صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۳۹۴

مهدى سعیدى
شکست های پی در پی جبهه فتنه گران، کار را بر لیدرهای جریان فتنه و قلم به دستان در خدمت گرفته ایشان سخت کرده است. این جریان که همواره با ژستی روشنفکرمآبانه و ادعای تسلیم به داده ها و روش های علمی، خود را مشرف به وضعیت سیاسی - اجتماعی کشور معرفی می کند، آنچنان در بررسی رفتار سیاسی ملت ناکام مانده است که واکنشی جز استیصال و سردرگمی بروز نداده است.
امروز سوال اساسی در میان اعضای اصلی این جریان آن است که چطور با در اختیار داشتن ماهواره، اینترنت، شبکه های اجتماعی چون فیس بوک، توئیتر و ده ها برنامه تلویزیونی مخالف، روز به روز بر ناکامی های اردوگاه فتنه گران افزوده می شود! به عنوان نمونه «مسعود بهنود» در آخرین نوشتار خود در سایت ضدانقلابی روزآنلاین از مخاطبان خود متعجبانه می پرسد: «در چنین شرایطی نه نامه عیسی سحرخیز، زندانی از جان گذشته موج چنان می اندازد، نه به بند کشیده شدن میرحسین و خانم رهنورد، کروبی و همسرش. نه نامه های تکان دهنده و زیبای نوری زاد...»
در بررسی ناکامی های پی درپی فتنه گران می توان به عوامل متعددی اشاره کرد که مهم ترین آن عدم شناخت حقیقی انقلاب اسلامی، دغدغه ها و نیازهای ملت ایران و واقعیات صحنه سیاسی - اجتماعی امروز ایران اسلامی است.
همانطور که در همین نوشتار بهنود نیز مشخص است، روشنفکران و قلم به دستان جریان فتنه حتی از شناخت حقیقی حوادث دوم خرداد سال 76 نیز ناتوانند و با پیش فرض های نادرست، پدیده های اجتماعی سه دهه اخیر کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی را مورد ارزیابی قرار می دهند. به واقع مدعیان روشنفکری بیش از آنکه به مولفه های اولیه تحقیق و پژوهشی که بی طرف و بدون پیش فرض است، ملزم باشند، تلاش دارند که تفاسیر مورد علاقه خود را به پدیده های سیاسی - اجتماعی نسبت دهند.
با نگاهی واقع بینانه باید گفت آنچه در دوم خرداد سال 76 اتفاق افتاد نوعی اصلاح و تغییر فضای سیاسی کشور در چارچوب نظام اسلامی بود که توسط ملت غیور ایران و در قالب حماسه حضور 30 میلیونی پدید آمد، اما این حماسه بزرگ ملت، توسط این جریان سیاسی مصادره به مطلوب شد و تلاش شد تا آن را به مقابله با نظام اسلامی تفسیر و تعبیر کنند! همین تفسیر انحرافی بود که فضا را برای فعالیت عناصر معلوم الحالی چون «مسعود بهنود» در مطبوعات زنجیره ای آن دوران باز کرد. البته این جریان انحرافی و ساختار شکن کار را بدانجا کشاند که صاحبان اصلی حماسه دوم خرداد بار دیگر به صحنه آمدند و این بار حماسه دیگری در سوم تیرماه 1384 آفریدند؛ حماسه ای به یادماندنی که به نوعی «نه بزرگ» به افراطیون و ساختارشکنان جریان دوم خرداد و افرادی چون مسعود بهنود بود!
اما مدعیان نگاه علمی به جامعه! که از شکست در سوم تیر مبهوت شده بودند، بار دیگر در شناخت تحولات جامعه، دچار اشتباه شده و از فهم پیام رفتار سیاسی ملت بازماندند و تلاش کردند تا بر ادعاهای پیشین خود مبنی بر عدم وجود پایگاه اجتماعی جریان اصولگرا تأکید بورزند و مسئله تخلف در انتخابات را پیش بکشند.
همین عدم پندگیری از شکست های گذشته و نداشتن تحلیل صحیح از وضعیت سیاسی کشور و شناخت نادرست از پایگاه اجتماعی اصولگرایان بود که توهم پیروزی در انتخابات 22 خرداد 88 را در اذهان سران ساده لوح فتنه پروراند و آنها را وارد رقابت با نامزدی کرد که مستظهر به حمایت توده های ملت بود.
البته این بار اردوگاه جریان مقابل اصولگرایی تنها با معضل تکرار خطاهای گذشته در شناخت جامعه مواجه نبود، بلکه سناریوهای براندازی توسط جریان های نفوذ نیز در دستور کار فتنه گران قرار گرفته بود! و همین مسئله بود که بعد از رمزگشایی و اطلاع یافتن توده های ملت به خلق حماسه 9 دی و 22 بهمن در سال88 انجامید!
خطاب به آقای بهنود و در پاسخ به سوال وی که: «چرا حالا نمی شود» باید گفت که آقای بهنود! تا هنگامی که عینک سیاه بدبینی و نگاه غیرواقع بینانه به جامعه امروز ایران اسلامی را از چشم بر نمی دارید و تا زمانی که سر در آخر بیگانگان دارید، به تحقق سناریوهای طرح ریزی شده اربابان تان در این سرزمین دل نبندید، چرا که ملت ایران مدت هاست مسیر خود را در جهتی متفاوت از امثال جناب عالی برگزیده است و به فتنه گری های اردوگاه فتنه بی توجه است.

نام:
ایمیل:
نظر: