صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۶ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۲۲۴۹۳۹
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های نهضت آزادی ایران (18)
تألیف:ولى‌الله بهرامى تنظیم:عبد‌لله شمسى مقدمه: در قسمت قبل دیدگاه نهضت آزادی در مورد سازمان مجاهدین خلق(منافقین) مورد بررسی قرار گرفت، در این قسمت چگونگی و میزان تأثیرپذیری این سازمان از نهضت آزادی و افکار بازرگان بررسی و تبیین خواهد شد.

اعضای اولیه سازمان مجاهدین خلق، به طور عمده از میان دانشجویان یا فارغ التحصیلان دانشگاه ها بودند که در جریان فعالیت انجمن های اسلامی و شاخه دانشجویی نهضت آزادی، با مسائل مذهبی آشنا شده بودند. آشنایی آنها با مذهب به طور معمول از طریق آثار مهندس بازرگان بود. بنا به نوشته خود سازمان، پس از قرآن و نهج البلاغه،آموزش های دینی آنها بر محور کتاب «راه طی شده» بود.
«محمد حنیف نژاد» که در حقیقت، نظریه پرداز اصلی سازمان به حساب می آمد، اظهار می دارد: «کتاب هایی که مطالعه کرده ام عبارتند از: راه طی شده، خدا در اجتماع، بی نهایت کوچک ها، ذره بی انتها و کار در اسلام که مربوط به آقای بازرگان است و همچنین تفسیر پرتوی از قرآن نوشته آقای طالقانی. ما برای بالا بردن سطح اعتقادات افراد، از کتاب های آقای مهندس بازرگان و طالقانی استفاده می کردیم.»(1)
«حسین روحانی» از اعضای گروه عقیدتی سازمان نیز فهرست کتاب هایی را که در سازمان مطالعه می شد این گونه بیان کرده است: «راه طی شده، خدا در اجتماع، عشق و پرستش، مسئله وحی، اسلام مبارزه و مولد (همه از مهدی بازرگان)، جهاد و شهادت و تفسیر پرتوی از قرآن (آقای طالقانی) خلقت انسان و قرآن و تکامل (یدالله سحابی).»(2)
در جای دیگر می گوید: «آموزش سازمان، در چهار قسمت بود: یک قسمت، ایدئولوژی بود که ابتدا راه طی شده، انسان و خدا و ترمودینامیک انسان و سایر کتاب های مهندس بازرگان و سپس پرسش و پاسخ در خصوص همین کتاب ها و تفسیر قرآن تدریس می شد. دومین کتاب، ایدئولوژی سازمان راه انبیا راه بشر، نوشته «حنیف نژاد» برگرفته از تئوری های بازرگان در کتاب راه طی شده بود.» البته به این تفکرات لباس مارکسیستی یا به اصطلاح مجاهدین، لباس علمی پوشانده شد.
«محسن نجات حسینی» از اعضای اولیه سازمان می گوید: « بازرگان و آقای طالقانی می کوشیدند تا دین را با علوم جدید تطبیق دهند. او سپس ادامه می دهد که با یک نگاه کوتاه به فرهنگ آموزشی سازمان، مجموعه ای از دو دیدگاه متضاد، یعنی ماتریالیسم و مذهب به چشم می خورد. در این آموزش ناهمگن، هر کجا مذهب از پاسخ به سوالی عاجز می ماند، با توسل به ماتریالیسم علمی جواب داده می شد و هر وقت مسئله ای احساسی و عاطفی بود، با توجیه مذهب پاسخ داده می شد و این شیوه سازمان همان ادامه راه نهضت آزادی بود.»(3)
در هر حال، ارتباط تشکیلاتی نهضت و سازمان، به گونه ای است که در شکل گیری عقیدتی سازمان و پیوستگی سیاسی آنها تردیدی باقی نمی گذارد. سازمان به شدت متأثر از عقاید و آرای شخص بازرگان بود، اما به تدریج به لحاظ سیاسی و عقیدتی از نهضت فاصله گرفت، با این حال، سازمان، سعی می کند از نهضت برای کسب مشروعیت استفاده کند. در حقیقت کتب بازرگان در سازمان، سنگ بنای انحراف را گذاشت. این انحراف، از آنجا ناشی می شد که بازرگان می کوشید علوم جدید را به تفسیر دینی سنجاق کند. قرائت علمی بازرگان از مبانی دینی، نخستین گام های سازمان، برای گسترده کردن این قرائت با مبانی مارکسیسم بود، چنانکه در اظهارات بنیانگذاران سازمان شاهد هستیم، عمده ترین دلیل تأثیرپذیری بنیانگذاران از بازرگان، ساختارشکنی او در تبیین دین است. مسعود رجوی در این باره می گوید:
«ما همیشه معترف بوده ایم که مهندس بازرگان در تاریخ معاصر ایران نخستین پرچمدار روشنفکری است که رابطه علم و اسلام را مجدداً کشف نمود و به همین دلیل نیز مدت ها ملعون و منفور بسیاری از حوزه نشینان واقع شد. همین که مهندس بازرگان در برخی زمینه های علمی به شناساندن چهره های واقعی اسلام به نسل جوان مسلمان آغاز کرده، امتیاز بزرگی است؛ اگر چه مهندس در رابطه علمی - اسلامی که فوقاً گفتم هیچ گاه از حدود علوم طبیعی فراتر نرفت و به علوم اجتماعی نرسید و این رسالتی بود که به عهده مجاهدین بود.»(4)
می توان گفت که در راستای تأثیرات فکری سازمان از نهضت و به موازات تعاملات سازمان با اندیشه های مارکسیستی، مجاهدین از بازرگان عبور می کردند. با این حال، آنها همواره بر پیوندهای اولیه و تأثیراتی که از بازرگان گرفته بودند، تأکید می کردند. با این وجود، پس از ورود به فاز نظامی در سال 50 و کشته شدن رهبران اولیه و بعد از آن، سازمان از نهضت آزادی فاصله گرفت. «تراب حق شناس» از اعضای برجسته سازمان که در سال 54، با شمار دیگری از اعضای سازمان، گروه مارکسیستی «پیکار» را بنیان نهاد، در خصوص گذر از بازرگان و اندیشه های او می گوید:
«اما گسست ما از اندیشه دینی بازرگان، طی سال های 52 تا 54 رخ داد. این اندیشه دینی که به اسلام از دریچه علم و به ویژه فیزیک و ترمودینامیک می نگریست، ما به آن از دریچه مسائل اجتماعی و به قول خودمان انقلابی و روزنه هایی از دیالکتیک و مارکسیسم نیز می نگریستیم و دورنمای شگفت انگیزی مانند جامعه بی طبقه توحیدی به چشم مان می آمد...
پس از گسست سیاسی از بازرگان در نیمه دهه 1340، گسست فلسفی از او در نیمه دهه پنجاه، به نظرمان ضروری گشته بود.»(5)
آنچه از سخنان «تراب حق شناس» و «مسعود رجوی» که از قضا هر دو خود را به نوعی از نظریه پردازان سازمان می دانند، برمی آید این است که آنها معتقدند که قرائت علمی بازرگان از دین، زمینه های گرایش به ایدئولوژی علمی و تبدیل آن به مارکسیسم را فراهم آورده است. هر دو، اذعان دارند که به هر حال، آثار بازرگان مفری برای گذر از اسلام فقهی است. رجوی در این خصوص می گوید: «در حالی که کتاب راه طی شده، پیوسته یکی از کتب اولیه تعلیماتی مجاهدین است، ولی فصل چهارم آن را که گاه وارد مسائل اجتماعی می شود، پیوسته باید انتقادی می خواندیم. کما اینکه نه فقط کتاب راه طی شده، بلکه جزوه از خودپرستی تا خداپرستی نیز یک مدرک تعلیماتی خوب محسوب می شد.»(6)
نکته قابل توجه آن است که تعابیر آقای بازرگان از قیامت، معاد و دیگر مسائل دینی در کتاب راه طی شده، همگی مادی هستند و سازمان نیز با تأثیر از همین برداشت ها، کتاب راه انبیا راه بشر را تدوین می کند که در آن همه جهان، مادی معرفی شده است.
وجوه مشترکی چون: علم زدگی تجربی، بریدن از روحانیت و مرجعیت و ... میان این دو گروه، سبب شده بود که در همه شرایط، از همدیگر حمایت کنند؛ هر چند اختلافاتی با همدیگر داشتند. این رابطه دو سویه، حتی پس از انقلاب که سازمان به صورت مسلحانه رو در روی نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت و هزاران نفر را به خاک و خون کشید ادامه یافت. سازمان، در سال 85، هجمه های به اصطلاح اپورتونیست های چپ نما به مهندس بازرگان را لجن مال کردن مجاهدین دانست و از او به عنوان فردی که افتخار پیشگامی در مسیر شکفتن علمی تبینات و احکام اسلامی در تاریخ معاصر با نوشتن کتاب راه طی شده، به او رسیده است، نام برد و اعلام کرد که مجاهدین، پیوسته از این لحاظ خود را مدیون او می دانند.(7)
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: