بصیرت: هشدار وزیران خارجه پیشین آلمان و انگلیس در مورد فروپاشی اتحادیه اروپا یک خبر مهم در مورد آخرین تحولات، پیرامون بیداری در این قاره است. جک استراو وزیر خارجه پیشین انگلیس با تحلیل اوضاع بحرانی اروپا میگوید:" یورو محکوم به فروپاشی است باید منتظر مرگ تدریجی حوزه یورو باشیم".
قرار است پنج شنبه آینده اتحادیههای کارگری وکارمندی انگلیس اعتصاب گستردهای را در سراسر این کشور سازمان دهند . یوشکا فیشر وزیر خارجه پیشین آلمان نیز طی مقالهای در روزنامه آلمانی" زود دویچه سایتونگ" نوشت: "منطقه یورو در معرض خطر شکست قراردارد" وی بحران اقتصادی دراروپا را یک بحران سیاسی میداند و تصریح میکند: " اگر اتحادیه اروپا نتواند به یک اتحادیه سیاسی ومنسجم برسد یورو خواهد مرد".اروپاییها بعد از جنگ جهانی دوم یک روند همگرایی اقتصادی و سیاسی را طی کردند و به توفیقات خوبی هم دست یافتند ." یورو" فرزند صالح و مشروع این روند همگرایی اقتصادی و سیاسی بود. اما امروز سیاستمداران اروپایی واستراتژیستهای اقتصادی اروپا ناباورانه شاهد جوانمرگ شدن این فرزند هستند. یورو یعنی تقسیم سود در اروپا براساس یک فرمول دقیق همگرایی اقتصادی، اما از آن هنگام که یونان، پرتغال، اسپانیا و برخی کشورهای حوزه یورو با کسری بودجههای بالاتر از توافق حوزه یورو شروع به زدن جیب همپیمانان خود کردند، شکاف در این همگرایی پیدا شد. از ابتدا احساس میشد که این فقط یک مشکل اقتصادی است اما امروز دو تن از سیاستمداران برجسته اروپا در آلمان و انگلیس خبر از بحران سیاسی و بروز مشکل سیاسی دراین حوزه میدهند.
به نظر میرسد برای حل بحران دو راه حل وجود دارد . یک راه حل بازگشت به نقطه صفر است یعنی نقطه قبل از همگرایی! به نظر میرسد خطر بازگشت به نقطه صفر بر هیچ یک از اعضای اتحادیه پوشیده نیست. اروپا برای گریز از وقوع جنگ جهانی سوم روند همگرایی را پیش گرفت . دو جنگ جهانی اول و دوم از اروپا آغاز شد و ریشه اصلی آن ناسیونالیسم افراطی و حرص بیشتر برای استعمار ملل جهان سوم و اندیشه تسلط برجهان بود. اروپاییها متوجه شدند از دل این تنازع یک قدرت دیگر در قاره آمریکا سربرآورده است که گوی سبقت در سلطه طلبی را از آنها ربوده و باید مناسبات خود را با قدرت جدید در نیمه دوم قرن گذشته مشخص میکردند. راهحل را در این دیدند که قاره اروپا در مجموع یک قدرت دیده شود. لذا روند همگرایی زیر پوشش همگرایی اقتصادی شکل گرفت. اکنون اخلال در این روند هم از داخل اتحادیه اروپا و هم از خارج شکل پیچیدهای به خود گرفته است که ضرورت بازگشت به نقطه صفر را یاد آور میشود.
راه حل دوم پیدا کردن روزنهای برای خروج از بن بست حاضر است. تزریق پول به کشورهایی که دچار کسری هستند تا کنون جواب نداده است. راه حل ریاضت اقتصادی فقط پیش رو است. این راه حل دولتهای اروپایی را در برابر ملتهای خود قرار میدهد. صحنههایی که این روزها در یونان، اسپانیا و ایرلند دیده میشود ممکن است فردا در آلمان و فرانسه خود را نشان دهد. انگلیس در پنج شنبه آینده یعنی 9 تیر آوردگاه چنین رویارویی است.
هشدار دوسیاستمدار اروپایی یعنی " فیشر" و " استراو" از این جهت بااهمیت است که آنها ورای بحران اقتصادی یک بحران سیاسی گسترده را در اروپا پیش بینی میکنند. بحرانی که همه سازههای نیم قرن اخیر در فرایند همگرایی را مورد تهدید قرار میدهد. امروز غرب به طور اعم و اروپا به طور اخص گرفتار بحرانهایی در داخل خود هستند که کمتر میتوانند در دیگر کشورها بحران آفرینی کنند.این یک حقیقت است که برخی سیاستمداران جهان که رودروی غرب بویژه در منطقه خاورمیانه ایستادهاند باید آن را درک کنند. اوباما پنج شنبه شب گذشته اعلام کرده تمامی 33 هزار نظامی آمریکایی را که به افغانستان اعزام شده بودند تا تابستان سال آینده از آنجا خارج خواهد کرد . به نظر میرسد آمریکاییها به دنبال شکستهای پی در پی در افغانستان به فکر خروج آبرومندانه هستند. هزینه این خروج نه تنها در افغانستان بلکه در عراق و منطقه باید روی دست غربیها باقی بماند. آنها میخواهند این هزینه را با مردم منطقه و دولتهای آیندهای که روی کار خواهند آمد تقسیم کنند.
بصیرت مردم، اقتدار ملی و آیندهنگری درست به مستضعفان عالم کمک میکند؛ تنها ستمگران و غارتگران جهانی در این بحران فروپاشی آسیب میبینند.رسالت