صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۳۹۶

رضا اشرفى
رژیم صهیونیستی پنج سال پیش به امید اینکه یکی از بال های مقاومت خاورمیانه را قیچی کند، به حزب الله و جنوب لبنان حمله کرد. این رژیم با استفاده از تمام قوا و حتی بهره گیری از سلاح های غیر متعارف که بر اساس قوانین بین المللی در جنگ ها ممنوع است، درصدد برآمد تا از رشد روزافزون مقاومت جلوگیری کند.
صهیونیست ها با اطمینان از قدرت برتر خود در جنگی وارد شدند که امید داشتند در چند ساعت یا نهایتاً چند روز نسخه مقاومت در لبنان را بپیچند، اما این تصور با استقامت حزب الله33 روز به طول انجامید. همین مسئله باعث شد تا تل آویو وارد «جنگ شهری» شده و برای شکست حزب الله به پایگاه اجتماعی آن یعنی مردم و شهروندان لبنان حمله ور شود، اما این اقدام نیز نتیجه نداد و جز تقویت مقاومت چیزی دیگری را رقم نزد. صهیونیست ها تصور می کردند که اگر به مردم حمله کنند، قلب مقاومت را هدف قرار داده اند. زیرا اگر شهروندان حمایت خود را از حزب الله بر می داشتند جنگ به نفع اسرائیلی ها تمام می شد. این گزینه در طول تاریخ معمولاً مورد استفاده قرار گرفته است. زیرا اگر یک دولت، حزب یا گروهی از مشروعیت مردمی برخوردار نباشد، پیروزی بر آن بسیار آسان می شود. در جنگ 33 روزه نیز صهیونیست ها در تلاش بودند تا از این روش استفاده کنند، اما مقاومت حزب الله از یک سو و حمایت مردمی که زیر حملات مداوم قرار داشتند، از سوی دیگر باعث شد که مردم ساکن در سرزمین های اشغالی زبان به اعتراض دراز کرده از مقامات سیاسی و نظامی خود بخواهند که جنگ را پایان دهند. زیرا آنها بیش از همه تحت فشار بودند. بنابراین حربه استفاده از جنگ شهری و حمله به پایگاه اجتماعی حزب الله که با امید مشروعیت زدایی همراه بود به سرزمین های اشغالی منتقل شد و پشتیبانی مردمی ساکنان سرزمین اشغالی از رژیم صهیونیستی را در جنگ با حزب الله از بین برد. دلیل آن نیز چندان ناپیدا نیست. زیرا مردم لبنان به خصوص در جنوب این کشور برای مقاومت زندگی می کنند و یاد گرفته اند که برای پاسداری از اندیشه های خود در پناه و در کنار مقاومت بوده و مشکلات این راه را نیز تحمل کنند. اما ساکنان سرزمین های اشغالی از ابتدا با این چشم انداز که زندگی راحت و مرفه ای برای شان رغم خواهد خورد، از سراسر دنیا به آنجا سرازیر شده اند. این مسئله سبب می شود تا در جنگ های بلندمدت از ارتش و کابینه رژیم صهیونیستی حمایت نکنند.
عقب نشینی مردمی که تنها در افکار عمومی جا داشته و در ظاهر نقش مستقیمی در جنگ ندارد، یکی از بزرگ ترین عوامل شکست ارتش های قدرتمند جهان محسوب می شود. یکی از مهم ترین تئوری هایی که در شکست آمریکا در جنگ ویتنام نمود دارد این است که مردم آمریکا که در خانه های شان حضور داشتند از جنگ ویتنام خسته شده و خواهان پایان یافتن آن بودند. البته رژیم صهیونیستی از این مسئله مطلع بود و به همین دلیل همه جنگ هایش را در کوتاه ترین زمان ممکن تمام می کرد، اما این روش در جنگ با لبنان جواب نداد و شکست ناپذیری مقاومت، شکست را به سنگرهای صهیونیست ها برد تا نه تنها در جنگ 33 روزه که در جنگ 22 روزه نیز نسخه پیروزی های خود را پیچیده و از این پس تنها به فکر شکست باشند. البته جنگ با حزب الله در همان 33 روز به پایان نرسید. تل آویو پس از ناتوانی در درهم شکستن مقاومت حزب الله در فردای روز سی و سوم به «جنگ تبلیغاتی» روی آورد و آن را از طریق سازمان ملل و با حمایت آمریکا، اروپا و متحدان عرب منطقه ای مثل عربستان، مصر و اردن دنبال کرد تا افکار عمومی جهان را به این امر متقاعد کند که حزب الله تنها یک گروه است، بنابراین حق داشتن اسلحه را ندارد. سلاح تنها متعلق به ارتش است از این رو حزب الله باید خلع سلاح شود. در این مرحله نیز که پس از جنگ با حزب الله و جنگ شهری می توان جنگ سوم نامید، رژیم صهیونیستی دستاوردی نداشت، اما مهم ترین دستاورد حزب الله این بود که با کنار زدن تبلیغات غرب در انتخابات لبنان پیروز شد و بخش گسترده ای از صندلی های کابینه و تشکیل دولت را به خودش اختصاص داد؛ مسئله ای که برای اولین بار در تاریخ حزب الله و کشور لبنان رخ می داد.
پس از این تل آویو که تنها امیدش را در لبنان، در نخست وزیری سعد حریری می دید وارد فاز و جنگ چهارم شد که می توان از آن با نام «جنگ جاسوسان» یاد کرد. در این مرحله رژیم صهیونیستی که هنوز التیامی برای زخم 33 روزه نیافته بود با ارسال جاسوسان به کشور لبنان حتی در دل مقاومت و گروه حزب الله سناریوی فروپاشی از درون را دنبال کرد. تل آویو این مسئله را همراه و همزمان با راه اندازی دادگاه بین المللی حریری دنبال کرد تا از بیرون حزب الله را مشغول دادگاه ساخته و از درون به لایه های امنیتی و اطلاعاتی آن نفوذ کرده و مقدمات فروپاشی اش را فراهم سازد. مسئله ای که واکنش حزب الله را به همراه داشت تا با دستگیری جاسوسان صهیونیستی و همچنین خروج به موقع از کابینه لبنان، دولت حریری را به عنوان بزرگ ترین شریک و متحد صهیونیست ها در داخل لبنان ساقط کرده و دولت را تمام عیار در اختیار حزب الله قرار دهد تا از این طریق دولت نجیب میقاتی با پشتیبانی حزب الله و حمایت های مردمی، نه تنها مقاومت را در کشور و منطقه نهادینه کند بلکه با خنثی سازی دادگاه حریری اندیشه معنوی مقاومت را به دیگر سرزمین ها منتقل کرده و آن را در سراسر جهان گسترش دهد.

نام:
ایمیل:
نظر: