گروه ترجمه - پایگاه اینترنتی «هافینگتونپست» 7 آگوست 2011 (16 مرداد) در مقالهای به دیدگاه منتقدان در مورد نظرسنجی اخیر در کشورهای عربی پرداخت و نوشت: واکنشهای منتقدان به نتایج نظرسنجی میتواند گاهی مانند خود نتایج، جالب باشد. در طول ماه ژوئیه، ما یافتههای بررسی دیدگاه مردم شش کشور عربی را منتشر کردیم که جایگاه آمریکا دو سال پس از سخنرانی اوباما در دانشگاه قاهره، دیدگاه مردم عرب در مورد ایران و انتظارات مربوط به بهار عربی از جمله موضوعات مطرح شده در این نظرسنجی بود. یافتههای مهم نباید برای کسی مایه شگفتی باشد: محبوبیت آمریکا در جهان عرب نسبت به سال 2008 کاهش یافته، محبوبیت ایران تقریباً در تمام جهان عرب از سال 2006 کاهش یافته و انتظارات عربها از بهار عربی بالاست؛ اما نگرانیهای منطقهای بسیار است و همگان منتظر نتایج تغییرات و تحولات پیش رو هستند. با وجود این، با انتشار نتایج این نظرسنجی که با منافع ایدئولوژیک و سیاسی برخیها تضاد داشت، واکنش آنها قابل پیشبینی و تند بود. در برخی موارد، یافتههای این نظرسنجی بهمنظور تقویت موضعگیریهای ایدئولوژیک، مطابق سلایق آنها دستچین شده و سایر یافتههای آن نادیده گرفته میشد.
در ادامه مقاله آمده است: برخی نیز که با نتایج این نظرسنجی مخالف بودند، تصمیم گرفتند محتوای این نظرسنجی را بیاعتبار کنند. در این میان، روزنامههای دست راستی آمریکا به بهانه میهنپرستی، از کاهش محبوبیت آمریکا در دوران اوباما اظهار شادمانی کردند و با ادعایی بیاساس، اعلام کردند این نظرسنجی اثبات میکند «بوش بهتر بود». در واقع، پیشینه نظرسنجی ما در جهان عرب نشان میدهد که سیاستهای دولت بوش بهشدت به تصویر آمریکا در خاورمیانه ضربه زد. شکنجه، زندانهای گوانتانامو و ابوغریب، ویرانی غزه و لبنان، همگی سیاستهای فراموشناشدنی دوره بوش بودند. البته کاهش محبوبیت اوباما به این دلیل است که مردم عرب انتظار داشتند اوباما جایگاه آمریکا را ارتقا دهد؛ اما با مشخص شدن ناتوانی یا بیمیلی اوباما به انجام این هدف، جایگاه آمریکا بهشدت تنزل کرد. واقعیت این است که خسارات و ضربات دولت بوش به جهان عرب و آمریکا بهحدی گسترده است که تأثیرات آن همچنان باقی است.
در پایان مقاله آمده است: واکنش عجیب به یافتههای مربوط به ایران، از سوی طیف سیاسی دیگر است. منتقدان به دلیل ناتوانی یا بیمیلی به پذیرش این واقعیت که رویکردهای مثبت جهان عرب به ایران از سال 2006 بهطور مداوم کاهش یافته، به نظرسنجیهای خود تکیه کردهاند. اتهامهایی نیز علیه این نظرسنجی بیان شده و حامی مالی این نظرسنجی را وزارت خارجه عربستان سعودی یا اسرائیل خواندهاند. یک منتقد مرا «دستنشانده بحرین» خواند و دیگری اظهار داشت: ما با انتشار این اطلاعات برای حمله به ایران زمینهسازی میکنیم. آیا دیدگاه منفی مردم عرب نسبت به ایران جای شگفتی دارد؟ در سالهای 2006 و 2008، این رویکردها بهشدت تحت تأثیر اقدامات آمریکا و اسرائیل در منطقه بود؛ بهطوریکه وضعیت عراق در بدترین شکل بود و حمله ویرانگر اسرائیل به لبنان، تلفات بسیاری به جای گذاشته بود. از آن زمان تا به امروز، تغییرات بسیاری صورت گرفته است؛ بهویژه خیزش ترکیه بهعنوان چالشگر منطقهای علیه اسرائیل، اختلافات داخلی ایران و سرکوب جنبش سبز، بهار عربی و در نتیجه ایجاد اعتماد به نفس در میان ملتهای عرب، نگرانی از مداخلههای ایران در عراق و لبنان و بحرین و کاهش تمرکز آمریکا بر ایران و گرایش آن به سایر دغدغههای منطقهای. در مجموع باید گفت مدتها دیدگاههای ملتهای عربی نادیده گرفته شد. این نظرسنجیها روزنهای است که اجازه میدهد صدای مردم عرب شنیده شود. نادیده گرفتن صدای آنها پیامدهای خطرناکی دارد.
بصیرت: واکنش نویسنده به کسانی که نظرسنجی مؤسسه وی را با سؤال مواجه کردهاند و ظاهراً تعدادشان نیز کم نیست، نشان میدهد نظرسنجی از مبانی محکم و روش قابل اعتماد برخوردار نبوده است؛ برای نمونه میتوان به سال 2006 - که اشاره شده از آن سال، محبوبیت ایران در میان مردم عرب کم شده - پرداخت. در آن سال، جنگ 33 روزه رخ داد و ایران و سوریه دو کشوری بودند که علناً و جدی از حزبالله حمایت کردند در حالیکه بیشتر کشورهای عربی در توطئهای پنهانی جانب رژیم صهیونیستی را داشتند و در آن زمان، سیدحسن نصرالله محبوب ملتهای عربی بود، پس چطور امکان داشت از محبوبیت ایران در آن زمان کاسته شود حال آنکه حامی فردی (سیدحسن نصرالله) بود که بیشترین محبوبیت را در بین ملتهای عرب داشت؟!