صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۲ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۴۰۳
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های نهضت آزادی ایران (13)

تألیف: ولى‌الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى

کمیته بین المللی حقوق بشر، از نهادهای زیرمجموعه سازمان ملل متحد است که در سال 1317ش/ 1948م تشکیل شد. هدف این کمیته، دفاع از حقوق بشر در سراسر دنیا می باشد. آرمان های این اعلامیه، بیش از این که با آرمان های واقعی انسان هماهنگ باشد، برگرفته از تفکرات سیاسی غرب است. از این رو، در بسیاری از کشورها با آن مخالفت شده است. حقوقی که این اعلامیه برای افراد در نظر گرفته، همان حقوق شناخته شده در سنت غربی است. در میان این حقوق می توان به آزادی، امنیت شخصی، حقوق حیات، تساوی شأن و حیثیت، اعمال آیین های قضایی و دادرسی یکسان و منصفانه، آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی انجمن و انتخاب نمایندگان اشاره کرد. البته از حقوق دیگری همچون: رفع شکنجه، ممنوعیت مجازات غیرانسانی یا خفت آور، آزادی جابه جایی در داخل و خارج کشور و آزادی پناهندگی به خاطر زجر و آزار و... نیز سخن رفته که افکار عمومی جهان، امروز به نوعی با آن هماهنگ شده است. هر از چندی نیز ماده ای به این اعلامیه افزوده می شود.(1)
اعلامیه جهانی حقوق بشر جویای یک ایدئولوژی جهان شمول، آن هم برپایه طبیعت متغیر و تجربه گرا است. همه این حق ها می تواند مورد تفسیرهای گوناگون تصویب کنندگانش قرار گیرد. طبیعی است که بسیاری از این حقوق، با مبانی اسلام سازگاری ندارد و بر بعضی دیگر، حتماً باید قیدهایی زده شود.
نهضت آزادی در بحث حقوق بشر، نه تنها بدون هیچ قید و شرطی اعلامیه جهانی حقوق بشر را پذیرفته، بلکه آن را از اصول تغییرناپذیر مرامنامه نهضت اعلام نموده است. مطابق مرامنامه نهضت، از ابتدا، شروع کار آنها بر پایه سه اصل به این شکل اعلام شد:
«به حکم 1) مبادی عالیه دین مبین اسلام و قوانین اساسی ایران؛ 2) اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ 3) منشور ملل متحد، نهضت آزادی ایران، برای تعقیب هدف های مشروحه زیر فعالیت خود را آغاز می کند...»(2)
اعتقاد نهضت آزادی به اعلامیه جهانی حقوق بشر، از آنجا ریشه می گیرد که این جمعیت، حق قانون گذاری را به خود مردم می دهد. در نظام سیاسی مورد نظر نهضت آزادی، نمایندگانی که از طریق دموکراسی انتخاب شده اند، طبق قانون اساسی می توانند برای مردم قانون وضع کنند. در چنین نظامی اعلامیه جهانی حقوق بشر فوق قانون اساسی است و چون این اعلامیه مورد تصویب همه دولت های دنیاست، برای همه لازم الاجرا می باشد.
طبیعی است چنین اعلامیه ای به جهت این که ریشه اعتبار همه قوانین را حقوق بشر می داند مورد تأیید اسلام نیست.(3) ولی نهضت آزادی این اعلامیه را به صورت کامل و جامع پذیرفته و در همه جا از آن دفاع می کند.
مدت کوتاهی پس از تأسیس نهضت آزادی و زندانی شدن شماری از بنیان گذاران آن، فعالیت این تشکل، درعمل متوقف شد. در سال 1356، همزمان با اقدام شاه ایران در اعطای آزادی های حقوق بشری کارتر، نهضت آزادی در پوشش «جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر» فعالیت خود را آغاز کرد. گفتنی است تأسیس نهضت نیز با دوران اعطای آزادی های دموکراتیک کندی رئیس جمهور آمریکا مصادف بود. آقای بازرگان رئیس این جمعیت در اولین مصاحبه پس از تأسیس گفت: «روش ما مبتنی بر یک رشته فعالیت معتدل و قانونی در چهارچوب قانون اساسی ایران و اعلامیه جهانی حقوق بشر خواهد بود.»(4)
در بخشی از اساسنامه، موضوع فعالیت، احیا و تأمین حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی مردم ایران براساس قانون اساسی ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی، سیاسی و نیز همکاری با سازمان های بین المللی مدافع حقوق بشر ذکر گردیده است.(5)
این جمعیت با ارتباط و حمایت کمیته بین المللی حقوق بشر وابسته به سازمان ملل متحد تأسیس شد و البته بدون حمایت و ارتباط با آنها نیز نمی توانست رسمیت داشته باشد، به همین جهت طی نامه ای در(18/4/57) وابستگی خود به این کمیته را پذیرفت. برپایه اعتقاد به اعلامیه حقوق بشر بود که نهضت آزادی و بنیان گذاران آن، با ملاقات های پی در پی با آمریکایی ها در سال 57 با نوشتن نامه های گوناگون، از مقامات بلندرتبه، به خصوص کارتر (رئیس جمهوری) (در تاریخ 14/9/57) و معاونت وزارت خارجه آمریکا (بعد از حادثه 17 شهریور و...) خواستار جلوگیری از تجاوزگری شاه و واداشتن او به رعایت حقوق بشر در ایران شدند.(6)
جمعیت دفاع از حقوق بشر که گردانندگان آن، از نهضت آزادی بودند، با پذیرش مبارزه در چهارچوب قانون اساسی، در عمل، خود را از دایره مبارزات انقلابی خارج ساخت. این جمعیت، نه رهبری امام(ره) را قبول داشت، نه سقوط پهلوی را باور می کرد و نه هدفش برپایی حکومت اسلامی بود. بنابراین، ادعای نهضت آزادی در همراهی با انقلابی ها، ناقض اساسنامه و اهداف و روش های جمعیت حقوق بشر بود؛ مگر این که نهضت اعلام می کرد که تغییر موضع داده است که نه تنها چنین نکرد، بلکه در تمام این سال ها، بر اعتقاد به اعلامیه حقوق بشر اصرار ورزیده است.
نهضت آزادی در دی ماه 1357، در مرامنامه خود تجدیدنظر کرد و اعلام نمود که مرامنامه بازنویسی شده، بر پایه های سه گانه زیر استوار است:
1- اصول عالیه اسلامی با رأی و مسئولیت های فردی و اجتماعی ناشی از آن؛
2- قانون اساسی ایران و متمم آن که به بهای خون شهدای آزادی و استقلال ایران به دست آمده است؛
3- اعلامیه جهانی حقوق بشر.(7)
نام بردن از اعلامیه حقوق بشر و تکیه بر قانون اساسی مشروطه، آن هم در برابر اصول عالیه اسلام، نشانگر آن است که نهضت آزادی نه تنها اسلام را مکتب تمام عیار نمی داند، بلکه انقلاب اسلامی را به رسمیت نمی شناسد؛ چرا که آوردن اصل دوم و سوم، به معنای قبول نداشتن اسلام به عنوان یک دین کامل و اعتبار ندادن به انقلاب اسلامی است.
نهضت آزادی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در بیانیه های خود، به هر مناسبتی بر حقوق بشر تکیه می کند و آن را راهنمای عمل خود قرار می دهد؛ به گونه ای که می توان ادعا کرد تکیه نهضت آزادی بر حقوق بشر، به مراتب بیشتر از تکیه آنها بر اسلام است. به عقیده آنها، بدون تمکین به حقوق بشر، هیچ نهضتی فرجام نخواهد یافت.
بنیان گذاران نهضت آزادی ایران، دفاع از حقوق اساسی ملت و پایبندی به اعلامیه جهانی حقوق بشر را از جمله اصول مرامنامه و فعالیت اصلی نهضت در طول دوران مبارزه برگزیدند و باور داشتند که نهضت آزادیخواهی ایرانیان، جز با دستیابی به این پیش نیاز فرجام نخواهد یافت. از این رو در(25/11/87 ) به مناسبت شصتمین سال تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، دو سازمان شاخص فعال در این زمینه یعنی کانون مدافعان حقوق بشر و انجمن دفاع از حقوق زندانیان، از چند فعال حقوق بشر که در تأسیس و زنده داشتن دو نهاد مدنی یاد شده نقش اساسی داشته اند، قدردانی کرده، یادآور شد که دموکراسی و حقوق بشر را زندانی یا تعطیل نمی توان کرد.(8)
نهضت آزادی، در بیانیه ای که به همین مناسبت صادر کرد از شش نفر از کسانی که در راه تعمیق فرهنگ حقوق بشر و دموکراسی در جامعه ایران اهتمام داشته اند تقدیر کرد. در میان این شش نفر، نام سه زن آمده بود که البته هیچ یک از آنها با اسلام و انقلاب میانه خوبی ندارند.(9)
گفتنی است در هیچ کدام از این بیانیه ها، به اسلام در جایگاه دین جامع و کامل استناد نمی شود. بنابراین می توان نتیجه گرفت که اعلامیه جهانی حقوق بشر از منظر نهضت آزادی، به مراتب بالاتر و والاتر از اسلام است. حضرت امام(ره) در خصوص اعلامیه حقوق بشر می فرماید:
اعلامیه حقوق بشر، یک آلتی است برای چاپیدن مردم با وجه موجه که یک چیزی درست بکنند. اینها همه صورت سازی است. اعلامیه حقوق بشر هم مثل اعطای آزادی شاه است به مردم... مسئله حرف است. اصلاً در دنیا، این حرف ها از اشخاصی است که یک مبادی ندارد، اعتقادات شان بی مبدأ است؛ یعنی جز مبدأ مادی فکری ندارد. تمام این حرف ها، همه اش بی ربط است.(10)
در هر حال حقوق بشر را نمی توان صرفاً با قرارداد تدوین کرد چرا که به منبع مشترک نیاز دارد و آداب و عرف و همانند آن نمی توانند منبع حقوق بشر باشند، پس انسان نمی تواند حقوق بشر را تعیین کند، بلکه حق تعیین حقوق بشر تنها از آن خداست که قانون گذاری از آن اوست. نظام حقوق بشر در اسلام نسبت به اعلامیه حقوق بشر دارای مزایای بسیار زیادی است که از جمله آن مزیت ها می توان به برتری زیرسازهای داخلی، فاعلی و غایی حقوق بشر، برهان پذیری، برخورداری از ضمانت اجرا، سازگاری و هماهنگی و تناسب و دوام اشاره کرد. این در حالی است که اعلامیه جهانی حقوق بشر به خاطر دوری از خدا، نداشتن ضمانت اجرا در عمل، گسستن از فطرت و غفلت از رابطه انسان با خداوند و بالاخره تبعیض در اجرای قوانین بین المللی شکست خورده است. نمونه عینی آن در قوانین بین المللی، حضور پنج عضو پیروز در جنگ جهانی دوم در شورای امنیت سازمان ملل است که دارای حق وتو هستند و هرگاه هر قانونی برای آنها سودی نداشته باشد آن را وتو می کنند و با این ابزار آخرین روزنه های روشنایی را کور می کنند. (11)

نام:
ایمیل:
نظر: