صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۳۹۴۳
فتح‌الله پریشان مقدمه: در ادامه شماره قبل و در معرفی شخصیت و جایگاه علمی فیض کاشانی باید متذکر شد که وی از جمیع علوم عصر خود بهره وافی داشته و به تأیید تصنیفات برجای مانده، جامع علوم زمان خویش بود. به تعبیر علامه امینی در الغدیر وی «علمدار فقه، پرچمدار حدیث، مشعلدار فلسفه، گنجینه عرفان و کوه عظیم اخلاق و امواج خروشان علم و معرفت» در زمان خود بوده است.

فیض در فلسفه و کلام، بسیار توانا و در زمره یکی از فلاسفه بزرگ اسلامی قرار دارد. مبنا و مشرب فلسفی اش، موافق با مشرب استاد و پدرزنش، ملاصدرا بود؛ به طوری که در تمامی آثار فلسفی و عرفانی و حتی تفسیری و حدیثی وی حضور حکمت متعالیه ملاصدرا مشهود است. در فقه و علوم شرعی نیز از محضر سید ماجدبن محمدبن صادقی بحرانی، محدث و فقیه بزرگ بهره فراوانی گرفت. با وجودی که وی به پیروی از دین استادش در فقه گرایش اخباری داشت، اما به استناد کتاب «مفاتیح الشرایع» بسیاری از دانشمندان وی را دارای درجه ای رفیع در فقاهت و اجتهاد می دانند.
فیض کاشانی در عرفان و اخلاق هم از مقام والایی برخوردار است. طریقه او در زمینه عرفان ملهم از امام محمدغزالی است و تحت عنوان یکی از عرفا، مطالب بسیاری را با تمجید فراوان از محی الدین بن عربی نقل می کند. فیض در دهه های اول زندگی خود، حتی تا سنین شصت سالگی، شیفتگی بسیاری به عرفان و تصوف داشت، اما پس از آن تا حدودی از این جریان دور شد. به عبارتی، اخباری گری فقهی او تأثیری معکوس بر کوشش وی در تأویل اخبار و روایات به نفع عرفان گذاشته و سرانجام، او را وادار کرد تا به ظاهر بیشتر توجه کند. به تعبیر رسول جعفریان، اوضاع علمی زمانه در تحول فکری او بی تأثیر نبوده، زیرا دو دهه اخیر حیات فیض با اوج گیری نهضت ضد تصوف، مصادف بود که کسانی چون ملامحمدطاهر قمی و علامه مجلسی رهبری آن را برعهده داشتند. البته به رغم ملامت فیض از سوی برخی علما مانند شیخ علی نوه شهیدثانی، محمدطاهر قمی و شیخ احمد احسائی، به سبب گرایش های متصوفانه او، باید گفت که عرفان و باطنی گری فیض نباید با تصوف و صوفی گری اشتباه شود. زیرا در پاره ای از تألیفات عرفانی و اخلاقی چون الانصاف، خلاصه الاذکار و کلمات الطریفه به وضوح از صوفیه زمان خود و آداب و رسوم آنان بیزاری می‌جوید.
فیض در زمینه تفسیر و حدیث نیز مقام برجسته ای داشته است، همچنان که مولف «طبقات مفسرین» آورده: وی از علمای برجسته امامیه بود و به لغت، قرآن و حدیث عنایت خاصی داشته و در این باب هم تألیفاتی دارد. خاصه در زمینه حدیث، فیض از پیشوایان ششگانه حدیث شیعی شناخته می شود. این پیشوایان با نام «محمدون اول» و «محمدون ثانی» شناخته می شوند که اولی شامل مولفان کتب اربعه شیعی، یعنی محمدبن یعقوب کلینی، محمدبن علی بن بابویه (شیخ صدوق) و محمدبن الحسن الطوسی (شیخ طوسی) است و محمدون ثانی عبارتند از: محمدبن مرتضی(فیض کاشانی)، محمدباقر مجلسی و محمدبن حسن حر عاملی. در مجموع بیش از صد مورد، کتاب و رساله از فیض برجای مانده که برای استخراج اندیشه های سیاسی وی می توان به کتاب ها و رسایل زیر مراجعه کرد: رساله شرح صدر، رساله انصاف، رساله اعتذار، رساله ضیاء القلب، رساله آیینه شاهی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، علم الیقین، عین الیقین، مفاتیح الشرایع، الوافی و الشافی و النوادر درحدیث، الصافی در تفسیر، اصول المعارف، الشهاب الثاقب و الفت نامه. از فیض کاشانی دیوان شعری هم به یادگار مانده که جایگاه والا وی در این زمینه را نشان می دهد. بدون تردید اوضاع سیاسی اجتماعی عصری که یک اندیشمند در آن زندگی می کند، بر آراء و اندیشه های سیاسی وی اثرگذار است.
از این رو نگاهی به اوضاع سیاسی زمانه حیات فیض کاشانی می تواند زوایا و ابعاد مختلف اندیشه سیاسی وی را مکشوف کند. مولی محسن فیض از علمای دوره دوم حاکمیت صفویه (1077-996ق)که با سلطنت شاه عباس اول آغاز می شود به شمار می آید. دوران سلطنت شاه عباس اول، اوج قدرت سیاسی دولت صفوی است، اما به مرور ضعف و سستی در ارکان دولت صفوی در زمان جانشینان وی آغاز می شود. حیات سیاسی فیض بیشتر در زمان سلطنت شاه صفی، عباس دوم و شاه سلیمان که هیچ کدام نتوانستند موفقیت شاه عباس اول را تکرار کنند، رقم خورد. با وجود عدم موفقیت سیاسی در امور مملکت داری پادشاهان معاصر فیض نیز مانند اسلاف خویش در حمایت از مذهب و علمای مذهب کوشا بودند. از این رو شاه عباس دوم با صدور فرمانی خطاب به فیض وی را به اصفهان فراخوانده، او را به اقامه نماز جمعه در آن شهر و تصدی امور مذهبی مأمور کرد. در این مدت به تصریح خود فیض وی مورد اکرام و احترام بود و توانست در ترویج مبانی دینی و اقامه جمعه و جماعات کوشا باشد. اما فیض به دلایلی که خیلی هم در تاریخ ذکر نشده، پس از شاه عباس دوم به کاشان برگشت و در کاشان و قمصر به تألیف کتب و تدریس و عبادت عمر گذراند. از شماره آینده به جایگاه سیاست در اندیشه های فیض کاشانی خواهیم پرداخت.

نام:
ایمیل:
نظر: