صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۲۸۳۲۸

على صادقى
انقلاب صنعتی که رخدادی اساسی در تحولات غرب به شمار می آید و در تحولات ناشی از استعمار و از جمله تجزیه جهان اسلام نیز نقشی جالب توجه دارد، خود تا حدی معلول استعمار است. شواهدی در ذیل می آید که اثبات می کند ابتدا استعمار بریتانیا با چپاول ثروت هایی مانند سرزمین هند، به انقلاب صنعتی دست یافت و سپس به مدد این انقلاب، پایه های استعماری خود را محکم تر کرد و در این میان تجزیه سرزمین ها برای غارت ثروت آنها هم ضروری بود.
«ویل دورانت» ثروت هند در زمان تصرف این سرزمین توسط کمپانی هند شرقی بریتانیا را چنین توصیف می کند: در عهد سلسله تیموریان هند وضع مردم نسبتاً بهتر شده بود. دستمزدها ناچیز بود. در عهد اکبرشاه دستمزد کارگران از روزی سه سنت تا 9 سنت نوسان داشت. در مقابل قیمت ها هم به همین نسبت پایین بود. در سال 1600 میلادی در مقابل پرداخت یک روپیه که به طور عادی 5/32 سنت است 88 کیلو گندم یا 126 کیلو جو خریداری می شد. در سال 1901 میلادی همان یک روپیه بهای سیزده کیلو گندم یا بیست کیلو جو بود. یکی از انگلیسی های مقیم هند در سال 1616 میلادی وفور آذوقه را در سراسر مملکت، بسیار عظیم توصیف می کند و می افزاید: «در آن جا هر کس، بی آنکه کمیابی یا قحط و غلایی، باشد نان می خورد.» انگلیسی دیگری که در قرن هفدهم در هند سیاحت می کرد، متوجه شد که متوسط مخارج روزانه اش چهار سنت است. ثروت این کشور در عهد چندره گوپته، ماوریا و شاه جهان به اوج خود رسیده بود. ثروت هند در عهد شاهان سلسله گوپته در تمام جهان ضرب المثل شده بود. «یوان چونگ» در توصیف یکی از شهرهای هند می گوید که با باغ ها و استخرها جمالی یافته بود و به نهادهای ادب و هنر آراسته بود؛ «ساکنانش در آسایش بودند و خاندان هایی در آن بودند پرخواسته، میوه و گل در آن فراوان بود... مردم سیمایی ظریف داشتند و جامه های شان از حریر رخشان بود؛ گفتارشان... روشن و بامعنا بود...» «نیکولو کونتی» سراسر سواحل گنگ را [در حدود سال 1420میلادی] پر از شهرهای آباد می بیند: «همه خوش ساخت و دارای بوستان ها و باغستان های فراوان، زر و سیم، بازرگانی و صنعت.» خزانه شاه جهان چنان سرشار بود که او دو اتاق محکم زیرزمینی داشت که گنجایش هر یک 4250 متر مکعب بود، تقریباً سرشار از سیم و زر. «وینست اسمیت» می گوید: «مدارک آن زمان جای هیچ گونه شکی باقی نمی گذارد که جمعیت شهرهای مهم تر وضع مرفهی داشتند.» جهانگردان هر یک از شهرهای آگره و فتحپور سیکری را بزرگ تر از لندن توصیف کرده اند. «آنکتیل دوپرون» که در سال 1760 به مناطق مهراته سفر می کرد، خود را «در میان سادگی و سعادت عصر طلایی» یافته است؛ «مردم شاد، پر نیرو و در سلامت کامل بودند.»
«ورا آنتستی» انگلیسی می نویسد: در هند تا قرن هجدهم، شرایط اقتصادی نسبتاً پیشرفته ای وجود داشت و روش های تولیدی، صنعتی و سازمان تجاری آن کشور با سایر بخش های جهان قابل قیاس بود... این کشور موسلین های زیبا و سایر ساخته ها و مصنوعات نفیسی را می ساخت و صادر می کرد، در حالی که نیاکان ما بریتانیایی ها در همان هنگام، زندگانی بدویان را داشتند؛ اما هند نتوانست در انقلاب اقتصادی که به دست نوادگان همان نیمه وحشی ها صورت گرفت، شرکت کند.
«پل باران»، پس از ذکر این گفته «آنتستی»، می افزاید: این «قصور» نه تصادفی بود و نه ناشی از بی لیاقتی نژاد هندی؛ بلکه ثمره تاراج حساب شده، بی رحمانه و منظم هندوستان به دست سرمایه های انگلیسی بود. این برنامه از آغاز حکمرانی بریتانیا آغاز شد. میزان تاراج و آنچه از هندوستان به یغما برده شد، چنان اعجاب آور است که «مارکیز سالیسبوری»، وزیر وقت امور هند، در سال 1875 هشدار داد: «اگر قرار است هندوستان چاپیده شود، باید این چاپیدن به نحوی عاقلانه صورت گیرد.»

نام:
ایمیل:
نظر: