سیاه و ننگین حاکمان بی درد کشورهای اسلامی، حکایت از افزودن درد و مصیبت بر پیکره نیمه جان اسلام و مسلمین دارد.» (8)
3ـ تفرقه و عدم وحدت
برخلاف تصور برخی از سطحی نگران، امام وحدت را یک تاکتیک یا ابزار مصلحتی برای پیشبرد اهداف و مقاصد سیاسی انقلاب نمی بیند. وحدت را یک اصل اسلامی تعریف کرده و رهایی از تفرقه را لازمه توفیق در مبارزه با دشمن اصلی و موفقیت در رهایی از وضعیت اسفبار کنونی مسلمین را در گرو همبستگی دانسته است. ایشان در این باره می فرمایند: «... ما باید خود را آماده کنیم تا در برابر جبهه متحد شرق و غرب، جبهه قدرتمند اسلامی انسانی، با همان نام و نشان اسلام و انقلاب ما تشکیل شود و آقایی و سروری محرومین و پابرهنگان جهان جشن گرفته شود... دست های ناپاکی که به ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی می پردازند درصدد «محدود کردن تأثیر انقلاب اسلامی و جلوگیری از گسترش آثار آن در مناطق سنی مذهب (هم بخش های نفت خیز آن و هم کشورهای در حال نبرد با اسرائیل) بوده است.» (9)
4- تحجر و جمود مقدس نماها
امام خمینی(ره) از مقدس نماها به عنوان یکی دیگر از موانع شناخت و بیداری اسلامی نام می برد و برای گسترش اسلام ناب محمدی(ص)، شناخت این مشعل داران تحجر و حماقت و مبارزه با آنان را ضروری می دانند. «... آمریکا و استکبار، در تمامی زمینه ها افرادی را در آستین دارند. در حوزه ها و در دانشگاه ها، مقدس نماها را که خطر آنان را بارها و بارها گوشزد کرده ام، اینان با تزویرشان، از درون محتوای انقلاب و اسلام را نابود می کنند. اینها با قیافه حق به جانب و طرفدار دین و ولایت همه را بی دین معرفی می کنند. باید از شر اینها به خدا پناه ببریم... امروز جهان تشنه اسلام ناب محمدی است....» (10)
نتیجه‌گیری
فریادهای امروز مردم مسلمانان منطقه علیه حاکمان ظالم و سرسپرده خود همان وعده صادق خمینی کبیر است که با ندای حق طلبی گفتمان انقلاب اسلامی کاخ های عنکبوتی نظام های جور را به کام سقوط می کشاند.
به هرحال مواج شدن بیداری اسلامی در منطقه، بیم و هراس فزاینده ای را در دل نظام سلطه انداخته و آنها را بر آن داشته تا برای فهم و شناسایی بیداری اسلامی و یافتن راه های مقابله و انهدام و یا به انزوا کشاندن این موج، تلاش های گسترده ای را در دستور کار قرار دهند. این تلاش های گسترده همپای تقابل جدی با انقلاب اسلامی ایران، در راستای محدود کردن این تحول و جلوگیری از گسترش بیشتر بیداری اسلامی با حساسیت بیشتر و شدت مضاعفی پیگیری می گردد که البته این امر وحدت جهان اسلام و مقاومت یکپارچه و جدی مسلمانان علیه استکبار و سرسپردگان شان را می طلبد.
منابع در دفتر نشریه موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: