صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۵ تير ۱۳۹۰ - ۱۱:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۱۳۹۰

ساعت 11 صبح روز دوشنبه (16/3/1390) زنی با کهولت سن (حدود 60 سال یا بیشتر) به دفتر کارم مراجعه کرد، بعد از احوالپرسی فرمود حاج آقا من مادر شهید هستم و کارت ایثارگری خود را بیرون آورد و دیدم نام شهید ایشان را شهید حمیدرضا صیادپاپی درج کرده است. بعد از احترام مجدد به مادر شهید سوال کردم، امرتان را بفرمایید، مادر؟ جواب داد حاج آقا فرزند شهیدم قبل از شهادت سه عدد فشنگ از منطقه به منزل آورده اند و نمی دانم فشنگ چه اسلحه ای بود. نشانی را که گرفتم متوجه شدم باید فشنگ دوشکا باشد. بعد از مدت کوتاهی فرزندم به درجه رفیع شهادت نائل آمد در حین مراسمات پسر کوچک ترم برای اینکه فشنگ ها به دست کسی نیفتد آنها را جایی مخفی می کند. ظاهراً زیر خاک، مدت ها گذشت و بر اساس رسم عشایری که مراسمات طولانی می شود همانگونه هم شد خیلی به فکر فشنگ ها نبودیم بعد از چند مدت پدرش هم به رحمت الهی پیوست باز مد ت ها هم از این قضیه گذشت و تألمات روحی مانع از این موضوع شد که به فکر فشنگ ها باشیم. حال چند سال از این قضیه می گذرد که چند شب قبل، ظاهراً شب رحلت امام بود، در عالم رویا دیدم این فشنگ ها حالت آتش و شلیک گرفته اند و به طرف مان نشانه رفته اند، در همان حالت که وحشت زده بودم فرزند شهیدم حاضر شد و فرمود: مادرم نگران نباش آنها دیگر زنگ زده اند وقتی متوجه فرزند شهیدم شدم او را بغل گرفته بوسیدم و از حال او سوال کردم که جواب داد بسیار وضعم خوب و در کنار امام و شهدا هستم، اما مادر نگرانی من همان فشنگ ها است، لذا باید دین من را به بیت المال ادا کنی. در این حال به من گفته شد باید پول آن را به سپاه پرداخت کنی حال من آمده ام ببینم پول فشنگ ها چقدر است تا ادای دین فرزندم کنم. از آماد سوال کردم مبلغ آن چقدر است؟ بر اساس قیمت روز هر فشنگ 800 تومان و جمعاً 2400 تومان می شد. به مادر شهید گفتم: امروز این مبلغ پول بر اساس سال های دفاع مقدس بسیار کمتر می شود. مادر شهید دست به کیف برد و گفت آنچه فرزندم گفته می دهم، دیدم سه اسکناس 2000 تومانی را که قبلاً کنار گذاشته و تا زده بود به من داد و گفت حاج آقا این هم دین فرزندم، به بیت المال برگردان. اشک در چشمهایم حلقه زد و با خود گفتم خدایا ما کجاییم و آنها که به عرش پیوسته اند، کجا! خدایا این شهید و مادرش نگران سه عدد فشنگ که از بیت المال و حق الناس است، هستند و بعضی ها میلیاردها تومان از بیت المال را می برند و می خورند و کک شان هم نمی گزد و خود را وارث همه چیز می دانند!
خدایا به ما قدرتی عنایت کن که بتوانیم رهرو و ادامه دهنده راه شهدای عزیزمان باشیم.
کرمی- مسئول نمایندگی ولی فقیه در سپاه حضرت ابوالفضل(ع) استان لرستان
همانطور که از ظاهر و محتوای متن بالا معلوم می شود، نامه ای است که بدون هرگونه دخل و تصرفی - حتی ویرایش- درج شده است. شاید نیاز به پرداختن این مطلب نباشد که چرا یک نامه در جای سرمقاله نشسته است. در این باره به همین عبارت اکتفا می شود که: «چنانچه محلی بالاتر از محل سرمقاله وجود داشت این نامه در آنجا نشانده می شد.» مضمون این نامه تنها یکی از هزاران نکات رستگارکننده است که از ناحیه شهدای عزیز به دست ما رسیده است با این تفاوت که این پیام بسیار جدید است. (14/3/90)
پیام این خواب لطیف و بسیار معنوی همچون طعام طیب، پاک و خوشمزه ای است که از آسمان برای زمینیان فرستاده شده است.
فرستنده این پیام از وضعیت خودش در جایی خبر می دهد که همگان نسبت به آن در بیم و اضطرابند. او درباره خودش در این محل اضطراب آفرین این گونه خبر می دهد: «بسیار وضعم خوب و در کنار امام و شهدا هستم.» این یعنی نوید عبور از همه موانع. یعنی به اوج رسیدن از طریق «نظر به وجه الله»؛ آن طور که حضرت امام(ره) فرمودند. شاید با این توضیح ناقص و قاصر تا حدودی ارزش بحث و پیام این خواب آشکار شده باشد. او از دین صحبت کرد، یعنی آنچه که بر عهده و گردن همه است. یعنی پاسخ راضی و قانع کننده برای هر چیز داشتن، چنین پاسخی تنها در «ادا کردن صحیح» یافت می شود. برای مثال می توان گفت: اگر از شهیدی سوال شود هنگامی که دشمن برای نابودی انقلاب و اسلام به ایران حمله کرد چه کردی و او پاسخ بدهد که با شهادتم دینم را « ادا» کردم، این پاسخ راضی و قانع کننده است. در اوضاع و احوال کنونی که ابزار و عوامل فریب و اغوا بیداد و هواهای نفسانی را بیش از هر زمان دیگری تقویت می کند و به طغیان وامی دارد و انسان های بیشماری را به مسیر تباهی سوق می دهد، پیام این خواب نجات بخش است و یک تنه می تواند همه فریب خوردگان و افراد آلوده را نجات دهد به شرط اینکه گوش شنوا، چشم عبرت بین و اعتقاد به این مسائل وجود داشته باشد. باید این فرصت های گذرا را غنیمت دانست مگر دیگر چند پدر و مادر شهید در قید حیاتند تا عزیزان شهیدشان به خواب آنها بیایند و نکاتی را گوشزد کنند که موجب تنبه و بیداری به خواب رفتگان در بستر نرم و راحت دنیا شود. راه روز به روز بیشتر به پایان نزدیک و دین ها افزوده تر می شود، پیام امثال پاپی را باید جدی گرفت تا رستگار شد. زیرکان و نکته سنجان کجایند؟!
مادر شهید صیادپاپی، کرمی، رضاگرمابدری

نام:
ایمیل:
نظر: