صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۲۱۹۸۵۹

بصیرت:در حاشیه دیدار رهبر معظم با نمایندگان محترم مجلس، اتفاق تلخ و شیرینی روی داد که اصل دیدار را تحت‌‌الشعاع قرار داد. به عبارت دیگر، درسی که از این حاشیه می‌توان آموخت، از بسیاری سخنان سازنده‌تر و ارزشمند و ماندگارتر است.
موضوع از این قرار است که یکی از نمایندگان مجلس در ستایش رهبری، از الفاظ مبالغه‌آمیز استفاده کرد. مقام معظم رهبری به‌صراحت به این‌گونه سخنان واکنش منفی نشان داد و این‌گونه الفاظ را به زیان گوینده و خودشان قلمداد کرد. به‌واقع خاک نفی بر صورت همه کسانی پاشید که به تملق و عبارات اغراق‌آمیز روی می‌آورند. در احادیث هم آمده که به صورت متملق خاک بپاشید. این خاک‌پاشیدن مفهوم کنایی دارد؛ یعنی آن‌ها را از زشتی اعمال و گفتار خودشان آگاه کنید.
نقل است روزی امام‌علی(ع) به شهر انبار وارد شد. قاطبه‌ی مردم این شهر را ایرانیان تشکیل می‌دادند. حضرت خیلی ساده، بدون تشریفات، وارد شهر شد. مردم وقتی متوجه شدند، به استقبال وی رفتند و با شعارها و رفتارهای هیجان‌انگیز و اغراق‌آمیز امام را پذیره شدند. حضرت وقتی متوجه شعارهای مبالغه‌آمیز و رفتارهای چاپلوسانه شد، مردم را از این کار منع کرد و فرمود که از این رفتارها و سخنان بپرهیزید؛ زیرا حاکم را مغرور و مردم را متملق و حقیر بار می‌آورند.
مع‌الاسف سیره‌ی حاکمان و پادشاهان این مملکت همواره بر چاپلوس‌پروری و مداهنه و مجیزگویی استوار بوده است؛ به همین سبب، شاعران مداحی مانند عنصری در دربار پادشاهانی نظیر محمود غزنوی، ارج و قربی بیشتر از امثال حکیم فردوسی داشته‌اند. اطراف سلاطین خودبین و نافرهیخته همواره پر از مرغان ضعیف و بی‌پروبالی بوده که گرفتار دام و دانه بوده‌اند‌ و عنقایان بلندپروازی نظیر سعدی، حافظ، مولانا و فردوسی، آشیانه‌های جاودانه‌ای داشته‌اند که صیدناپذیر بوده‌اند.
برو این دام بر مرغ دگر نه/ که عنقا را بلند است آشیانه
ناقد مصلحی همچون سعدی به‌جای آنکه عزت خود را زیر پا بگذارد و حاکم را به بیراهه بکشاند، پدرانه پندهای حکیمانه می‌دهد و خار راه را به وی نشان می‌دهد. نیازی نمی‌بیند که نه کرسی فلک را زیر پای امثال قزل ارسلان بنهد و به مداحان مداهنه‌گر طعنه می‌زند که چه حاجت که نه کرسی آسمان/ نهی زیر پای قزل ارسلان
چاپلوسی برای همگان آفت است. از آن جهت که موجب حقارت گوینده می‌شود، آفت شخصیت و عزت اوست. ازآن‌روی که حاکم و شنونده‌ی (ممدوح) کم‌جنبه را به خودش فریفته می‌سازد، سبب بدنامی و سقوط تدریجی وی می‌شود؛ چراکه چاپلوس گلستانی خیالی را در نظر حاکم تصویر و توصیف می‌کند و او را از دیدن خار راه محروم می‌سازد.
به نزد من آن‌کس نکوخواه‌ توست / که گوید فلان خار در راه توست
متملقان با سخنان به‌ظاهر زیبا و فریبنده خویش، در حاکم مغرور می‌دمند و اطرافش را احاطه می‌کنند و راه ورود خردمندان و افراد کاردان را به مجموعه حاکمیت مسدود می‌سازند و مملکت را از وجود افراد کارآمد و شجاع بی‌بهره می‌نمایند. به همین جهت کار ملک بی‌سامان و پریشان می‌شود.
می‌گویند وقتی سلطان سنجر را به اسیری می‌بردند، از او پرسیدند: چه شد که کار مملکت به آن عظمت این‌گونه پریشان شد و تو هم اسیر شدی؟ وی پاسخ آموزنده‌ای داد و گفت: کارهای بزرگ را به افراد خرد سپردم، از عهده آن‌ها برنیامدند و کارهای خرد را به افراد بزرگ واگذار کردم، آن‌ها عار داشتند و در پی نرفتند و این‌چنین کار مملکت بی‌سامان و حاکم هم اسیر شده است.
یکی از نتایج منفی رواج چرب‌زبانی و تملق، مسلط‌گشتن همین گروه بر کارهای مهم کشور است که باعث پریشانی است. لذا رهبر معظم با هوشیاری کامل با این حرکت شیرین و پسندیده، در برابر رفتار تلخ و گزنده آن نماینده، درس‌هایی را به همگان آموخت، ازجمله اینکه
اولاً ملت خود را حقیر نشمارند و برای خویش عزت قائل باشند. همچنین در انتخاب نمایندگان و مسئولان خویش دقت کنند تا افراد آگاه و شجاع و عزتمند سررشته امور را به‌دست بگیرند. دیگر اینکه نهادهای نظارتی نظیر شورای نگهبان، در تأیید صلاحیت‌ها، فریب افراد ظاهرالصلاح و گربه‌های عابد را نخورند. همچنین مسئولان مملکتی از رؤسای قوای سه‌گانه گرفته تا مدیران میانی و پایینی، همه احساس مسئولیت کنند و به ‌صورت متملقان ناآگاه و طماع خاک بپاشند و چنین افرادی را عزیز نشمارند، بلکه افراد خشک‌زبانِ عزتمندِ آگاه را بر چنین اشخاصی ترجیح دهند. غلامرضا کمالی پناه
 

نام:
ایمیل:
نظر: