صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۷۶۱
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های نهضت آزادی ایران (17)

تألیف: ولى‌الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى

دیدگاه نهضت آزادی در خصوص سازمان مجاهدین خلق (منافقین)
سازمان مجاهدین خلق، چه به لحاظ سیاسی و چه از نظر ایدئولوژیک، مولود نهضت آزادی بود. موسسان سازمان، همگی از اعضای جوان نهضت آزادی بودند و آقای بازرگان به یک معنا، پدر فکری و معنوی مجاهدین خلق بود.(1)
شواهد نشان می دهد که نهضت آزادی از تشکیل سازمان مجاهدین و تصمیم آنها برای مبارزه مسلحانه، آگاه بوده و از آنها حمایت می کرده است؛ اگرچه سازمان در بعضی مسائل از جمله مسائل اجتماعی از نهضت آزادی فاصله گرفت. همچنین از قرائن و صحبت های سران مجاهدین خلق و نهضت آزادی و شخص مهندس بازرگان برمی آید و همگان نیز اتفاق دارند که بنیانگذاران سازمان مجاهدین، همه اعضای نهضت آزادی بودند.
نهضت آزادی همه نوع کمک مادی و مالی و انتشاراتی را در اختیار سازمان مجاهدین می گذاشت. شخص بازرگان می گفت: من منتظر هستم اینها کارشان بگیرد و روی پای خودشان بایستند. برای این کار من خانه ام را هم می فروشم.(2)
مهندس بازرگان در جای دیگر در سال 1350 به همسر حنیف نژاد چنین پیغام می دهد: به حنیف بگو مهدی
غبطه تو را می خورد و اگر لازم باشد پیراهنم را هم می فروشم و کمک تان می دهم.(3)
نهضت آزادی، چه پیش از سال 1354 و چه پس از آن که بیشتر اعضای سازمان، مارکسیسم را پذیرفتند و چه پس از انقلاب اسلامی که دست شان به خون بی گناهان بسیاری آلوده شد، از این سازمان حمایت همه جانبه می کرد و معتقد بود: «جمهوری اسلامی مقصر است و آنها [سازمان مجاهدین] از روی ناچاری چنین عکس العملی نشان می دهند.»
نهضت آزادی در مقام قضاوت، مجاهدین و مکتبی ها را برادر و آنها را به یک اندازه مقصر می دانست و می گفت: «وقتی هر کدام برادر دیگر را منافق یا توطئه گر می خوانید اشتباه می کنید و نسبت بی جا هم می دهید یکدیگر را گروهک نخوانید. مجاهدین عده قلیل نیستند و نفوذ عجیب در دخترها و پسرهای دانش آموز و دانشجو در مدارس دارند.»(4)
مهندس بازرگان می گفت: «مکتبی ها و روحانیت حاکم حزب جمهوری اسلامی، شدیدترین حملات و اتهامات را به مجاهدین وارد می کنند و آنها را در عقیده و ایمان التقاطی می خوانند و در اخلاق و رفتار، به آنها نسبت منافق و فریب کار می دهند، حالی که نشانه ها و تعریف نفاق درباره آنها صادق نیست؛ و در تظاهرات و برخوردها، در حق آنها، حداکثر ممانعت و مزاحمت و شکنجه اعمال شده است.»(5)
پس از آن که سازمان در گام نظامی، فاجعه هولناک هفتم تیر و هشتم شهریور 1360 را به وجود آورد و دست به ترورهای فراوانی زد، در آن فضای پر احساس که میلیون ها نفر در تشییع جنازه ها و مراسم ها علیه منافقین شعار می دادند، بازرگان در پانزدهم مهرماه همان سال، در نطق پیش از دستور خود در مجلس شورای اسلامی، ضمن مردود دانستن اتهام تروریست بودن سازمان، از اعدام ها و سمت گیری های دادگاه های انقلاب انتقاد کرد و دستگیرشدگان یا کشته شدگان عضو سازمان را نونهالانی توصیف کرد که جگر گوشگان و پرورش یافتگان و امید این مملکت بوده اند که عاشق وار و یا دیوانه وار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده ای افتاده اند؛ و اعضا و هواداران تشکیلاتی سازمان را جوانان جانبازی خواند که نمی توان آنها را مزدور خواند.(6)
موارد یاد شده، بخشی از نطق بازرگان بود که به علت اعتراض یکپارچه مجلس، نتوانست آن را به پایان برساند؛ چند روز بعد، متن کامل نطق بازرگان در روزنامه ها منتشر شد. ادامه نطق، محکومیت توأمان و یکسان عملکرد نظام و سازمان بود و هر دو طرف دعوا را مقصر قلمداد کرده بود.
حضرت امام خمینی (رحمه الله) بارها از نهضت آزادی خواست که حسابش را از منافقین جدا کند. آن حضرت می فرماید: «من به اینها [نهضت آزادی] باز نصیحت می کنم که شما بیایید و حساب تان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حساب تان را جدا کنید نه این که بگویید که خشونت شما نکنید، آن وقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید... آنهایی که به اسلام عقیده ندارند ]سازمان[ و اشخاصی هستند که قیام بر ضد اسلام کردند و لااقل در خیابان ها ریخته اند و آدم کشته اند و شما هم حکم شرعی اش را می دانید و شما هم می دانید که کسی که مسلحانه در خیابان بریزد و مردم را ارعاب کند، اسلام تکلیفش را معین کرده و شما هم مسئله اش را می دانید. شما همین یک مسئله را بگویید، یک اعلامیه بدهید... و از گروه خودتان امضا کنید.»(7)
اما نهضت آزادی و مهندس بازرگان، نه تنها حاضر نشدند سازمان را محارب بدانند و مرزی میان خود و تروریست ها ایجاد کنند، بلکه اجرای احکام الهی علیه منافقین را انتقام، مباح شمردن ریختن خون، خشونت و بی رحمی، برادر و فرزندکشی و خون ریزی و تعدی بر شمرده و از رهبری مسئولان نظام خواستار توقف اجرای حکم خدا و مقابله با تروریست ها شدند.(8)
مهندس بازرگان که همواره برای منافقین، عنوان هایی چون: «فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم» و «جوانان پرشور و با ایمان» به کار می برد، بعدها پیوسته از آنها به بزرگی یاد می کرد و جنایت های وحشتناک آنها را کوچک می شمرد و آن را معلول نادیده گرفتن رأی رجوی در انتخابات مجلس می دانست.(9) وی، در مقابل، با دروغ و بزرگ نمایی و اغراق درباره شمار تروریست هایی که پس از محاکمه در دادگاه ها اعدام شده بودند، آن را اعدام های «ده تا ده تا» و «صدتا صد تا» می خواند.(10)
در حالی که جدیدترین آمار از شهدای ترور که از ابتدای انقلاب تا شهریور 88 منتشر شده، حاکی از آن است که 16400 نفر از مردم ایران با ترور به شهادت رسیده اند و از این تعداد، بیش از 12 هزار نفر به دست منافقین به شهادت رسیده اند.(11)
حاصل این که، این چنین حمایت همه جانبه، آن هم پس از آن همه جنایت منافقین، از عهده هیچ گروهی به جز نهضت آزادی ممکن نبود. آقای بازرگان در بهترین حالت هر دو طرف را برادر همدیگر خطاب می کرد،(12) ولی در بیشتر موضع گیری های خود، اعدام منافقین را داغدار کردن ملت خوانده و سازمان را مایه صلاح دانسته است و کسانی را که با آنها برخورد می کردند را به سختی مورد نکوهش قرار می داد که خداوند آنها را نخواهد بخشید. از این رو در کشتارهای فجیعی که به دست منافقین صورت می گرفت آقای بازرگان هیچ عکس العملی نشان نمی داد؛ در عوض، وقتی تعدادی از منافقین به خاطر جنایت های خود مجازات می شدند، نهضت آزادی اعتراض می کرد.
در سال های اخیر نفرت مردم مسلمان کشورمان از سازمان منافقین جرئت آشکار کردن حمایت از منافقین را از نهضت آزادی گرفته است، نیز امروز شخصی مثل بازرگان را در اختیار ندارد که بتواند بی پرده از سازمان حمایت کند. با این حال، نهضت آزادی در قالب گروه ملی - مذهبی، تلاش دارد ضمن اضافه کردن عکس حنیف نژاد در کنار سایر شخصیت های به اصطلاح تاریخی ملی - مذهبی، نام سازمان را زنده نگه دارد. همچنین، همه ساله به مناسبت اعدام چهار تن از بنیانگذاران سازمان در خردادماه 1351، مراسم سالگرد بر پا می کند. افزون بر این، در مواقع دیگر نیز برای شماری از افراد سرشناس جریان نفاق که در دادگاه های انقلاب به جرم جاسوسی و کشتار مردم به قصاص محکوم شده بودند، در خارج کشور، مراسم سالگرد برگزار می کند.(13) این رفتارها، حاکی از آن است که نهضت آزادی از روز تولد فرزند خود، یعنی سازمان منافقین تا به امروز، همیشه و همه جا و با تمام امکانات، در سخت ترین شرایط از آنها حمایت کرده است. اکنون نیز به هیچ روی حاضر نیست از این حمایت ها دست بردارد.
* پی‌نوشت‌های در دفتر نشریه موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: