صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۰۵۲۵
تأملی بر فیلم مستند

امید صدرایى
فیلم «ایرانیوم» جدیدترین محصول دستگاه تبلیغاتی صهیونیسم جهانی علیه ایران است. این اولین بار نیست که فیلمی ضدایران در غرب و به خصوص آمریکا و آن هم از سوی صهیونیست ها ساخته شده است. به جز فیلم های سینمایی داستانی زیادی که در این زمینه تولید شده، غربی ها فیلم های مستند زیادی هم برضد کشور مقدس ایران تولید کرده اند، اما در این میان «ایرانیوم» دارای جایگاه متفاوت تری است؛ جایگاهی که خود صهیونیست ها آن را فراهم کرده اند. به گونه ای که این اولین بار است که یک فیلم مستند درباره ایران تا این اندازه هدف تبلیغ و نمایش قرار گرفته است. به طوری که به شکل بسیار گسترده ای در سینماهای آمریکای شمالی (ایالات متحده و کانادا) اکران شده و نسخه های آن به وفور در بین عوام غربی توزیع یافته و صدها سایت اینترنتی نیز امکان دریافت آن را در فضای مجازی فراهم کرده اند.
اما «ایرانیوم» چیست و چه می گوید و چرا تا این حد مهم جلوه پیدا کرده است؟
نام این فیلم همان طور که مشخص است، از ترکیب دو واژه ایران و اورانیوم شکل گرفته. مسئله اصلی این مستند، ایران و برنامه هسته ای آن به عنوان یک تهدید جهانی است.
مستند «ایرانیوم» به تهیه کنندگی یک خاخام تندروی صهیونیست به نام «رافائل شور» و کارگردانی یک صهیونیست اسرائیلی تبار موسوم به «الکس تریمن» ساخته شده است.
این فیلم از نظر ساختاری یک مستند مغلطه آمیز محسوب می شود. به این معنی که با کنار هم چیدن یک سری اطلاعات نادرست و تحریف شده، سعی دارد تا به نتیجه نادرست دیگری ختم شود. به همین دلیل سرتاسر آن مملو از اتهامات بی پایه و اساس و فاقد سند علیه جمهوری اسلامی ایران است. حتی آنجا هم که تصویری به ظاهر مستند ارائه می دهد، با حیله ای آن را تحریف می کند. مثلاً در بخشی از فیلم سخنان امام خمینی(ره) در زمان شهادت استاد مطهری پخش می شود. آنجا که ایشان می فرمایند: «خون های ما را بریزید، بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود و ... » زیر نویس انگلیسی فیلم که برای مخاطب جهانی در نظر گرفته شده به گونه ای ترجمه شده که مفهومی کاملاً متضاد را منتقل می کند. به این ترتیب که گویی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در حال صدور پیام برای قتل عام دیگران است! در واقع «ایرانیوم» یک ضد مستند برای بدنام کردن یک ملت و یک انقلاب است.
نکته قابل توجه که نشان دهنده رویکرد این مستند است، حضور کارشناسانی در این برنامه است که همگی جزو جناح جمهوریخواه آمریکا هستند. افرادی چون «جان بولتون»، «مایکل لدین»، «هارولد رود»، «سناتور جان کیل» و ... . اما نکته تأمل برانگیزتر در این مستند حضور تعدادی از افراد به ظاهر ایرانی است. راوی این فیلم شهره آغداشلو (وزیری تبار) است. او فردی نزدیک به جریانات بهایی و صهیونیستی است. آغداشلو بازیگر ثابت فیلم های ضد ایرانی و ضد اسلامی است. وی در فیلم هایی چون «24»، «مریم»، «خانه ای از شن و مه» و «سنگسار ثریا.م» نقش آفرینی کرده است. همچنین محسن سازگارا پادوی شبکه صدای آمریکا که دارای روابط نزدیکی هم با بوش (رئیس جمهور سابق آمریکا) است به عنوان کارشناس در این مستند حرف می زند. «امیر فخرآور» از همکاران سابق نشریات زنجیره ای و وابسته به حزب مشارکت است. او نیز پس از فرار به آمریکا و راه اندازی گروهی به نام «انستیتو آزادی ایرانیان» با بوش دیدار کرد. دیگر ایرانی حاضر در ایرانیوم «ماندا زند اروین» نام دارد. او رئیس ائتلاف زنان ایرانی است.
این فیلم دارای هشت قسمت به این شرح است: یک انقلاب، یک جمهوری اسلامی،30 سال ترور، گسترش محور، ادامه برنامه هسته ای، جهانی تحت تهدید، مقابله با رژیم، یک انقلاب جدید.
فیلم با یک دروغ شروع می شود؛ همان ابتدا این جمله گفته می شود: «رژیمی که با رفتار تهدید آمیزش کل دنیا را به خطر انداخته!» و لاجرم برای توجیه دروغ، مجبور می شود دروغ های دیگری را مسلسل وار نمایش دهد.
به عنوان مثال گفته می شود که پس از انقلاب جمعیت بسیار زیادی از مردم ایران به خاطر عقیده متفاوت با حکومت و یا عدم پوشش اسلامی زندانی و کشته شده اند!
فصل اول مستند ایرانیوم گویای تأثیر مثبت انقلاب اسلامی علیه صهیونیست ها و دولت آمریکاست. چون در این بخش به شکلی غیرمنطقی و کینه توزانه ضد خیزش مردم ایران در سال 57 سخن می گوید.
دروغ بسیار بزرگ دیگری که در این فیلم به ایران نسبت داده می شود این است که ایران عامل هرگونه انفجار و ترور در دنیاست. در فصل 30 سال ترور تمام فعالیت های تروریستی در جهان به ایران نسبت داده می شود. حتی واقعه 11 سپتامبر در نیویورک نیز به ایران مرتبط می شود! در این مستند حتی پا از گروه هایی چون حزب الله لبنان و حماس فلسطین فراتر گذاشته شده و تمامی گروه هایی که در جهان علیه منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی فعالیت می کنند تحت حمایت جمهوری اسلامی معرفی می شوند. حتی گروه هایی که در قاره آفریقا و منطقه آمریکای لاتین با تکیه بر ایدئولوژی های غیر اسلامی کار می کنند را نیز وابسته به ایران می داند.
در بخشی از مستند با تأکید بر توانایی های ایران در زمینه استفاده از تکنولوژی الکترو مغناطیسی این گونه عنوان می شود که ایران قصد دارد به وسیله این توانایی در آینده، کل قاره های آمریکا و اروپا را هدف تهاجم خود قرار دهد! به گونه ای که در بخشی از فیلم گفته می شود:«ایران در آینده جنگ الکترونیک علیه بشریت خواهد کرد و به احتمال زیاد یک موشک الکترونیک در اتمسفر منفجر خواهد کرد تا به این وسیله کل اروپا و آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد»! و در بخش دیگری هم ادعا می شود که ایران قصد دارد از طریق قاچاقچی های مکزیکی بمبی را وارد خاک آمریکا کرده و آن را منفجر کند! جالب این است که درباره هیچ یک از این ادعاها هیچ سند و مدرکی ارائه نمی شود. این در حالی است که ابتدایی ترین شاخصه یک فیلم مستند همان طور که از نام آن پیداست، تکیه بر اسناد است.
این پریشان گویی ها کاملاً گویای هراس آمریکایی ها و صهیونیست ها و سرعت خیره کننده ایران در پیشرفت در علم و صنعت و به ویژه صنایع دفاعی است. طبق آخرین آماری که موسسه «رویال سوسایتی» انگلیس منتشر کرده سرعت پیشرفت ایران نسبت به سال 1996 هجده برابر شده و امروز میزان رشد علمی در کشورمان 11 برابر متوسط سرعت پیشرفت در جهان است. طبیعتاً چنین ظرفیتی آن هم در کشوری مستقل و صاحب ایدئولوژی برتر و ضداستعماری نمی تواند برای غربی های اشغالگر خوشایند باشد. انرژی هسته ای تنها یک بهانه است. حتی اگر ایران دست از حق مسلم هسته ای خود نیز بردارد، آنها درباره سایر رشته ها و علومی که ایران در زمینه آنها رو به حرکت است اشکال تراشی خواهند کرد.
هرچند در این مستند اعتراف می شود که آمریکا 30 سال است در برابر ایران شکست خورده است و این تنها حرف درست و واقعی این فیلم است.
البته مستند ایرانیوم، مخاطب را به طور کامل از ایران نا امید نمی کند. زیرا در بخش پایانی فیلم با عنوان «یک انقلاب جدید» از جریان موسوم به فتنه و فرقه سبز حمایت کرده و پیروزی این جریان را یکی از راه های نجات از دست ایران می داند.
هر ایرانی با دیدن فیلمی چون «ایرانیوم» از این همه دروغ و توهم بافی علیه کشورمان دچار خنده می شود، اما مسئله اینجاست که صهیونیست ها این فیلم را برای ایرانی ها نساخته اند بلکه مخاطب هدف آنها مردم ناآگاه جهان است که معمولاً تحت تأثیر پیام های رسانه های غربی هستند.
یکی از مضامین فرامتنی چنین فیلم ها و مطالبی که در راستای ایران هراسی قرار دارند فرار به جلوست. یعنی درحالی که دنیای امروز ما به خاطر منفعت طلبی بی حد و حصر غربی ها و به خصوص صهیونیست ها غرق در آتش خون است، آنها ایران را به عنوان یک تهدید مطرح می کنند. در شرایطی که برنامه هسته ای ایران در مسیر قانونی و انسانی می گذرد، دولت هایی چون آمریکا و اسرائیل غاصب دارای کلاهک هسته ای است.
حمایت از منافقین هم نشانه ای است که در این مستند به خوبی هویدا شده است. برخی دولت های غربی مثل آمریکا در سال های اخیر، این گروهک تروریستی را که دست شان به خون ده ها انسان بی گناه در ایران و عراق آلوده است از لیست ترور خود خارج کرده اند. اتفاقاً در این فیلم مستند هم بدون اشاره به جنایات منافقین، نسبت به بازداشت و اعدام تعدادی از اعضای این گروهک مرثیه سرایی شده و به عنوان یکی از شاخصه های ضدحقوق بشری در ایران مطرح می شود.

نام:
ایمیل:
نظر: