صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۳ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۲۲۶۸۴۹

رضا اشرفى
غرب در حالی به دنبال تقسیم غنایم جنگ لیبی است که دو رویداد این رویاها را به کابوس غرب مبدل ساخت.
کشف اسناد همکاری دستگاه های اطلاعاتی آمریکا و اروپا با قذافی و حتی تلاش آنها برای حفظ قذافی در هفته های آغازین قیام مردم و دیگری تأکید شورای انتقالی بر اسلامی بودن مبنای قانون اساسی لیبی اساس این کابوس ها را تشکیل می هد.
در این میان صحبت های «مصطفی عبدالجلیل»، رئیس اجرایی شورای ملی انتقالی لیبی در خصوص ریشه های اسلام گرایی در قیام و انقلاب لیبی و همچنین مبنی قرار گرفتن اصول اسلامی در ساخت سیاسی مردم سالار لیبی جدید، مصداق روشنی از بیداری اسلامی در تحولات منطقه خاورمیانه است. اگر غیر از این باشد باید متعجب بود. این کشور بیش از شش میلیون جمعیت دارد که 97 درصد آن را مسلمانان تشکیل می دهند. بنابراین فرهنگ اجتماعی لیبی برساخته از دین اسلام است. نمونه آن را می توان در زنان این کشور مشاهده کرد که بر اساس آمار بیش از 95 درصد آنها محجبه هستند. پنج درصد دیگر را باید در نزدیکی این کشور به اروپا و تأثیر آن بر عده قلیل جست وجو کرد که عموماً در هر کشوری حتی آنهایی که به لحاظ جغرافیایی دور از کشورهای غربی هستند، دیده می شود. بنابراین اگر چه گفته های «عبدالجلیل» درخصوص مبنا قرار دادن اصول اسلامی در ساخت سیاسی آینده لیبی ستودنی است، اما نباید فراموش کرد که وی در کشور لیبی و در فضایی انقلابی و در میدان شهدای طرابلس سخن می گفت. در چنین شرایطی نمی توان از حاکمیت سکولار یا هر شیوه ای از حکومت با ادبیات غربی سخن به میان آورد.
 از این رو بود که رئیس اجرایی شورای ملی انتقالی لیبی از ذهن و زبان مردم کشور بهره برده و اسلام را مبنای حکومت لیبی خوانده است که هیچ ایدئولوژی افراط گرایانه از چپ و راست اجازه ورود به آن را نخواهد داشت. میزان تأثیر و تأثرات متقابل اسلام و مردم در لیبی به اندازه ای است که معمر قذافی نیز نمی توانست آن را نادیده بگیرد و در بسیاری از موارد به خصوص در سال های اولیه حکومت خود همواره آن را لحاظ می کرد، اما زمانی که شکل و میزان قدرت خود را تقویت کرد گام به گام از آن فاصله گرفت و همزمان با آغاز مخالفت های مردمی بار دیگر سعی کرد خود را وامدار اسلام بداند و با مشارکت در نمازهای جماعت و مراسم قرائت قرآن مخالفان را راضی به عقب نشینی کند؛ نمایشی که دیگر اجرایش دیر شده بود و نتیجه ای برای وی به همراه نداشت. در هر صورت مواضع انقلابیون در خصوص نقش پررنگ دین در قانون اساسی و حکومت لیبی، کشورهای غربی را دچار مشکل کرده است. از این رو 48 ساعت از سخنرانی «مصطفی عبدالجلیل» نگذشته بود «آندره فوس راسموسن»، دبیر کل ناتو نسبت به آن موضع گرفت. ناتو و غرب که به بهانه انقلاب در لیبی و با تأییدیه شورای امنیت سازمان ملل، خود را وارد معرکه این کشور کرد، در حال حاضر به دنبال سهم خواهی از آن است.
بنابراین به هیچ وجه نمی تواند سخنان دین محورانه رهبران انقلاب را هضم کند. «راسموسن» که با روزنامه انگلیسی «دیلی تلگراف» گفت و گو می کرد به صراحت اعلام کرد که ناتو و غرب نگران روند سیاسی لیبی و به تعبیر خود حضور اسلام گرایان تندرو در عرصه سیاسی این کشور هستند. این جملات نشان می دهد که غرب هنوز تمایلی ندارد تا در روابط خود با کشورهای اسلامی فرهنگ اسلامی آنها را لحاظ کند. بنابراین همواره به دنبال این است که با نگاهی از بالا به کشورهای اسلامی آنها را زیرمجموعه ای از خود دانسته و همواره حاکمیتش را بر سرشان پهن کند. بنابراین شکی نیست که در شرایطی که بیداری اسلامی در تحولات لیبی خود را بیش از گذشته نمایان کرده، مخالفت ها با آن را افزایش دهد. غرب با سلاح های ناتو از ابتدا در صدد این بود که در نبود قذافی، لیبی از کف شان نرود.
 دلیل اصلی قطعنامه شورای امنیت در تأیید حمله به این کشور نیز همین بود؛ سناریویی که در آن زمان روسیه و چین کمتر به آن فکر می کردند و فریب فریادهای بشردوستانه انگلیس، فرانسه و آمریکا را خوردند. البته این را هم نباید فراموش کرد که کشورهای غربی برای پیشبرد اهداف شان از همه امکانات و توانایی ها به خصوص در عرصه رسانه ای بهره بردند و بخش وسیعی از افکار عمومی جهان را به سمت خود کشاندند. این مسئله روسیه و چین را در برابر عمل انجام شده قرار داد زیرا اگر با قطعنامه مخالفت می کردند، مهر حمایت از دیکتاتوری بر پیشانی سیاست آنها می خورد، اما مسئله مهم در این زمینه موضع گیری نامناسب بسیاری از کشورهای اسلامی بود.
کشورهای اسلامی به دلایل عمده از جمله اینکه بسیاری از حاکمان آنها مدیون مهربانی غرب برای ماندن در ساختار قدرت هستند، چشم خود را در برابر تحولات لیبی و دخالت های غرب بستند، اما ادامه این رفتار در این مرحله که مردم لیبی، قذافی دیکتاتور را کنار زده و به دنبال ایجاد یک دموکراسی اسلام گرایانه هستند، جایز نیست. اگر کشورهای اسلامی در تشکیل دولت اسلام گرای لیبی تلاش نکنند و غرب را در ربایش انقلاب لیبی تحت فشار قرار نداده و آن را از این کار منصرف نکنند، جوابی برای تاریخ نخواهند داشت. این مسئله در دیگر کشورهای انقلابی خاورمیانه همچون بحرین، یمن و حتی عربستان و اردن نیز صدق می کند. آمریکا و غرب همه همت خود را یکی کرده تا به هر شکل ممکن انقلاب های منطقه ای را از اسلامی شدن آنها و ایجاد حکومتی دین محور منحرف کنند، زیرا از بالغ شدن انقلاب های اسلامی منطقه به شدت هراس دارند. مسئله ای که «زبینگو برژینسکی» به عنوان یکی از بزرگ ترین استراتژیست های آمریکا نسبت به آن هشدار داد و به صراحت اعلام کرد که قیام های خاورمیانه خواست های آمریکا را برآورده نمی کند.

نام:
ایمیل:
نظر: