صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۵۱۴
مقدمه: در ستون «یک پرسش» این ماه درصدد پاسخگویی به این سوال هستیم که آیا اصولاً جلوگیری از بروز جنگ تحمیلی برای جمهوری اسلامی ممکن بود؟ پاسخ این سوال را از زبان سردار سرلشکر غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح می خوانید.

در آن زمان در بسیاری از مرزها نا آرامی داشتیم. ارتش ما بعد از انقلاب، اصلاً برای بازسازی خود زمان کافی نداشت و به خاطر قطع ارتباط لجستیکی با ارتش آمریکا، دچار بحران جدی شده بود. از طرفی عراق و سایر ابرقدرت ها فرصت را غنیمت شمردند و با سو ءاستفاده از بی ثباتی و عدم آمادگی ارتش، موقعیت را برای جنگ گسترده با ایران فراهم دیدند. شش ماه پرتلاطم قبل از جنگ، یعنی حمله به پاسگاه های مرزی، حمله به طبس، انفجار پل های خوزستان و بازارهای شهر، کودتای نوژه در داخل کشور، قطع ارتباط با آمریکا در 19 فروردین، همگی موید همین نکته اند. ضمن آن که ارتش عراق تحرکات خود را آغاز کرده بود و با گروگان گیری در استان های مرزی و حمله به نقاط مرزی، به نوعی، مقدمات جنگ را فراهم می کرد. عراق با انجام این تحرکات، سیستم نظامی و سیاسی ما را محک می زد.
عراقی ها از چزابه تا مهران که 300 کیلومتر است به راحتی سلاح وارد می کردند. به هر رئیس عشیره به هر مقدار که نیاز داشت، سلاح می دادند. به جرأت می توانم بگویم 10 هزار قبضه اسلحه در خوزستان پخش شده بود و جالب آنکه، بعضی از شیوخ سلاح ها را به ما تحویل می دادند.
ما یا می توانیم بر پایه قدرت نظامی از بروز جنگ جلوگیری کنیم که با توضیحاتی که در مورد ارتش آن زمان دادم غیرعملی بود و یا در صحنه بین المللی از طریق یارگیری عمل کنیم که این راه هم با توجه به دینی بودن انقلاب ما امری غیرممکن بود.
یکی از راه های عدم بروز جنگ، مذاکره با طرف مقابل است که این راه هم بر ما مسدود بود. آقای(ابراهیم) یزدی نقل می کند که در هاوانا در اجلاس غیرمتعهدها صدام را دیدم. وقتی با او صحبت می کردم، خیلی مغرورانه پایش را روی پایش انداخته بود و سیگار می کشید و می گفت شما چرا سه تا جزیره را تخلیه نمی کنید؟ شما اشغالگر هستید. من گفتم کدام جزیره ها؟ در ضمن اگر مشکل باشد، بین ما و امارات است. صدام گفت: مگر شما منشور حزب بعث را نخوانده اید؟ ما موظفیم از تمام سرزمین های عربی دفاع کنیم. طبیعتاً چنین برخوردی هیچ راهی برای مذاکره باز نمی گذارد و به هیچ عنوان نمی توان متصور شد که با مذاکره می توانستیم مشکل را حل کنیم. بنا به همین دلایل، معتقدم بروز جنگ علیه ایران امری اجتناب ناپذیر بود.

نام:
ایمیل:
نظر: