صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۲۹۸

حسین امیدى
یک تلاش پنجاه روزه در شهر «حماه» سوریه که با مدیریت سفیر آمریکا در دمشق و ارسال سلاح از لبنان و ترکیه و توزیع دلارهای نفتی عربستان و قطر آماده شده بود، درگیری بین سلفی های وارداتی و اخوانی های آموزش دیده در ترکیه با ارتش سوریه را موجب شد که بیش از یکصد نفر کشته بر جای گذاشت. اقدام هماهنگ و همزمان از سوی آمریکا، فرانسه و انگلیس و تعدادی از کشورهای عربی و خط و نشان های اردوغان و دیگر مقامات ترکیه، یک فشار سیاسی بین المللی را به وجود آورد که با پوشش رسانه ای و شارژ اخبار و تصاویر جعلی به یک موج جدید علیه سوریه تبدیل شد. فضاسازی تبلیغاتی و سیاسی آنچنان بود که مطرح شدن گزارش هایی مبنی بر آماده شدن ترکیه و ناتو برای مداخله نظامی در سوریه، بر ابعاد قضیه افزود و نگرانی در مورد یک جنگ منطقه ای را دامن زد.
جالب است که بدانیم، آمریکا فرانسه و انگلیس و خصوصاً عربستان و بحرین و کویت هم برای مردم سوریه و ضرورت اصلاحات و آزادی های مدنی و سیاسی آنها سینه چاک کردند که از عجایب روزگار است. فراموش نمی کنیم که چگونه آزادی های مردم آمریکا و حقوق شهروندی آنان در ابعاد گوناگون پایمال می شود و فرانسوی ها چگونه معترضان شهرهای خود را به راحتی سرکوب کرده و انگلیسی ها برای اعتراضات جوانان خود، به جز شانزده هزار پلیس، آماده به کارگیری ارتش هستند تا به قول دیوید کامرون، اوباش و دزدان را نابود کنند!! حال آنکه تظاهرکنندگان انگلیسی به قتل نژادپرستانه یک سپاه پوست و سیاست های اقتصادی دولت و دنباله روی انگلیس از آمریکا و مشارکت در جنگ های مداخله گرانه در عراق و افغانستان و لیبی اعتراض دارند و افزایش نرخ بیکاری و خدمات اجتماعی و بازنشستگان را دلیل اعتراضات خود عنوان می کنند.
از این جالب تر اینکه عربستان و بحرین و کویت هم سفرای خود را از دمشق به نشانه اعتراض فراخوانده اند تا نسبت به سرکوب با اصطلاح تظاهرات مسالمت آمیز واکنش نشان دهند. البته باید افزود که در تظاهرات مسالمت آمیز سلفی های افراطی و اخوانی های سوریه! انواع تیربار، آرپی جی و سلاح های جنگی و شمشیر و ساطور و چاقو و بمب های دست ساز به کار رفته و تعداد قابل توجهی از نیروهای امنیتی و نظامی سوریه قتل عام و قطعه قطعه شده و در رودخانه معروف عاص انداخته شدند. از این گذشته معلوم نیست که عربستان، بحرین و کویت، این شاه نشین های قرون وسطایی که همزمان مشغول سرکوب اعتراضات کاملاً مسالمت آمیز در بحرین می باشند و کمترین حقوق شهروندی را پایمال می کنند، چگونه به خود اجازه ورود به مباحث حقوق سیاسی و شهروندی می دهند. کمتر کسی است که از اوضاع سعودی و حکومت قبیله ای در آنجا و یا دست نشانده انگلیسی در بحرین و ... بی اطلاع باشد و از سرکوب مستمر غیروهابی ها باخبر نباشد.
 اساساً اگر در همه کشورهای عربی و از جمله سوریه، تمامی حقوق سیاسی و آزادی های مدنی و اجتماعی به استانداردهای ادعایی برسد، آن وقت سعودی و بحرین و کویت قصد چه کاری دارند و بازمی خواهند با حکومت های عصر حجری و دیکتاتوری های تاریخ گذشته، ادامه حکومت دهند؟ اگر سعودی ها تا این حد نگران آزادی های مردم سوریه هستند، چرا میلیون ها دلار در بین سیاستمداران و حقوق دانان و روزنامه نگاران و میلیاردها دلار به شورای عالی نظامی مصر باج داده اند تا مبارک و خانواده اش محاکمه نشوند و خواسته های مردم مصر به نتیجه نرسد؟ و چرا در یمن از دیکتاتور این کشور حمایت کرده و می کنند و با ترفندهای رنگارنگ جلوی اراده مردمی و مطالبات آنها را گرفته و با ماشین جوجه کشی خود، سلفی های تولید شده را به یمن اعزام کرده تا بهانه برای مداخله نظامی آمریکا و بمبارن های روزانه آن در یمن را توجیه کنند؟ چرا سعودی ها میزبان بن علی، رئیس جمهوری فراری تونس هستند و اجازه بازگشت وی را نداده تا در دادگاه محاکمه شود؟
از عجایب دیگر این است که ترکیه و مقامات آنها هم نگران حوادث سوریه و سرکوب مظلومان بوده و تهدید به مداخله گری در اوضاع داخلی آن می کنند. حال آن که ارتش ترکیه سال هاست که مشغول سرکوب و کشتن کردهای جنوب آن کشور است و به جای اصلاحات واقعی در ترکیه و رواج قوانین شریعت (چون خود را اسلامگرا می دانند)، هنوز قانون ممنوعیت حجاب را لغو نکرده و در لیست اصلاحات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی خود، مطالبات اتحادیه اروپا را به جای مطالبات مردم ترکیه قرار داده اند. در چنین حالتی «اردوغان» و «گل» و «داوداوغلو» همه انرژی خود را برای تسریع در اجرای مطالبات مردم و اصلاحات در سوریه قرار داده اند. البته اصل ماجر این است که ترک ها به بهانه حمایت از مردم سوریه، با توصیه عربستان و دریافت هدایای مالی، فقط از جریان سلفی و تکفیری حمایت می کنند تا با تضعیف دولت سوریه و حتی الامکان، براندازی بشار اسد، در کیک منافع آمریکا- رژیم صهیونیستی شریک شده و سهمی به نام جایگاه منطقه ای به دست آوردند.
این ماجرا روشن است که حمایت از آزادی و اصلاحات در کشورهای منطقه، اولاً نمایشی و ثانیاً گزینشی و ثالثاً در چارچوب یک پروژه هماهنگ شده است تا از منافع جانبی آن بهره مند شوند و اساساً تنها چیزی که مطرح نیست، مطالبات واقعی مردم کشورهای یاد شده است. به همین دلیل است که وقتی داوداغلو با مواضع تهدیدآمیز وارد دمشق می شوند، با اطلاع یافتن از رسوایی مجریان سلفی که از مرزهای ترکیه و لبنان وارد شده و یا توسط آنها آموزش دیده و هدایت شده اند، همه چیز آرام می شود و به جای عربده مداخله گری، بر اجرای سریع اصلاحات تأکید می کنند و آمریکا هم که از ناتوانی جریان های سلفی و اخوانی که نقش معارضه را بازی می کنند، جان به لب شده، راهبرد جدید آمریکا را فشار اقتصادی و سیاسی به سوریه عنوان می کند تا از طریق تحریم و مجازات مردم سوریه، شانس خود را برای براندازی و یا فشار و تضعیف بشار اسد بیازماید.

نام:
ایمیل:
نظر: