دکتر یدالله جوانی
انتشار گزارش کمیته مطالعات عراق موسوم به گزارش بیکر ـ همیلتون، همه طرفهای درگیر در صحنه عراق و از جمله بوش به عنوان تصمیمگیر اصلی اشغال عراق را متقاعد ساخت که سیاستهای آمریکا در عراق با شکست مواجه شده است. پذیرش شکست در صحنه عراق از سوی کاخ سفید و پنتاگون و شخص رئیسجمهور آمریکا، گفتمان ضرورت تغییر سیاستها در عراق را شکل داد و در نهایت در اوایل سال 2007 میلادی و پس از قریب چهار سال اشغالگری، بوش طی نطقی تغییر راهبرد آمریکا در عراق را اعلام کرد. بوش در برجستهترین و کلیدیترین بخش از سخنان خود میگوید: «استراتژی جدیدی که امشب مشخص میکنم، سرنوشت آمریکا را در عراق تغییر میدهد و به ما کمک میکند تا علیه تروریزم بجنگیم... شکست در عراق برای آمریکا فاجعه است... فوریترین ارجحیت برای پیروزی در عراق، امنیت، بخصوص در بغداد است... تلاشهای قبلی ما برای امن کردن عراق به دو دلیل عمده شکست خورده است. یکی کمبود نیروهای عراقی و آمریکایی کافی برای تأمین امنیت ... و دیگری بسیاری از محدودیتهایی که ما برای نیروهایمان ایجاد کرده بودیم ... بنابراین من 20 هزار نفر دیگر از نیروهای آمریکا را به عراق اعزام میکنم. عمده قسمت آنها پنج لشکر است که در بغداد متمرکز میشود.» از سخنان بوش اینگونه برداشت میشود که بغداد پاشنه آشیل آمریکاست و چالشهای امنیتی نیروهای آمریکا در مرکز عراق، سرنوشت اشغالگران را رقم خواهد زد. بر همین اساس، رئیسجمهور آمریکا در نطق موسوم به اعلام تغییر راهبرد، ضمن فاجعهآمیز خواندن شکست آمریکا در عراق، فوریترین ارجحیت برای پیروزی در عراق را، امنیت، بخصوص در بغداد اعلام کرد.
هر چند از همان ابتدا این سیاست جدید با چالشهای جدی در داخل آمریکا و خارج از آن مواجه شد و بسیاری این سیاست را از پیش شکست خورده ارزیابی کردند، اما با گذشت زمان قابل ملاحظهای از اجرای این راهبرد، حوادث و ناامنیها، انفجارات و کشته شدن تعداد زیادی از آمریکایی در عراق به ویژه در بغداد، مهر تأییدی بود برای شکست راهبرد جدید کاخ سفید که بوش بسیار به آن دل بسته بود.
در هفته چهارم فروردین سالجاری انجام دو عملیات سنگین تروریستی در بغداد از سوی القاعده به صورت همزمان، نشان داد که آمریکاییها با افزایش نیرو و اتخاذ تمهیدات جدید نیز قادر به برقراری امنیت در بغداد نیستند. انفجار بمب در رستوران نمایندگان مجلس عراق در روز پنجشنبه 23/1/1386 که به کشته و زخمی شدن 25 نفر و از جمله 2 نماینده مجلس منجر شد و همچنین فرو ریختن پل قدیمی و بسیار مهم «صرافه» بر روی رودخانه دجله در همین روز که به کشته و زخمی شدن تعدادی از شهروندان عراقی در شهر بغداد انجامید، ناتوانی اشغالگران در تأمین امنیت بغداد را آشکار ساخت. هفته گذشته نیز اشغالگران روزهای وحشتناکی را پشت سر گذاشتند. کشته شدن 10 نظامی آمریکایی در یک روز نشان میدهد که آسیبپذیری آمریکاییها پس از افزایش نیرو و اجرای راهبرد جدید بوش نه تنها کاهش نیافته، بلکه رو به فزونی دارد. انجام عملیاتهای تروریستی فروردین ماه پس از چند ماه از اجرای طرح امنیتی و آنهم در مربع امنیتی در قلب بغداد که با لایههای متعدد حفاظتی و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی از سوی نیروهای آمریکایی و برخی از نیروهای عراقی کنترل میشود، از این واقعیت حکایت میکند که نفس حضور نظامی اشغالگران در عراق، خود زمینهها و بسترهای لازم را برای اقدامات تروریستی فراهم میکند و آمریکاییها هرگز قادر به برقراری امنیت در کشور تحت اشغال نخواهند بود. اکنون یک گزینه بیشتر در برابر اشغالگران وجود ندارد و آنهم پذیرش شکست و تن دادن به خروج از عراق است.
این شکست برای آمریکا همانطور که بوش میگوید فاجعهآمیز است و پیامدهای منطقهای و بینالمللی برای آمریکا دارد. عدم خروج و اصرار بر ماندن اشغالگران در عراق، پیامدهایی به مراتب وحشتناکتر از خروج فاجعهآمیز دارد و شاید دلایل اصل پیدایی بحران بین کنگره و کاخ سفید بر سر چگونگی حل مسئله عراق به همین موضوع برگردد.
دمکراتها اصرار بر انتخاب گزینه بد نسبت به گزینه بدتر دارند و از همین روی کاخ سفید را برای خروج نظامیان آمریکایی از عراق طی یکسال آینده تحت فشار قرار دادهاند. اما بوش با این توهم که میتواند شکست را به پیروزی تبدیل کند در برابر کنگره با استفاده از حق وتو دست به مقاومت زده و بر باقی ماندن نظامیان آمریکایی در عراق اصرار دارد. اما شکست راهبرد جدید بوش، آنهم در فوریترین ارجحیت این راهبرد یعنی برقراری امنیت در بغداد از طریق افزایش نیرو، این گمانه را تقویت میکند که در نهایت بوش باید در برابر کنگره تسلیم شود و به شکست فاجعهآمیز برای رهایی از شکست فاجعهآمیزتر تن در دهد.