پایگاه اینترنتی هافینگتنپست 27 ژوئیه 2011 در مقالهای (5 مرداد) به نقش ایران در تحولات سوریه پرداخت و نوشت: در صورتی که اعتراضات خیابانی در سوریه ادامه یابد و خشونتهای رژیم سوریه تشدید شود، خانواده اسد با چالشی گسترده روبهرو خواهد شد. در نهایت، پس از چهار ماه اعتراضات سراسری، شهرهای بزرگ سوریه نیز شاهد اعتراضات همزمان بوده است. از شهر حلب در شمال تا دمشق، صدها هزار شهروند سوری در برابر تیراندازی نیروهای امنیتی ایستادهاند و شعارهای انقلابی علیه بشار اسد سر دادهاند. در صورت ادامه کشتارها، بشار اسد به بنبست خواهد رسید. تحلیلگران اطلاعاتی شواهد غیرقابل انکاری دارند که ایران مشاوران خود از جمله نیروهای پلیس مخفی داخلی و سپاه پاسداران را به منظور نظارت مستقیم بر سرکوبها به سوریه فرستاده است. گزارشها حاکی است نیروهای مشترک ضربت سوریه و ایران توسط عناصر بسیج هدایت میشوند.
در ادامه مقاله آمده است: اتحادیه اروپا با تأیید مداخله ایران، تحریمهایی را علیه فرماندهان سپاه پاسداران و برخی نیروهای امنیتی سوری به تصویب رساند. وزارت خزانهداری آمریکا نیز تحریمهای بیشتری علیه فرماندهان کلیدی ایران که به سرکوب شهروندان سوری کمک کردند، اعمال کرد. طبق گزارشهای سایر رسانههای خاورمیانه، ایران ابزارهای پیشرفته شبکه نوکیا زیمنس را برای اختلال در ارتباطات داخلی سوریه به این کشور فرستاده است تا به این وسیله فعالان سیاسی که از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند، شناسایی شوند. این نوع از تجهیزات رهگیری خطوط ارتباطی را در سال 2008 شرکت نوکیا به ایران فروخته بود. با توجه به اهمیت مداخله مستقیم ایران در سوریه و تمکین بشار اسد از دستورات ایران، باید گفت ایران در سرکوب شورشهای مردمی در سوریه نقش محوری ایفا میکند. در صورتیکه رژیم سوریه نتواند با ابزارهای نظامی، اعتراضات را خاموش کند و اوضاع سوریه شبیه لیبی شود، راهبرد ایران چه خواهد بود؟
نویسنده در پایان مقاله آورده است: مطمئناً در صورت وخیمتر شدن اوضاع سوریه، دولت اوباما با گامهای محکمتر اقدام خواهد کرد. اگرچه مداخله نظامی خارجی علیه بشار اسد اقدامی بیهوده است؛ اما آمریکا و اتحادیه اروپا تاکنون کاملاً علیه سوریه تحریم اقتصادی کانلاً مؤثری صورت ندادهاند. متأسفانه، هرچه اعتراضات بیشتر ادامه پیدا کند، احتمال اینکه اسد شکاف فرقهای گسترده را به منظور مصون کردن خود، تشدید کند، بیشتر میشود. البته کاخ سفید نیز در این مورد بارها نگرانی خود را ابزار داشته است. به همین دلیل است که در حال حاضر، تشدید تحریمهای اقتصادی بهمنظور سرنگونی رژیم اسد و جلوگیری از ایجاد شکاف فرقهای ضروری است. به علاوه، امریکا و اروپا نیز باید تحریم صادرات نفتی سوریه را آغاز کنند و در عین حال، گامهای منطقی ویژهای را به منظور تسریع سرنگونی این رژیم بردارند. آمریکا از سرنگونی اسد و در عین حال به خطر افتادن منافع ایران، سود بسیاری میبرد. سرنوشت و آینده سوریه (برخلاف آینده لیبی) پیامدهای بسیار گستردهای برای منطقه دارد؛ در نتیجه توجه به مسئله سوریه امری ضروری است.
بصیرت: اگر این یادداشت از آخر ارزیابی شود بهتر است و متقنتر میتوان به انگیزه نگارش آن دستیافت. عبارات پایانی دشمنی افراطی نویسنده و حمایت افراطیاش از آمریکا را نشان میدهد. نویسنده در بخشهای ابتدایی مدعی است نیروهای بسیج هدایت نیروهای ضربت مشترک سوریه و ایران را برعهده دارند. یک نظامی و حتی یک فرد شخصی آشنا با مسائل نظامی میداند که فرماندهی و هدایت نیروی نظامی آن هم از نوع ضربت را به عهده یک نیروی بسیجی نمیگذارند. بحث تحریم فرماندهان سپاه از سوی آمریکا و اروپا نیز اقدام نمادینی بود برای اینکه بار تبلیغاتی علیه ایران درخصوص ادعای دروغین دست داشتن در امور سوریه را واقعی جلوه دهند. سایر ادعاهای نویسنده نیز به اندازه مواردی که اشاره شد بیپایه و اساس و ناشی از سرسپردگی مفرط نسبت به آمریکاست.