اختصاصی بصیرت/
یک دختر جوان شاهرودی در نامه ای خطاب به کاظم جلالی، نماینده مردم شاهرود در مجلس شورای اسلامی مدعی شده است به علت رعایت حجاب اسلامی از کار اخراج شده است. این دختر جوان در نامه اش که در بخش پرسش و پاسخ سایت شخصی کاظم جلالی منتشر شده، نوشته است: «دیروز توی یکی از نمایندگی های یک شرکت بزرگ در شاهرود که نیاز به حسابدار داشتن، به عنوان حسابدار پذیرفته شدم، ولی امروز به علت رعایت حجاب اسلامی از کار بیرون شدم. این حق من نیست. این انصاف نیست. این اصلاً درست نیست. چرا باید وضعیت توی کشوری که داعیه اسلام مداری داره این جوری باشد. چرا نباید برای دخترانی که در ایران حجاب رعایت می کنند جایی باشد. چه فرقی بین کشور ما و ترکیه و فرانسه است. فقط خواستم بگم که بدونین در ایران چه می گذره و همین!!»
کاظم جلالی، نماینده مردم شاهرود در مجلس هم در پاسخ به این دختر جوان نوشته است: «بسیار جای تأسف است که دختر خانم محجبه چادری را به خاطر حفظ حجاب اخراج کنند. چنانچه جناب عالی اسم شرکت خصوصی را برای بنده ایمیل کنید، حتماً برخورد خواهد شد. البته شاید بگویید که کجایید که متأسفانه در بسیاری از شرکت ها این عرف شده است. من هم بی اطلاع نیستم. دردمندانه می بینم و می دانم، اما چون کسی برخورد نمی کند، متأسفانه این به یک عرف تبدیل شده است. اگر از همین موارد جزیی نمی گذشتیم به وضعیت امروز نمی رسیدیم.» اگر چه باید از اصل ماجرا ناراحت بود و از آن ابراز تأسف کرد، اما نباید این موضوع مهم به همین عبارت خاتمه پیدا کند، زیرا آنقدر اهمیت دارد که درباره اش بیشتر نوشت. در ابتدا باید گفت صرف مشاهده چند حرکت ناشایست، مشابه آنچه در فوق بیان گردید، نباید ایران را شبیه ترکیه و فرانسه دانست و این هم انصاف نیست که به استناد یک مورد و یا چند مورد ادعا کرد که در ایران برای دخترانی که حجاب را رعایت می کنند، جایی نیست. این جمله هم جمله مناسبی نیست که در انتهای مطلب نوشته شده: «فقط خواستم بگم که بدونین در ایران چه می گذره و همین!!» چونکه در ایران رفتارها و برخوردها و اقدامات بسیار زیبا و کم نظیر هم وجود دارد و اگر آنها به سبب کم بودن شان نادیده گرفته شوند، کارهای معمولی خوب و مناسب به وفور وجود دارد که می توان به آن استناد کرد. نکات فوق به این علت ارزیابی شد تا کسی نگوید چشم بسته همه نوشته تأیید و قبول شد، اما نکته اصلی و اساسی در متن فوق اگر واقعیت داشته باشد، عدم به کارگیری به سبب حجاب است. از این موضوع نمی توان به راحتی گذشت، چرا که اگر جلوی این نوع برخوردها گرفته نشود، خیلی سریع و در کوتاه مدت رواج پیدا می کند و اولین آسیبی که به حوزه دین و فرهنگ عمومی وارد می کند، مجبور ساختن دختران و بانوان محجب به تغییر حجاب برای یافتن شغل است. در این صورت یک ابزار قدرتمند دیگر به سایر ابزار برای حجاب زدایی اضافه می شود و حالا جا دارد که این پرسش اساسی مطرح شود که اساساً چرا بعضی از شرکت های خصوصی اصرار دارند خانم هایی را که فاقد حجاب کامل اسلامی هستند به کار بگیرند؟ آیا این هم یکی از روش های مبارزه با حجاب است؟ آیا مراکز خصوصی باید از چنین آزادی عمل و یا به نوعی مصونیت که قطعاً ریشه قانونی ندارد، برخوردار باشند؟ این موضوع آنقدر اهمیت دارد که تا برای مراکز مخالف نظام و دین تبدیل به روش جاری و فراگیر نشده است با آن برخورد کرد و آنقدر حیاتی است که چنانچه عاملان آن مستند قانونی هم دارند، آن قانون اصلاح شود. عاقلانه ترین کار این است که تمام منافذ ورود دشمن با تدبیر مسدود شود، یقیناً فردا دیر است!