صبح صادق :پایان جنگ دو کره، پایان تهدیدات آمریکا علیه کره شمالی نبود، آمریکایی ها از این تهدیدات دو هدف عمده را دنبال می کردند، نخست به دنبال آن بودند که کره شمالی هیچ گاه به عنوان یک کشور الگو و مدل کمونیستی در آسیای شرقی و جنوب شرقی مطرح نشود. حجم این فشارها و تهدیدات به گونه ای بود که کره شمالی ناچار گردید برای دفاع از خود، به سمت نظامیگری روی آورد. این نظامیگری که قرار بود بر پایه اقتصاد ضعیف باقی مانده از دوران جنگی که تمام زیرساخت های اقتصادی آن نابود شده بود، بنا گردد، مشکلات عدیده ای را برای دولت و مردم آن به وجود آورد و این دست و پنجه نرم کردن با مشکلات، فکر صدور مرام کمونیستی و یا تبدیل شدن به الگوی کشوری پیشرفته، مرفه و مستقل را از کره ای های کمونیست سلب می کرد.هدف دوم آمریکا از تهدیدات، بزرگنمایی خطر کره شمالی و یافتن بهانه ای برای حضور در منطقه استراتژیک شرق آسیا بوده است. منطقه ای همجوار با روسیه، چین، ژاپن و شبه جزیره کره. احداث پایگاه های عظیم نظامی آمریکا در این منطقه که همراه با استقرار سلاح های هسته ای بود، باعث گردیده که بیش از یکصد هزار نظامی آمریکایی در طول نیم قرن گذشته در این منطقه استراتژیک حضور داشته باشند. این حضور که همواره با تکرار و بزرگنمایی تهدیدات کره شمالی همراه بوده، تاکنون عمده ترین مانع از حرکت دو کره به سمت وحدت بوده است، وحدتی که یقینا دست آمریکا را از این منطقه قطع خواهد کرد.فشار تهدیدات آمریکا باعث گردید که کره ای ها در اوایل دهه 60 به سمت استخراج اورانیوم از معادن خود بروند. این کار همزمان با اعزام یک گروه از دانشجویان کره ای به روسیه برای گذراندن دوره های مربوط به استخراج و فراوری اورانیوم بود. در اواسط دهه 60، کره ای ها با استفاده از دانشجویان آموزش دیده در روسیه، مرکز تحقیقاتی «یونگ بیون» را راه اندازی کرده و در فاصله سال های 65 تا 73، اورانیوم غنی شده 10 درصدی را برای مصرف رآکتور تولید کردند. در سال 1974 کره ای ها موفق شدند یک رآکتور تحقیقاتی روسی را مستقلا نمونه سازی کرده و یک رآکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی جدید که امکان غنی سازی 80درصدی در آن وجود داشت را راه اندازی کنند.در سال 1977 کره شمالی به بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه داد تا از رآکتور ساخته شده بازدید نمایند. در اوایل دهه 80، کره شمالی روی تولید سوخت هسته ای و تکمیل سیستم سلاح هسته ای متمرکز گردید. در این سال ها، کره ای ها ساخت رآکتور 200 مگاواتی آب سنگین و تاسیسات بازفراوری را در شهرهای «تانچون» و «یونگ بیون» شروع کرده و متعاقب آن آزمایش مواد انفجاری را آغاز کردند. در سال 1985 تحت فشارهای بین المللی، کره شمالی به NPT پیوست اما از امضای قرارداد پادمان سر باز زد. به دنبال شروع مذاکرات دو کره و توافقات میان آنان از جمله خلع سلاح هسته ای شبه جزیره کره، در سال 1992 کره شمالی قرارداد پادمان را امضا کرد. اما متعاقب شکست مذاکرات دوجانبه با کره جنوبی، قرارداد مزبور اجرایی نگردید. شکست مذاکرات باعث شدتا کره شمالی در سال 1993 تهدید به خروج از NPT نماید. این تهدید به بالاگرفتن تشنج میان دو کره منجر گردید. در 11 مه 1993 شورای امنیت سازمان ملل طی قطعنامه ای از کره شمالی خواست همکاری خود را با آژانس بین المللی انرژی اتمی ادامه داده و معاهده شمال-جنوب مبنی بر عاری سازی شبه جزیره کره از سلاح هسته ای را به اجرا درآورد.در این قطعنامه شورای امنیت از تمام اعضای سازمان ملل خواست که کره شمالی را تشویق به همکاری نمایند. قبل از توافق میان دو کره، منابع اطلاعاتی بر این باور بودند که کره شمالی توانسته است از سوخت مصرف شده در نیروگاه های خود پلوتونیوم مورد نیاز سلاح های هسته ای را استخراج کند اما این که کره شمالی دارای امکانات لازم برای ساخت بمب باشد محل تردید بود. میزان توانایی کره شمالی در همین حد اهمیت زیادی داشت. به علاوه موقعیت جغرافیایی کره شمالی و همجواری آن با کره جنوبی و ژاپن، این اهمیت را دوچندان می کرد. این شرایط باعث گردید آمریکا به مذاکره ترغیب شود. آمریکا وارد مذاکرات سیاسی با کره شمالی شد و در نتیجه کره شمالی توافق کرد که خروج از NPT را معلق کند. در دور دوم این مذاکرات در شهر ژنو، راهبرد حل مسئله اتمی کره تنظیم شد ولی چندی بعد با نقض عهد آمریکایی ها مبنی بر ارسال سوخت و رفع تحریم ها از کره، این روند متوقف شد. چارچوب توافق کره شمالی و آمریکا در سال 1994 در ژنو به قرار ذیل تنظیم شده بود: 1-کره شمالی با توقف کامل برنامه هسته ای جاری خود موافقت کرده و کنترل های سازمان بین المللی انرژی اتمی خود را ارتقا بخشد.2-آمریکا در ازای توقف ساخت نیروگاه آب سنگین کره شمالی، علاوه بر تامین سوخت مورد نیاز این کشور، دو رآکتور آب سبک مولد برق اتمی برای کره شمالی بسازد.3-دو کشور به سمت عادی سازی کامل روابط سیاسی و اقتصادی حرکت نمایند. 4-طرفین مشترکا روی عاری سازی شبه جزیره کره از سلاح هسته ای حرکت نمایند. (این عاری سازی شامل خروج سلاح های هسته ای آمریکا از منطقه هم می گردید). 5-هر دو طرف برای تقویت نظام منع اشاعه سلاح های هسته ای همکاری و تلاش نمایند.با شکست مذاکرات ژنو، کره ای ها از رآکتور های آب سنگین خود سوخت تخلیه کردند و آمریکا فشار برای تحریم کره شمالی را تشدید کرد. در سال 1997 سخنگوی وزارت خارجه آمریکا برای اولین بار وجود حداقل یک بمب اتمی با استفاده از پلوتونیوم را در کره شمالی مورد تایید قرار داد. در اکتبر 2002 در گزارش پنتاگون تصریح گردید که کره شمالی از اوایل دهه 90 با کمک پاکستان و براساس مبادله تکنولوژی ساخت موشک دوربرد با تکنولوژی غنی سازی اورانیوم، به تکنولوژی غنی سازی سطح بالای اورانیوم دست یافته است. ارزیابی ها حاکی از آن بود که کره شمالی احتمالا چهار تا شش کلاهک هسته ای ساخته و برای دو کلاهک، از نیروگاه آب سنگین تحقیقاتی خود پلوتونیوم به دست آورده است.در 24 آوریل 2003 در جریان یک میزگرد در پکن که با حضور آمریکا و چین برگزار شده، کره شمالی برای اولین بار اعتراف کرد که سلاح هسته ای را در اختیار دارد، به علاوه تهدید کرد که اگر آمریکا دست از تهدید این کشور برنداشته و با مذاکرات رو در رو با این کشور موافقت نکند مواد هسته ای را به کشورهای دیگر صادر خواهد کرد.با این اعتراف کره شمالی، چارچوب مورد توافق بین دو کشور ابطال گردید و به دنبال آن آمریکا سیاست اعمال فشار به کره را آغاز کرد و اهدافی چون پیگیری هر اقدام محدود کننده ای که کره شمالی را مجبور به توقف برنامه هسته ای و نظامی خود کند را مورد توجه قرار داد. کره شمالی در پاسخ به تهدید حمله پیشگیرانه از سوی دولت بوش، موارد تعلیق شده در فعالیت های هسته ای خود را مجددا فعال کرد.قطع مذاکرات آمریکا و کره که با انتقادات روسیه، ژاپن و کره جنوبی همراه بود، دولت چین را تشویق به ارائه ابتکاری کرد که بر مبنای آن مذاکرات شش جانبه رقم خورد. پیش از این دولت بوش به صراحت اعلام کرده بود که دیگر اعتمادی به کره شمالی و رهبر آن «کیم جونگ ایل» ندارد. در عین حال دولتمردان آمریکایی به دو دسته تقسیم شدند. یک دسته به رهبری جان بولتون که بر رد هرگونه مذاکره و راه های دیپلماتیک تاکید می نمودند و تنها راه را فروپاشی رژیم کره شمالی می دانستند و گروه دیگر انجام مذاکره را بیش از هر اقدام قهرآمیزی مفید دانسته و احتمال فروپاشی کره شمالی را بعید می دانستند.تا قبل از شروع مذاکرات شش جانبه در آگوست 2005، استراتژی آمریکا بر سه محور استوار بود:1-خلع سلاح فوری کره شمالی2-انزوای هر چه بیشتر کره شمالی در سطح بین المللی3-عدم مذاکره مستقیم با کره شمالی قبل از برچیدن تاسیسات هسته ای کره شمالی با آغاز مذاکرات شش جانبه، خواسته کره شمالی در مذاکرات به شرح ذیل اعلام گردید:1- امضای معاهده عدم تجاوز میان آمریکا و کره شمالی2- عدم تعطیلی کامل فعالیت های هسته ای کره شمالی و در مقابل تعلیق و انجماد برنامه پلوتونیوم کره شمالی برای یک دوره معین3-حفظ بخش صلح آمیز برنامه اتمی کره شمالی4- اعطای امتیازاتی سیاسی از قبیل حذف کره شمالی از لیست حامیان تروریسم و محور شرارت از سوی آمریکا5-تامین برق آن کشور، احیای جریان انتقالی نفت سنگین و پروژه ساخت دو نیروگاه آب سبک مندرج در توافق های تفاهم شده قبلی6-پرداخت خسارت های ناشی از تحریم های اقتصادی از سوی ژاپن و پایان بخشیدن به تحریم اقتصادی این کشور7-عدم مداخله آمریکا در مناسبات اقتصادی این کشور با کشورهای ثالث. شروط کره شمالی در مذاکرات شش جانبه نشان می داد که مهمترین خواسته کره شمالی گرفتن تعهد از آمریکا جهت عدم حمله نظامی و کنار گذاشتن سیاست تغییر رژیم و شناسایی مشروعیت دولت کره شمالی بوده است. علاوه بر آن که کره شمالی به دنبال کم هزینه کردن پروژه هسته ای خویش و ممانعت از موفقیت آمریکا در ایجاد اجماع جهانی علیه خود بود. اما در این میان آزمایش موشکی سه ماه قبل کره شمالی بر فراز خاک ژاپن باعث شد بار دیگر پرونده کره شمالی به شورای امنیت بازگشته و قطعنامه های تحریم بار دیگر به تصویب برسد.آزمایش های موشکی کره شمالی در پاسخ به ادعاهایی بود که آمریکایی ها در سالیان اخیر آن را تکرار می کردند. دولتمردان آمریکایی که همواره تحت فشار افکار عمومی داخلی و همچنین بین المللی، حرکت کره به سمت هسته ای شدن را ناشی از تهدیدها و فشارهای 55ساله دولتمردان کاخ سفید معرفی می کردند، برای خروج از این فشارها عنوان می نمودند که اگر چه کره شمالی به پلوتونیوم مورد نیاز برای ساخت چند بمب اتمی دست یافته اما این به معنای توانایی نظامی این کشور در به کارگیری پلوتونیوم های موجود بر روی کلاهک های هسته ای نمی باشد. مقامات آمریکایی به کرات اعلام کرده بودند که طراحی و ساخت سلام اتمی با استفاده نظامی از آن تفاوت دارد. استفاده نظامی از سلاح اتمی به معنای کوچک کردن فناوری موجود به حدی است که بتوان از آن در بمب یا کلاهک استفاده کرد.آزمایش موشک «تانپودانگ» کره برای اثبات این مدعا بود که کره هم توانایی کوچک کردن فناوری موجود در حد کلاهک هسته ای را داراست و هم از توانایی هدف قرار دادن سواحل غربی آمریکا و ایالت های مهمی همچون کالیفرنیا برخوردار است.کره شمالی چگونه به باشگاه هسته ای پیوستدر روز هفتم اکتبر (15 مهرماه) بار دیگر مقامات کره ای از تحریم ها و تهدید شدید جنگ هسته ای توسط آمریکا سخن گفته و اعلام می نمایند که کره شمالی جهت خنثی سازی این تهدیدها اقدام به آزمایش سلاح هسته ای خواهد کرد. در واکنش به تهدید جدید کره، موجی از نگرانی های بین المللی به خصوص منطقه ای در آسیای شرقی شکل می گیرد. آمریکائیان در نخستین واکنش، تهدید کره را بلوفی جدید جهت باجگیری بین المللی معرفی می نمایند اما با دریافت اخبار و تصاویری از نقل و انتقادات کره ای ها، اعلام کردند این اقدام کره را به سخت ترین وجه ممکن که یکی از آن گزینه ها می تواند حمله نظامی باشد پاسخ خواهند گفت. در مواجهه با این تهدیدات، مقامات کره ای در اقدامی تاکتیکی اعلام کردند آزمایش هسته ای کره به سه ماه بعد محول گردیده است اما فردای آن روز و دو ساعت قبل از آزمایش اولین بمب هسته ای خود در منطقه «کیلجو» واقع در سواحل شمالی این کشور، مقامات کره شمالی مسئولان ارشد روسیه و چین را از آزمایش قریب الوقوع نخستین سلاح اتمی خود مطلع می سازند.ساعت 36: 10 دقیقه صبح روز 16 اکتبر، صدای انفجاری مهیب از «هوادائری» در نزدیکی منطقه کیلجو واقع در استان هامگیونگ شنیده می شود و بلافاصله دستگاههای لرزه نگاری کره جنوبی، ژاپن و آمریکا از زمین لرزه 5/3 ریشتری در مقیاس امواج درونی زمین در استان هامگیونگ خبر می دهند. دقایقی بعد خبرگزاری دولتی کره شمالی، طی بیانیه ای کوتاه ضمن اعلام خبر آزمایش هسته ای پیونگ یانگ می افزاید: این آزمایش با موفقیت و تحت شرایط ایمن به انجام رسید. در این آزمایش هسته ای که با فناوری و دانش بومی کره صورت گرفت، هیچ گونه خطری در انتشار تشعشعات هسته ای ناشی از آن وجود نداشت و این اقدام با هدف دفاع از صلح و ثبات در منطقه شبه جزیره کره و مناطق اطراف آن صورت گرفت. چرایی حرکت کشورها به سمت سلاح اتمی در تحلیل چرایی حرکت کشورها به ویژه کشورهای مستقل به سمت سلاح های اتمی، موارد متعددی از سوی کارشناسان و تحلیلگران ارشد بین المللی بیان گردیده که برخی از آن موارد به شرح ذیل می باشد: 1- خیز کشوری همچون کره شمالی به سمت سلاح اتمی ناشی از فشارها و تهدیدهای 55 ساله آمریکا علیه این کشور بوده است. پس از پایان جنگ جهانی دوم، آمریکائیان همواره درصدد بوده اند اهداف و مقاصد خود را زیر چتر قدرت نظامی خود به پیش ببرند و این امر باعث آن گردیده که کشورهای ضعیف برای دفاع از خود به سمت سلاح های استراتژیک و بازدارنده گام بردارند. 2- سیاست های یکجانبه گرایانه آمریکا و تکیه بر سلاح های هسته ای در پیشبرد این سیاست ها، دنیا را متوجه اهمیت فناوری هسته ای نموده است. پایان جنگ جهانی دوم و پیروزی بر ژاپن با استفاده از سلاح هسته ای و همچنین تهدید کشورهای مخالف سیاست های آمریکا به استفاده زور علیه آنها، باعث گردیده که کشورهای مستقل و فاقد سلاح هسته ای، حیات سیاسی خود را در گرو بهره مندی از سلاح های استراتژیک اتمی بدانند. 3- کشورهای عضو باشگاه هسته ای به ویژه آمریکا، سیاست های باج خواهانه و قلدرمآبانه خود را به گونه ای در جهان امروز به پیش می برند که عطش هسته ای شدن را در کشورهای فاقد سلاح به وجود آورده اند. در حالی که طبق معاهدهNPT قرار بود کشورهای دیگر به سطح قابل قبولی از فناوری هسته ای رسیده و از منافع صلح آمیز آن در تولید انرژی، پزشکی، صنعتی و تجاری بهره مند شوند و از سوی دیگر کشورهای صاحب کلاهک های هسته ای اقدام به انهدام سلاح های خود تحت یک برنامه زمان بندی شده نمایند اما این اتفاق نه تنها هرگز نیفتاد بلکه این کشورها سال به سال سلاح های جدیدتری را آزمایش می نمایند. 4- نظام حاکم بر روابط بین الملل به گونه ای رقم خورده است که موازنه های منطقه ای به سمت موازنه های جهانی به پیش می رود. در دنیای امروز هر کشوری که بتواند در منطقه خود قدرت برتر نظامی و اقتصادی شود، در جایگاه معادلات جهانی قرار می گیرد. این مهم باعث گردیده، کشورهای دارای پتانسیل منطقه ای، برای تبدیل شدن به بازیگر منطقه ای، حرکت خود را به سمت بهره مندی از سلاح های استراتژیک اتمی تعریف نمایند. 5- رقابت پنهان و آشکار کشورهای برتر بین المللی و یارگیری های آنان در مناطق ژئواستراتژیک جهان، باعث هسته ای شدن کشورهای دیگر گردیده است. رقابت روسیه و چین با آمریکا در منطقه آسیای شرقی، از عوامل مهم هسته ای شدن کره شمالی است. با هسته ای شدن کره شمالی، قدرت چانه زنی روسیه و چین در معادلات بین المللی افزایش خواهد یافت. 6- هسته ای شدن یک کشور منجر به ایجاد واکنش های منطقه ای در سطح کشورهای رقیب می شود. هسته ای شدن هند به هسته ای شدن پاکستان منجر گردید. هسته ای شدن اسرائیل نیز باعث گام برداشتن کشورهایی همچون مصر، لیبی و کشورهای دیگر به سمت فناوری هسته ای شده است. این داستان در منطقه آسیای شرقی و جنوب شرقی آسیا هم تکرار خواهد شد و در سال های آینده باید منتظر آزمایش سلاح های هسته ای کشورهایی چون ژاپن، کره جنوبی، تایوان، اندونزی، استرالیا، تایلند و ... باشیم. 7- کشورهای دارنده سلاح اتمی، هم از حیث نظامی و هم حقوق بین الملل به مصونیت و بازدارندگی می رسند. بر اساس ماده 24 منشور سازمان ملل، هرگونه حمله نظامی به کشورهای صاحب سلاح هسته ای ممنوع می باشد و کشورهای عضو سازمان ملل و همچنین نیروهای تحت امر این سازمان، هیچگاه در عملیات نظامی علیه کشورهای دارای سلاح هسته ای شرکت نخواهند کرد. منشور سازمان ملل تنها راه برخورد با کشورهای سرکش که خارج از چارچوب تعریف شده 5 کشور صاحب حق وتو، صاحب سلاح هسته ای می شوند را در ماده دیگر یعنی ماده 14، تحریم اقتصادی و دیپلماتیک بیان کرده است. آزمایش اتمی کره شمالی و تأثیر آن بر پرونده هسته ای ایرانبه اعتقاد بسیاری از تحلیل گران و صاحبنظران سیاسی، آزمایش اتمی کره شمالی می تواند هم یک تهدید و هم یک فرصت برای جمهوری اسلامی ایران باشد. اگر دستگاه دیپلماسی و رسانه ای ایران بتوانند به تبیین دلایل هسته ای شدن کره شمالی به روشنی بپردازد تا حدود بسیاری می تواند نقطه ثقل فشارهای غرب را از پرونده خود دور نماید. از سوی دیگر روشنگری درباره مسیری که کره شمالی از همان گام های اولیه برداشت با مسیری که جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرده به کلی متفاوت است. تمام هدف کره شمالی در مسیر فعالیت های هسته ای آن کشور به دست آوردن پلوتونیوم جهت استفاده در سلاح های هسته ای تعریف شده بود و این امر منجر به آن گردید که این کشور از هیچ سانتریفیوژی برای غنی سازی استفاده نکند و بدون داشتن چرخه سوخت کامل هسته ای، به سلاح اتمی دست پیدا کند. در واقع مدل هسته ای شدن ایران، مدل ژاپن است نه کره شمالی، ژاپن با استفاده از این فناوری، سومین کشور دارنده راکتورهای تولید برق هسته ای پس از آمریکا و فرانسه در جهان است و هم اکنون 65 راکتور تولید برق در این کشور فعالیت دارند. علاوه بر آنکه جمهوری اسلامی ایران از یک امتیاز مهم نسبت به ژاپن نیز برخوردار است و آن اینکه تا قبل از پایان جنگ جهانی دوم، کشور ژاپن به کشوری مهاجم، تندخو، استعمارگر و خون ریز در سطح منطقه و نظام بین الملل معروف بود که عملکرد دولتمردان ژاپنی در حمله به چین و کره و... موید این مطلب است برخلاف جمهوری اسلامی ایران که هیچ پرونده ای از تجاوزگری و کشورگشایی در تاریخ سده های اخیر آن ثبت نشده است. در عین حال ، آزمایش اتمی کره می تواند به عنوان یک تهدید علیه ایران مطرح شود این در شرایطی است که میدان دیپلماسی و رسانه ای را در اختیار رقیب بگذاریم. کشورهای غربی به ویژه آمریکا به بهانه اینکه نظام بین الملل مانع از تنبیه جدی کره شمالی گردید و این امر به یاغی گری و هسته ای شدن آن کشور منجر شد، می توانند اجماعی جهانی را علیه فعالیت های هسته ای ایران شکل دهند. از سوی دیگر افکار عمومی دنیا منتظر عملی شدن تهدیدات آمریکا علیه هسته ای شدن کره شمالی است و دولتمردان کاخ سفید سخت تحت فشار قرار گرفته اند. بخش عمده ای از افکار عمومی دنیا معتقدند باید کره شمالی تنبیه شود تا از جسارت جمهوری اسلامی کم شود و همه منتظر عملی شدن تهدیدات آمریکا و غرب هستند. هرگونه برخورد و درگیری بلوک غرب با کره شمالی که در حیاط خلوت روسیه و چین قرار گرفته و منجر به ایجاد بحرانی بین المللی خواهد شد، می تواند به فرصتی جهت کاهش فشارهای بین المللی بر ایران شود. به تعبیری دیگر، هم اکنون یک سوال و حتی مطالبه بین المللی در آزمایش اتمی کره شمالی شکل گرفته است و آن اینکه چرا با وجود آنکه یک کشور رسماً دست به آزمایش اتمی می زند و کشورهایی را تهدید به کاربرد سلاح اتمی علیه آنها می کند، هیچ اقدام موثری علیه آن انجام نمی شود اما در آن سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران که بیشترین همکاری ها و شفاف سازی ها و اعتمادسازی ها را با آژانس بین المللی انرژی اتمی داشته، باید مورد خشم و غضب قرار گیرد؟در عین حال دستگاه سیاسی، رسانه ای و دیپلماسی ما باید به هوش باشد که دنیای غرب ممکن است آن چنان فضای رعب و وحشتی بر فضای افکار عمومی دنیا حاکم نماید که فعالیت های جمهوری اسلامی ایران هم در معرض بدگمانی و سوء تفاهم بین المللی قرار گیرد به گونه ای که موجی از مطالبات بین المللی جهت توقف و یا تعلیق فعالیت های هسته ای ایران به جریان افتد.