صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۴۹۸

فرامرز پارسا
با اوج گیری قیام های مردمی در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و شمال آفریقا، محافل رسانه ای و سیاسی جهان از آن با نام تقابل آمریکا و جمهوری اسلامی ایران یاد کردند. تأکید مقامات آمریکایی نظیر کلینتون وزیر خارجه که صراحتاً خواستار سرکوب قیام های مردمی برای جلوگیری از تشکیل جمهوری اسلامی ایران شده بود، تقویت کننده این دیدگاه می باشد. اکنون این سوال مطرح است که چرا بسیاری از این تحولات با نام دوئل جمهوری اسلامی ایران با غرب یاد می کنند و در نهایت چه کسی فاتح این صحنه خواهد بود؟
در پاسخ به این پرسش بررسی و ارزیابی دیدگاه طرفین امری ضروری است؛ چرا که صحنه رقابتی منطقه نه بر گرفته از اقدامات نظامی و اقتصادی و یا دیپلماتیک بلکه برگرفته از ساختارهای اندیشه ای است.
جمهوری اسلامی ایران در تعامل با منطقه همواره اصولی ارزشی و پایدار را در نظر داشته است. تأکید بر وجود دولت هایی مردمی که تمام اقشار جامعه را دربرگیرد، تأکید بر وحدت و همگرایی اسلامی به دور از فتنه های طراحی شده غرب برای اختلاف افکنی میان شیعه و سنی، تعامل همه جانبه با دولت ها و ملت های منطقه بر اساس اصل تعاملات برابر و برادرانه، پایان یافتن حضور نظام سلطه در منطقه و اتحاد سراسری برای مقابله با آن با محوریت مقاومت در برابر آمریکا و صهیونیسم بین الملل و... از اصول راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه بوده است.
در نقطه مقابل غرب همواره سناریوهای دیگری را در منطقه پیگیری کرده است. وجود حاکمانی دست نشانده که بر آمده از رأی مردم نمی باشند و صرفاً تأمین کننده منافع غرب هستند، فتنه انگیزی میان شیعه و سنی، جلوگیری از اتحاد منطقه برای توجیه ادامه حضور نظامی و دخالت در امور داخلی کشورها، جلوگیری از تشکیل جبهه ای واحد در برابر نظام سلطه با محوریت منافع آمریکا و صهیونیست ها، جلوگیری از پیشرفت و آبادانی کشورهای منطقه به عنوان مولفه ای مهم برای ادامه سلطه بر منطقه و... از جمله محورهای اقدامات و اهداف آمریکا در منطقه بوده است.
ارزیابی و تحلیل نوع دیدگاه و کارکردهای منطقه ای جمهوری اسلامی ایران و غرب می تواند بیانگر دلایل نظرات مطرح شده مبنی بر معرفی قیام های ملت های عربی حوزه خلیج فارس و شمال آفریقا به صحنه رقابت ایران و غرب باشد.
روند تحولات منطقه نشان می دهد که ملت های منطقه برای رسیدن به استقلال و آزادی و مقابله با نظام سلطه به پا خاسته اند. آنها با اعلام وحدت میان شیعه و سنی خواستار تشکیل دولتی مردمی به دور از وابستگی به غرب در تلاشی واحد برای مقابله با نظام سلطه هستند. اصولی که تجلی آن را در شعارهای آنها و نیز حمایت قاطع آنها از مقاومت فلسطین در شصت و سومین سالروز اشغال فلسطین (روز نکبت\ 25 اردیبهشت) می توان مشاهده کرد.
این خواسته ها را می توان برگرفته از الگوگیری آنها از پیام های انقلاب اسلامی دانست که راه سعادت و پیروزی را پیش روی ملت های آزادیخواه قرار داده است.
در نقطه مقابل مردم، غرب قرار دارد که با حمایت از سرکوب های گسترده صورت گرفته توسط حاکمان عرب و سانسورهای خبری به دنبال سرکوب و یا حداقل انحراف قیام های مردمی از مسیر صحیح است.
با توجه به این مولفه ها می توان گفت که اکنون منطقه صحنه رقابت میان دو اندیشه است؛ یکی اندیشه انقلاب اسلامی که ملت های منطقه با پذیرش و الگو قرار دادن آن، احقاق حقوق ملت ها در تعیین حق سرنوشت و عزت و کرامت منطقه ای و جهانی را نوید می دهد و دیگری تفکرات استعماری غرب است که همچنان با توهم یک جانبه گرایی و استعمار کشورها به دنبلال سرکوب خواسته های مردمی است و این است حقیقت حاکم بر منطقه و سراسیمگی غرب برای مقابله با ایران و اندیشه های انقلاب اسلامی.

نام:
ایمیل:
نظر: