صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۰۳۳
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های نهضت آزادی ایران (21)

تألیف: ولى الله بهرامى
تنظیم: عبدالله شمسى

دیدگاه نهضت آزادی در خصوص آمریکا بعد از انقلاب اسلامی
مهندس بازرگان یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مصاحبه با خبرنگار نیویورک تایمز و نیوزویک در خصوص روابط ایران و آمریکا با صراحت اعلام می کند:
«دولت انقلابی ایران، مشتاق است روابط خوب خود را با آمریکا از سر بگیرد... ما روابط دوستانه ای با ایالات متحده داشته ایم و میل داریم روابط دوستانه را با ایالات متحده و تمامی کشورهای جهان حفظ کنیم.»(1)
در حالی که ملت ایران همواره آماج توطئه ها و خیانت های آمریکای جنایتکار قرار داشت، بازرگان و دیگر سران نهضت آزادی در دولت موقت، به صورت یک طرفه به تعریف و تمجید آمریکا پرداخته و برخلاف نظر امام، دست دوستی به سوی آمریکا دراز کرده بودند.
هاشم صباغیان از اعضای نهضت آزادی و وزیرکشور دولت موقت، در مهر 1358، با کاردار سفارت آمریکا دیدار کرد و نگرانی های خود را از آنچه در ایران می گذرد به او منتقل کرد! احمدصدر حاج سیدجوادی، وزیر دادگستری و از اعضای نهضت، در 9 مرداد 1358، در دیدار با کاردار سفارت از دادگاه های انقلاب گلایه کرد و اظهار داشت: «روابط ایران و آمریکا در گذشته خوب بوده و دلیلی وجود ندارد که دو کشور نتوانند به این روابط خوب و سودمند ادامه دهند.»
ناصر میناچی در دیدار با کاردار آمریکا، ضمن گلایه از عملکرد دادگاه ها در اعدام مسئولان رژیم سابق، اعلام داشت که دولت موقت درصدد است، انتقادات آیت الله خمینی درباره روابط خارجی و روابط با آمریکا را کم کند و او را از عرصه بین المللی کنار بگذارد.(2)
دکتر ابراهیم یزدی، معاون نخست وزیر وقت، در اوایل انقلاب در دیدار با کاردار سفارت آمریکا، دخالت های آمریکا در رژیم گذشته را مربوط به گذشته دانست و اعلام داشت که زمینه های همکاری بسیاری وجود دارد و ایران نیازمند تکنولوژی و محصولات کشاورزی آمریکاست و ایران نه تنها قصد قطع رابطه با آمریکا را ندارد، بلکه می خواهد این روابط را بهبود بخشیده، گذشته را فراموش کند.(3)
اظهارات سران نهضت آزادی در خصوص رابطه با آمریکا چنان بود که آمریکایی ها را به وجد آورد؛ به گونه ای که وزارت خارجه آمریکا به سفارت خود در تهران دستور داد: «هنگامی که شما یزدی یا امیرانتظام را ببینید، خواهشمند است قدردانی ما را از اظهارات اخیر مفیدشان در تلویزیون راجع به روابط ایالات متحده و ایران ابراز دارید.»(4) لازم به توضیح است که سه روز پیش از صدور این دستورالعمل، این دو نفر، آشکارا از ادامه قراردادها و روابط با غرب سخن گفته و بر لزوم حضور متخصصان نظامی آمریکایی در ایران تأکید کرده بودند.
امیرانتظام در اعتراف های خود آورد که ملاقات هایش با مسئولان سفارت آمریکا، روزانه یا چند بار در هفته بوده است. وی علت این امر را حجم قراردادها با آمریکا دانست. وقتی امیرانتظام به سمت سفیر ایران در سوئد نصب گردید، جاسوسان آمریکایی روانه سوئد شدند. به گونه ای که مراودات امیرانتظام در سوئد، با آمریکا، بیشتر از سوئدی ها بود. به همین جهت نیز آمریکایی ها جایزه حقوق بشر 1375 (برونوکراسکی) را برای قدردانی از امیرانتظام، به او اختصاص دادند. در 31 مرداد 58، یکی از اعضای سازمان سیا به نام «بیدن کوپف» به مدت دو ساعت با بازرگان، یزدی و امیرانتظام ملاقات و آنها را درباره اوضاع منطقه توجیه کرد. در این دیدار که کاردار و رایزن سیاسی سفارت نیز حضور داشتند، امیرانتظام خطاب به کوپف گفت: «امیدوارم «سازمان» شما، روابط خود را با ما بهبود بخشد، همان طور که کشورهای مان با تلاش دکتر یزدی و کاردار، روابط را بهبود بخشیده اند. این گفته امیرانتظام، نشان می دهد که وی به خوبی می دانسته که طرف مقابل شان سازمان سیا است، نه سفارت آمریکا.»(5)
این دوستی های یک طرفه در حالی بود که آمریکا با آن سابقه ننگین در غارت منابع و به خاک و خون کشیدن جوانان کشور، نه تنهاحاضر به عذرخواهی نشده بود، بلکه باز هم در امور داخلی ایران دخالت می کرد و اعلام می داشت که اگر اعدام ها ادامه پیدا کند روابط ایران و آمریکا دچار اختلال می شود که حضرت امام اعلام کرد: «الهی که به خطر بیفتد، ما روابط با آمریکا را می خواهیم چه بکنیم، روابط ما با آمریکا، روابط یک مظلوم با یک ظالم است، روابط یک غارت شده با غارتگر است.»(6)
اما بازرگان و دوستانش به دوستی علنی با آمریکا اصرار داشتند، از این رو، در اولین سفر خارجی خود، بدون توجه به شرایط و مناسبات دو کشور ایران و آمریکا، با کمال شگفتی، در الجزایر با برژینسکی مشاور امنیت ملی کارتر ملاقات کردند. بازرگان درباره این ملاقات گفت: «در این دیدار، موضوع قراردادهای گذشته ایران و آمریکا و چگونگی مناسبات و روابط دو کشور مطرح شد.»
کاردار سفارت آمریکا درباره اعتقاد بازرگان به روابط ایران و آمریکا می نویسد: «مناسبات حسنه با ایالات متحده، از اعتقادات شخصی نخست وزیر است و حتی هنگامی که قرار بود یزدی پست وزارت خارجه را تحویل بگیرد، نخست وزیر از او در این باره پرسیده بود تا این که اطمینان حاصل کرد که یزدی از مناسبات دوستانه با آمریکا پشتیبانی می کند.»(7)
بده بستان های دولت موقت، به خصوص بازرگان، یزدی، امیرانتظام و... با آمریکا، تمامی نداشت.
آمریکایی ها خوشحال بودند که از در بیرون رفته اند و از پنجره باز گشته اند.
بازرگان در قضیه اشغال لانه جاسوسی آمریکا در ایران که امام آن را انقلاب دوم نامید، اوج وابستگی خود به آمریکا را نشان داد. وی نه تنها با این امر مخالفت کرد، بلکه بدترین توهین ها را نثار دانشجویان خط امام کرد. وی این کار دانشجویان را خلاف عرف بین المللی دانست و آن را اقدامی شیطانی خواند و اعلام کرد که دانشجویانی که اسم خود را دانشجویان پیرو خط امام گذاشته اند، خط شیطان هستند و ضد انقلاب هستند.(8) چند روز بعد، امام در یکی از سخنان خود به این برخورد بازرگان اشاره کرده، فرمود:
«خط این بود که این قضیه مرگ بر آمریکا منسی بشود، لهذا دیدید که این جوان های بیدار عزیزمان این لانه جاسوسی را گرفتند. این شیاطین به دست و پا افتادند یکی گفت اینها خط شیطان هستند... برای این که پرونده های اینها ظاهر می شد... این جوان های عزیز ما که می گفتند ما در خط اسلام هستیم می گفتند بهشان که شما در خط شیطان هستید.»(9)
پس از اشغال لانه جاسوسی و شکستن ابهت آمریکا ـ که کارتر رئیس جمهور آن را بحران بزرگ، دردسر عظیم و دوران تحقیر ملی آمریکا نام گذاشت(10)- باز هم بازرگان این کار را به نفع آمریکا دانست و دلایل فراوانی نیز برای آن برشمرد.(11) و برای اینکه جرم آمریکا را کوچک نشان دهد، در برابر امام که فرموده بود آمریکا شیطان بزرگ است، طی سخنانی صریح گفت: «شیطان بزرگ تر یا اکبر هم داریم و آن مارکسیسم است.»(12)
در اثر این قبیل مواضع و ساختارشکنی ها بود که حضرت امام در اواخر سال 66 طی نامه ای به وزیر کشور، به دلایل گوناگون، از جمله طرفداری از آمریکا، نهضت آزادی را برای هیچ امری از امور کشور صالح ندانستند:
«نهضت به اصطلاح آزادی، طرفدار جدی وابستگی کشور ایران به آمریکاست و در این باره از هیچ کوششی فروگذار نکرده است و حمل به صحت اگر داشته باشد آن است که شاید آمریکای جهانخوار (را) که هر چه بدبختی ملت مظلوم ایران و سایر ملت های تحت سلطه از او دارند و از ستمکاری اوست، ]را[ بهتر از شوروی می دانند و این از اشتباهات آنهاست. به هر صورت، به حسب این پرونده های قطور و نیز ملاقات های مکرر اعضای نهضت آزادی چه در منازل خودشان و چه در سفارت آمریکا و به حسب آنچه من مشاهده کردم از انحرافات آنها، اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملت های مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می زدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می خورد که قرن ها سر بلند نمی کرد.»(13)
حضرت امام در اواخر عمر شریف خود در رابطه با شیفتگی نهضت آزادی به ایجاد روابط و در غلتاندن مجدد کشور به دامان آمریکا اینگونه بیان می فرماید: «الان هم سخت معتقدم که آنان به چیزی کمتر از انحراف انقلاب از تمام اصولش و حرکت به سوی آمریکای جهانخوار قناعت نمی کنند.»(14)
دیدگاه نهضت آزادی درباره آمریکا پس از درگذشت مهندس بازرگان نیز هیچ تفاوتی نکرد و این گروه همواره خواب روابط گسترده با آمریکا را می بیند. دکتر یزدی، دبیرکل فعلی گروه غیرقانونی نهضت آزادی، در سال 74 می گوید: «چرخش در سیاست آمریکا را باید جدی گرفت و به نفع مصالح ملی ایران است که مقامات جمهوری اسلامی ایران روابط با آمریکا را به حالت عادی در آورند.»(15)

نام:
ایمیل:
نظر: