صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۴۹۶
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های نهضت آزادی ایران (5)

تألیف: ولى‌الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى
نهضت آزادی از 15 بهمن 57 تا 14 آبان 58

چند روز پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به دلایل گوناگون، امام خمینی(ره) حاکمیت را به دولت موقت به ریاست مهندس بازرگان واگذار نمود. علل این اقدام به فرموده امام، صلاحدید و تأیید دوستان برای اداره کشور بود؛(1) به خصوص که امام تمایل نداشت که روحانیان به صورت مستقیم اداره کشور را به عهده بگیرند. حتی ایشان، در ابتدای انقلاب برای دوری از مدیریت اجرایی در قم مستقر شدند. روحانیان سرشناس، از جمله شهید مطهری، شهید بهشتی و آیت الله خامنه ای هیچ گونه تمایلی برای تصدی مدیریت اجرایی کشور نشان نمی دادند. از سوی دیگر، مهندس بازرگان به خاطر سابقه سیاسی و اجرایی، مورد تأیید شورای انقلاب بود. پس از مدت کوتاهی، امام (ره) تغییر عقیده داد و دخالت بیشتر روحانیون را در کارهای اجرایی لازم دانست. از این رو، امام(ره) در صحیفه نور فرمودند:
«پیش از انقلاب، من خیال می کردم وقتی انقلاب پیروز شد، افراد صالحی هستند که کارها را طبق اسلام عمل کنند، لذا بارها گفتم روحانیون می روند کارهای خودشان را انجام می دهند. بعد دیدم خیر، اکثر آنها افراد ناصالحی بودند، دیدم حرفی که زده ام درست نبوده.» (2)
حضرت امام(ره)، بنا به پیشنهاد شورای انقلاب و بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروه خاص، برای یک دوره موقت و انجام وظایف خاصی همچون برگزاری رفراندوم و انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورا، بازرگان را مأمور تشکیل دولت موقت نمود. با وجود تأکیدهای رهبر انقلاب، بازرگان گروه خاصی را که همگی از نهضت آزادی و ملی گرا بودند بر سر کار آورد و بالاترین و حساس ترین مناصب را به افراد ملی گرا و غیرمذهبی داد. ترکیب کابینه دولت موقت، حکایت از آن داشت که هیچ اختلاف اساسی در برنامه های نهضت آزادی و جبهه ملی ایران نیست؛ تا جایی که از نظر بعضی ها، تفاوت چندانی میان کابینه بازرگان و کابینه بختیار وجود نداشت.(3)
کمتر از بیست روز پس از انقلاب، امام خمینی شروع به گلایه از دولت موقت نمود که چرا وزارت خانه ها را اصلاح نمی کنید، چرا شیر و خورشید را حدف نمی کنید، چرا زن ها لخت به وزارت خانه ها می آیند، چرا در اداره ها در ظروف طلا و نقره غذا خورده می شود و... اینها که در زمان شاه هم بود پس شما چه کاره اید؟(4)
نهضت آزادی، برای فریادهای امام و مردم گوش شنوا نداشت؛ چرا که اکثر کسانی که مسئولیت های اجرایی را در دست داشتند، در غرب درس خوانده بودند، غربی فکر می کردند و غربی عمل می کردند. دولت موقت دست به انتصاباتی زد که با معیارهای حضرت امام مبنی بر مسلمان بودن، سابقه مبارزاتی داشتن و حسن شهرت داشتن سازگار نبود، بلکه برعکس افرادی را که غیرمذهبی، غرب زده، فاقد سابقه مبارزاتی، دارای پیشینه ضد مبارزه و جاسوسی و سوء شهرت بودند، بر سر کار آورد. از میان این افراد، می توان به امیرانتظام، نزیه، علی محمد ایزدی، رضا صدر و... در سمت معاون نخست وزیر و وزیر اشاره کرد. وضعیت استانداران نیز بهتر از این نبود. بازرگان، رحمت اله مقدم مراغه ای را که او «خلق مسلمانی»ها را علیه نظام می شورانید به استانداری آذربایجان شرقی گماشت.(5) ابراهیم یونسی(6) در کردستان گروه های چپ و دکتر بهرامی در سیستان و بلوچستان، سران و افراد مزدور بلوچ را علیه نظام بسیج می کرد، سیداحمد مدنی در خوزستان شیوخ وابسته و مزدور عرب را و طاهر احمدزاده در خراسان، منافقین را تجهیز می کرد.(7) آقای بازرگان وقتی با اعتراض مردم روبه رو می شد، کشور را قحط الرجال می دانست و به شدت از کسانی که بر سر کار آورده بود، دفاع می کرد. نهضت آزادی، برخلاف دستور امام، مبنی بر این که دولت موقت بدون در نظر گرفتن روابط حزبی شکل بگیرد، دولتی صد در صد حزبی تشکیل داد، یعنی تمام اعضای کابینه از نهضت آزادی یا احزاب هم فکر انتخاب شدکه هیچ سهمی در پیروزی انقلاب نداشتند. تنها چهار ماه به پایان عمر دولت موقت، آن هم به علت ادغام شورای انقلاب با دولت، چهار نفر از روحانیان شورای انقلاب، وارد دولت شدند که سه نفر آنها به عنوان معاون وزارت خانه و یک نفر سرپرست بخشی از یک وزارت خانه بود.(8)
دولت موقت، از مردم می خواست که ساکت باشند، از انقلابی ها می خواست دست از کارهای انقلابی بردارند، به امام اعتراض می کرد که شما ما را کلافه کرده اید. قبل از این که از ما مطلب را بپرسید، اعلامیه و اطلاعیه صادر می کنید.(9) دولت موقت، همزمان به کمیته ها و دادگاه های انقلاب می تاخت و کارهای آنها را خشونت و دشمنی می نامید که باعث بی آبرویی ما در دنیا شده است.(10) از این رو، تصمیم به کاهش خدمت سربازی و فروش تجهیزات نظامی نمود. در نتیجه مسامحه دولت موقت و انتصاب یک نفر توده ای به استانداری کردستان و برکناری شهید قره نی، این استان درگیر جنگ تمام عیار شد که خسارات جبران ناپذیری به جای گذاشت.
دولت موقت، در طول نه ماه که اداره کشور را در دست داشت، نتوانست عملکرد قابل قبولی ارائه کند؛ زیرا برنامه های آن، با خواسته مردم و رهبری یکی نبود. ضمن این که اعضای کابینه نیز همگون نبودند، تا جایی که آقای بازرگان برای بعضی از وزارت خانه ها چند وزیر جابه جا نمود. کمتر وزارت خانه ای بود که در این مدت با یک وزیر اداره گردید. نظر امام و آقای بازرگان در مورد اصل انتخابات یکی بود، ولی آقای بازرگان معتقد بود که باید به «جمهوری اسلامی» لفظ دموکراتیک اضافه شود. یا به جای مجلس خبرگان، مجلس موسسان ایجاد گردد. همین مسائل باعث ایجاد تنش در جامعه می شد. آقای بازرگان به نهادهای انقلابی اعتقادی نداشت و در مقابل آن ها موضع می گرفت. او در مسائل امنیتی نیز بسیار خوشبین بود. بسیاری از مشکلاتی که همان زمان یا بعدها به وجود آمد، معلول همین خوش بینی ها بود. بازرگان، در خصوص امور اداری نیز معتقد بود که هیچ چیز تغییر نکند. در امور اقتصادی کشور که تمام هم و غم دولت بر آن بود، به علت کمی وقت، تغییرات وسیع در دولت، وجود ناهماهنگی ها و...، موفقیتی حاصل نگردید، چرا که استراتژی مشخصی وجود نداشت.
ارتباط حسنه با آمریکا که از اعتقادات دولت موقت ناشی می شد، از اقدامات آن روز دولت محسوب می گردید. بازرگان و همفکرانش در دولت، خواستار رابطه با آمریکا بودند. درحالی که حضرت امام و مردم ایران، به شدت با این امر مخالفت می کردند. به خصوص اینکه آمریکا، در قبال مردم ایران، همان شیوه خصمانه پیش از انقلاب را ادامه می داد. بازرگان در اولین سفر خارجی خود به الجزایر، با مشاور امنیت ملی کارتر ملاقات کرد. نکته قابل توجه اینکه چند روز قبل از این ملاقات، شاه به آمریکا رفته بود. وقتی از بازرگان پرسیدند که چرا بدون اجازه امام با برژینسکی ملاقات کردید، گفت: مگر من هویدا هستم یا (امام) محمدرضا شاه که آب خوردن را اجازه بگیرم.(11)
این اقدامات دولت موقت، موجب شد که مردم با حضور وسیع و پیوسته در مقابل سفارت آمریکا، به تظاهرات بپردازند، تا این که در 13 آبان 1358 آن را به تصرف خود درآوردند. وقتی این اقدام دانشجویان پیرو خط امام مورد تأیید حضرت امام قرار گرفت، دولت موقت در روز چهاردهم آبان استعفا داد.

نام:
ایمیل:
نظر: