صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۰ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۲۲۵۴۹۳
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های نهضت آزادی ایران (20)

تألیف: ولى الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى

دیدگاه نهضت آزادی درباره رابطه با آمریکا
نهضت آزادی و به خصوص مهندس بازرگان، چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی، درباره ایالات متحده آمریکا و رابطه با آن، دیدی کاملاً مثبت داشته اند و به هیچ روی آمریکا را دشمن ملت ایران نمی دانستند. آنها نه تنها خواهان گفت وگو با مسئولان آمریکایی بوده اند، بلکه در مصاحبه های رسمی خود بر برقراری رابطه مستقیم با آمریکا تأکید داشته و این اشتیاق و دلدادگی خود را همواره به ملت ایران نسبت داده اند.
نگاه نهضت آزادی به آمریکا، همانند دیدگاه شان درباره غرب است. نهضت آزادی همان گونه که پیش تر گذشت، غرب را مهد تمدن، علم، نظم، مدیریت و دموکراسی قلمداد می کند و با نوعی تحسین و احترام به آن می نگرد. آقای بازرگان در کتاب «راه طی شده» می گوید که بشر امروز در جوامع غربی، توانسته به کمک دانش و کوشش خویش، راه انبیا را بپیماید. طبیعی است که منظور اصلی آقای بازرگان از جوامع غربی، آمریکا می باشد؛ دلیل آن نیز ارتباطات وسیعی است که اعضای نهضت با این کشور داشته اند، آقای بازرگان غرب را متمدن، متدین و مقتدر می خواند و با صراحت همه چیز ما را اعم از فکر کردن، درس خواندن، مبارزه، انقلاب، ضدیت با استعمار و استثمار و... ارمغان غرب می داند.(1)
روشن است چنین طرز تفکری، روابط گسترده نیز در پی خواهد داشت. برپایه همین دیدگاه بود که اعضای نهضت آزادی برای ارتباط با آمریکایی ها مسابقه گذاشته بودند و هر آنچه در این کشور می گذشت را به آنها گزارش می کردند تا جایی که بعضی از آنها چندین اسم رمز داشتند. افزون بر ارتباط اعضای نهضت قبل از انقلاب، آنچه مایه حیرت بود، سبقت گرفتن همکاری اعضای نهضت از یکدیگر برای برقراری رابطه با وزارت خارجه و سفارت آمریکا بعد از انقلاب بود. در دوران دولت موقت، «هاشم صباغیان» وزیر کشور، «احمد صدرحاج سیدجوادی» وزیر دادگستری، «حسن نزیه» رئیس شرکت نفت، «امیر انتظام» سخنگوی دولت، «علی محمد ایزدی» وزیر کشاورزی و... بر خلاف عرف دیپلماتیک و قانون، با سفارت آمریکا و دیگر دست اندرکاران در تماس بودند و مسائل کشور را به اطلاع آنها می رساندند و در این دیدارها از آمریکا خواسته می شد که از ایران حمایت کند و در مقابل نمایندگان آمریکا نیز خواسته های خود را مطرح می کردند.(2)
امیر انتظام در یکی از ملاقات ها با«لینگن»کاردار سفارت آمریکا به او هشدار داد که ممکن است مردم از ملاقات های پی در پی شما با اعضای نهضت و آنچه در این ملاقات ها می گذرد آگاه شوند و آن را بزرگ هم جلوه دهند و دردسرساز شود؛ بهتر است که دیدارها با برنامه ریزی بهتر صورت گیرد. در این میان، «لینگن» با زیرکی خاصی در پاسخ می گوید: «بحث های آزاد و خصوصی، جزئی از دوستی واقعی می باشد و مشکلی به وجود نمی آید.»(3)
با این مقدمه دیدگاه و تا حدودی عملکرد نهضت آزادی درباره آمریکا در دو برهه پیش و پس از انقلاب بررسی می شود.
دیدگاه نهضت آزادی نسبت به آمریکا قبل از انقلاب
در سال 56 همزمان با اقدام شاه در اعطای آزادی های حقوق بشری کارتر در ایران، جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر با تلاش چند تن از بنیانگذاران و اعضای اصلی نهضت آزادی و شماری از همفکران آنها شکل گرفت. این جمعیت، در این فاصله، یعنی از زمان تأسیس تا پیروزی انقلاب، روابط بسیار گسترده ای با آمریکا داشت؛ برای نمونه:
1- پس از کشتار خونین رژیم پهلوی در هفده شهریور 57، جمعیت دفاع از حقوق بشر، در نامه ای از معاون وزیرخارجه آمریکا می خواهد که با اقدامات سریع در رفع ظلم و ستمی که به ملت ایران وارد می شود و برقراری آزادی و حکومت قانون، ملت ایران را یاری دهد.(4)
این سوال در ذهن ها شکل می گرفت که کمک خواستن از آمریکا برای برقراری آزادی و حکومت قانون، آن هم کشوری که با کودتای 28 مرداد شاه را حاکم کرد و خود مسئول مستقیم کشتارها و بزرگ ترین عامل نقض حقوق بشر و حامی رژیم دیکتاتوری است، چه معنایی دارد؟
2- دومین نامه در (14/9/57)با امضای آقای بازرگان است که ضمن خطاب کردن کارتر به حضرت پرزیدنت کارتر، رئیس جمهوری ممالک متحده آمریکا، به نکاتی از اعلامیه ها و اظهارنظرهای کارتر درباره شاه و علاقه دولت آمریکا به وجود نظم در ایران و نیرومندی دولت برای ایجاد ثبات و صلح در منطقه و حفظ منافع آمریکا اشاره کرده و آورده است: «در مورد مطلب آخر، ما ایراد اصولی نداریم؛ شما در برابر هموطنان و انتخاب کنندگان خود مسئول بوده، طبیعی است که از منافع شان دفاع کنید. از این بابت هم که میان ما و شما چه تناقض یا چه امکان توافقی وجود دارد، صحبتی نمی کنیم؛ مسئله سیاسی است و خارج از اساسنامه حقوق بشر... اما مسئله منافع اقتصادی و سیاسی منطقه ای دولت آمریکا و احتراز از سقوط ایران در دام بلوک مخالف، آیا حتماً و صرفاً در سایه حکومت استبدادی دشمن حقوق بشری تأمین می شود؟ در جاهای دیگر دنیا که حکومت های ملی و قانونی دارند، آیا استقلال سیاسی آنها و منافع و حقوق حقه همسایگان و بیگانگان پایمال می شود؟»(5)
چنان که از نظر گذشت، در این نامه، اصل منافع آمریکا به رسمیت شناخته شده و تنها، شیوه تأمین آن زیر سوال رفته است.
ملاقات های سران نهضت آزادی قبل از انقلاب با آمریکایی ها، به یک یا چند بار ختم نمی شود. آقای بازرگان در سال 58 می گوید: «ماها از 26 سال پیش، نه تنها با آمریکا که با بعضی از کشورهای اروپایی به خاطر انقلاب ارتباطات پنهانی داشته ایم.»(6) این که آقای بازرگان ملاقات های سران نهضت با آمریکایی ها را به خاطر انقلاب جلوه می دهد، قابل قبول نیست؛ چرا که آنها با پذیرفتن قانون اساسی و سلطنت، نمی توانستند انقلاب را قبول داشته باشند. موید این موضوع سخنان بازرگان در سال 63 است که می گوید: «اگر امام ملاقات با بختیار را می پذیرفت، ما این همه خون ریزی و خرابی های بعدی را نداشتیم.»
در سال 57 که در سراسر کشور شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شاه بلند بود، نهضت آزادی می کوشید آمریکا و شاه در این کشور باقی بمانند. در اسناد منتشر شده لانه جاسوسی، چهارده مورد ملاقات رهبران نهضت آزادی از جمله بازرگان، سحابی و توسلی با فرستادگان آمریکا، سفیر و اعضای بلندپایه آمریکا، آن هم تنها در سال 57 آمده است. در این ملاقات ها، تمام اطلاعات مربوط به امام، روحانیان، رهبران انقلاب، چگونگی مقابله با آنها، چگونگی جلوگیری از شکست پهلوی یا روی کار آمدن افراد ملی و... بحث شده است. در این ملاقات ها، اعضای نهضت آزادی سراپا گوش بودند تا امر و نهی های فرستادگان آمریکا را به اجرا بگذارند.(7)
نهضت آزادی چند نفر رابط با سفارت آمریکا داشت که اخبار و اطلاعات مربوط به انقلاب را به طور منظم به آمریکایی ها می دادند که در میان آنها، می توان از ناصر میناچی، عباس امیرانتظام و محمد توسلی نام برد.
همچنین آقای بازرگان در دو ملاقات دیگر در خرداد 57 به مأمور سیاسی سفارت آمریکا می گوید که جنبش اسلامی به طور اساسی متمایل به غرب است، نهضت آزادی به قانون اساسی معتقد است و اگر شاه آن را اجرا کند سلطنت را می پذیریم.(8)
متوسل شدن نهضت آزادی به آمریکایی ها برای نگاه داشتن شاه بر سر قدرت، در دیدگاه بسیار مثبت نهضت آزادی به آمریکا ریشه دارد. در زمانی که حضرت امام(ره) همه بدبختی های ملت ایران را زیر سر آمریکا می دانست و شعار هر روز مردم ایران نیز مرگ بر آمریکا بود، نهضت آزادی از آمریکا به عنوان یک میانجی بی طرف می خواهد که مسائل ایران را حل و فصل کند.
* پی‌نوشت‌های در دفتر نشریه موجود است.

نام:
ایمیل:
نظر: